بخش ۴
اطلاعات
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
حاشیه ها
مِترِس، از فرانسوی، به معنی معشوقه.
maîtresse
شیوه زن: در تداول عامه ، شیوه زننده. اهل فرقه. کسی که دارای عادتهای زشت و ناپسند اخلاقی است.
نشمیدن: عیش و نوش کردن
پاسخ به شعر حجاب ایرج میرزا:
پیامی هست از من سوی ایرج
ببر ای باد ،جُردن،سوی ایرج
پیامی واضح و گویا و روشن
ببر از جانب دل خسته »سعمن«
کجا آسوده جمع آید به یک جا
عفاف و عشوه و رندی و تقوا
سه قفله می کنی شبها چرا پس
در خانه ز بیم دزد ناکس
چرا در خانه پنهان می کنی زر
نریزی روی خاک و پله و در
اگر خود در پی دزدی نباشی
چرا از بهر حفظش در تلاشی
نمی گویی مگر باشد دلت پاک
نباید دیگرت باشد ز کس باک
برو اینک سر هر کوی و برزن
نشان ده هر چه در صندوق و مخزن
فرو پاشیده کانون محبت
شده بی بند و باری رسم و عادت
اگر قبلا اسیر دست شو بود
ولی کدبانوی خوش رنگ و بو بود
کنون گشته اسیر کل مردان
زبهر خورد و خوراکش پریشان
گر اینجا اندکی خوش رنگ و آب است
ز یمن بانوان با حجاب است
اگر فورا از این ره بر نگردد
دگر خر مهره هرگز زر نگردد
نخواندی در بیان معنای جلباب
و یا خواندی خودت را می زنی خواب
بیا ایرج ز پیغمبر حیا کن
چنین یاوه مگو شرم از خدا کن
مزن خود را به خواب ای مرد عاقل
چرا هستی ز کنه کار غافل
اگر باشد عفیف و با حیا زن
بود پوشیده در هر کوی و برزن
زنان را عفت و عصمت حجاب است
نه ناز و عشوه و گفت و جواب است
سخن کوتاه کن ای مرد نادان
شود ارزان چو گوهر شد فراوان
درود بر شما 👌👌👌👏👏
لذت بردم بسیار عالی و پر مغز با صنعت شعر و هنر
پاسخ دادید
سلام و درود بر شما
از امعان نظر و لطف جنابعالی سپاسگزارم
شعری نیز در پاسخ به یکی از سروده های ایرج میرزا با مطلع"نقاب دارد و دل را به جلوه آب کند "سروده ام که به زودی در سایت ذیل همان شعر درج و تقدیم خواهد شد.
پاینده باشید.
بسیار زیبا و دلنشین بود
نظر لطف شماست پاینده باشید
سلام. تشکر از شعر زیبای شما و پاسخ مستدل درقالب همان شعراولیه.عجب از ایرج میرزا و این چند شعر مستهجن که سروده. دقیقا همین چندتا اسمش را هم از ادبیات دورکردن.
آقا مهدی سلام
شعرهای ایرج میرزا انتقادی است نه مستهجن نقد مسایل اجتماعی بوده که هنوز پس از گذشت مدت مدید از زمان سرایش باز هم جزمشکلات لا ینحل جامعه امروزاست که خود نشان از وسعت دید وآینده نگری ایشان داشته و حال هرکس ازمنظر خود به قضیه نگاه میکند وهیچ عیبی هم نداره جناب سعمن هم از این قاعده مستثنی نیست ولیکن نکته حایز اهمیت اینه که هنر باید مردمی وجامعه پسند و راوی مشکلات مردمی باشه و در خصوص شعر شنونده از اون به نوعی منتفع بشه وبقول حافظ :
نه هرکه چهره بر افروخت دلبری داند// نه هر که آیینه سازد سکندری داند
هزار نکته باریکتر زمو اینجاست // نه هرکه سر بتراشد قلندری داند
شاد باشی عزیز
سلام و درود بر شما
خواهش می کنم ،پاینده باشید
بسیار زیبا و دلنشین بود
ایا تند باد رستاخیز بهمن
ببر پیغام خویشتن، سوی سمعن
بپرس از حال امروزش خبر نیست
که غیر از باور دوشش بسر نیست
تو بر آنی که چادر بی نفوز است
همی گویی نهاندار رموز است
بگو آخر ترا قربان گردم
کجا شرت مانع افشای گوز است؟
گر از مایی و مردت راس کار است
ترا با چین و چون زن چه کار است
زنی کو رای مردی را دچار است
یکی گوید،بصد بی بند و بار است
نه حدسش زن ز عریانی مویش
نبشناسش ز حفظ آبرویش
بحرف آرش که سِرِ خلقوخویش
شود افشا چو آید گفتوگویش
یکی گویم کزان صد نکته چینی
و بر حضمش به ساعتها نشینی
ز ساقی، خوب بشناس خلقوخو را
چو سربسته دهند دستت سبو را
مخور سمعن، فریب رنگ و رو را
شرابت می فروشند آب لَبو را
با سلام و عرض احترام
به عوامل سایت بی نظیر گنجور
لطفا نظرات و حاشیه ها رو حذف نکنید
بخصوص در صفحاتی که شاعر و نویسنده
شعر و مطلبی سیاسی یا نقد اجتماعی داشته
بذارید آزادی بیان بماند خط قرمز ها باید
توهین و ناسزا و الفاظ رکیک به شاعران و حاشیه نویسان باشد !!
خواهش حاشیه ها رو حذف کنید ساعت ها فکر شده و زمان برده برای نظر نوشتن تا دیگران بخوانند و استفاه کنند
سپاس بیکران 🙏💐
تو ای مؤمن چرا ک...س میسرایی
چرا خود را مدام چوس مینمایی
زبان شعر تو از بیخ لنگ است
سراسر منطق و حرفت جفنگ است
اگر در کله ات مغزی نداری
جواب شاه ایرج را ندانی
ببندی گاله ات را بی ملالی
نگوید هم کسی،سعمن تو لالی
بسوزد بی پدر آن شیخ هفت رنگ
که آفت ها زند نامرد الدنگ
به گرد منبرش تا خر هزار است
بدان سمعن که او بر تو سوار است
نفهمیدی که شعر ایرج با دلیل است
سراسر منطق است و بی بدیل است
کجا گفته که زن ترک حیا کن
به هر مردی رسیدی هرزگی کن
بدان ای احمق و خنگ از تعصب
که ایرج گر بگیرد عیب از حجب
دلیلش نکبت حاصل ز آن است
که هر نابخردی غافل ز آن است
به رو پوشیدن از مردان به کارند
ولی درکی از این دنیا ندارند
نمی بینی به لطف دین فروشان
شده مشهد بهشت تن فروشان
در این ملک اهورایی شهیدان
نه یک تن بلکه صدها و هزاران
فدای خاک و ناموس و شرافت
به جنگ دشمن بعث کثافت
بریدند دست نامردان عراقی
که عبرت باشد این از بهر باقی
ولی اکنون فقیه تو به منبر
نموده فرض مردم را چنان خر
که زن باید حجابش بسته باشد
شب و روزش به کنج خانه باشد
هر آنگه زائری آمد به ایران
ز خاک کشور دشمن چو مهمان
برای او زن ناموس ایران
مهیا گشته باشد مفت و ارزان
بگوید نام این خفت جهاد است
خدا از کرده زن شاد شاد است
تو ای سعمن اگر غیرت پرستی
چرا میبینی و ساکت نشستی ؟
اگر مردی ، مسلمانی به غیرت
حجاب زن شده مشکل برایت
چرا کوری نمیبینی حقارت ؟
فقیه شهر تو گشته سوارت
تو گنج خود نهان کردی به خانه
سه قفله می کنی شب درب خانه
ولی چون از خرد بویی نبردی
کلید گنج خود به شیخ سپردی
بدان سعمن زنان پاک در تاریخ ایران
دلیرند و رشید چون شیر مردان
برای ما بسی این افتخار است
که مریم میرزاخانی از این دیار است
اگر مریم اسطوره گشته در ریاضی
دهان شیخ ملعون را بسته به بازی
اگر مریم به پای منبر این کاسبان بود
بلاشک او کنون خوار و زبون بود
دلش پر درد بود از دست شوهر
دو چشمش جوی خون از دست شوهر
که ای یارب چرا این مرد چنین است
کجا بد کرده ام، با من چنین است
نبودم همسری نیکو که بودم
نبودم مادری دلسوز طفل او که بودم
به خود گفتم که او شیخ است و برتر
که مردان دگر جمعند به زیر اوست به منبر
به خواب خود نمیدیم که همسر
شده مفعول به فعل شوی خواهر
اگر عادل بودی یارب کبابش
به دوزخ کن هم او هم باجناقش
بگیر از من تو سعمن عبرت و پند
که در ایران زنان بگسسته اند زدخود بند
گذر کردند و بگذشتند مردم از میانه رو و تند رو
که می کشتند دختران مردم را برای تار مویی در مترو
ولی چون پورن استار بود دخترانشان در نیویورک و تورنتو