شمارهٔ ۲۳۱
اگر چون خاک پامالم کنی، خاک درت گردم
وگر چون گرد بر بادم دهی، گرد سرت گردم
کشی خنجر که: میسازم بدست خویش قربانت
چه لطفست این؟ که من قربان دست و خنجرت گردم
تو ماه کشور حسنی و شاه لشکر خوبان
گدای کشورت باشم، اسیر لشکرت گردم
پس از مردن چو در پرواز آید مرغ جان من
چو مرغان حرم بر گرد قصر و منظرت گردم
مگس وارم، بتلخی، چند رانی؟ سوی خویشم خوان
که بر گرد لب شیرین همچون شکرت گردم
هلالی را بهشیاری چه جای طعن؟ ای ساقی
بگردان ساغر می، تا هلاک ساغرت گردم
اطلاعات
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: علی پیسپار
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
اگر چون خاک پامالم کنی، خاک درت گردم
وگر چون گرد بر بادم دهی، گرد سرت گردم
هوش مصنوعی: اگر مرا مانند خاک زیر پا بگذاری، تبدیل به خاک در خانهات میشوم و اگر همچون گرد و غبار به من بیاعتنایی کنی، به دور سرت خواهم چرخید.
کشی خنجر که: میسازم بدست خویش قربانت
چه لطفست این؟ که من قربان دست و خنجرت گردم
هوش مصنوعی: تو با خنجر خود میزنی به من، اما چه لطف بزرگی است، چون من با کمال میل آمادهام که قربان دست و خنجرت شوم.
تو ماه کشور حسنی و شاه لشکر خوبان
گدای کشورت باشم، اسیر لشکرت گردم
هوش مصنوعی: تو نماد زیبایی و جمال در سرزمین خودی و من آمادهام که برای تو خدمت کنم و در دنیای محشرت به عنوان یک عاشق و اسیر عشق تو زندگی کنم.
پس از مردن چو در پرواز آید مرغ جان من
چو مرغان حرم بر گرد قصر و منظرت گردم
هوش مصنوعی: پس از مرگ، وقتی روح من پرواز کند، مانند پرندگان حرم دور قصر و منظرت چرخ میزنم.
مگس وارم، بتلخی، چند رانی؟ سوی خویشم خوان
که بر گرد لب شیرین همچون شکرت گردم
هوش مصنوعی: من مانند مگسی هستم که به خاطر تلخی به سمت تو میآیم. بیصبرانه به سمت خودم بخوان که در اطراف لب شیرین تو مثل شکر شیرین میشوم.
هلالی را بهشیاری چه جای طعن؟ ای ساقی
بگردان ساغر می، تا هلاک ساغرت گردم
هوش مصنوعی: هلالی را به این که او به هوش است، چه نیازی به بیاحترامی وجود دارد؟ ای ساقی، بگردان لیوان شرابت را تا من از شراب تو غرق شوم.