گنجور

شمارهٔ ۴۱۲

کف چون تهی‌ست جوهر انسان چه می‌کند؟
خاتم چو نیست، دست سلیمان چه می‌کند؟
آتش زدی ز جلوه به خاشاک هستیم
این برق را ببین به نیستان چه می‌کند؟
از پردهٔ حجاب برآ، آفتاب من
این دور باش حسن نگهبان چه می‌کند؟
بیهوده است بر سر کویت فغان ما
گلبانگ بلبلان به گلستان چه می‌کند؟
زاهد چه فیض می‌برد از شعر من حزین ؟
با این سفال، صحبت ریحان چه می‌کند؟

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

کف چون تهی‌ست جوهر انسان چه می‌کند؟
خاتم چو نیست، دست سلیمان چه می‌کند؟
هوش مصنوعی: وقتی که ظرف خالی است، چه فایده‌ای از وجود انسان برمی‌آید؟ و وقتی که انگشتر و نشانه‌ای نیست، دست سلیمان چه تاثیری خواهد داشت؟
آتش زدی ز جلوه به خاشاک هستیم
این برق را ببین به نیستان چه می‌کند؟
هوش مصنوعی: تو با زیبایی خود آتش به دل ما زدی و ما مانند خاشاک هستیم. این برقی را که از زیبایی تو نشأت می‌گیرد، ببین چه بلایی بر سر نیستان می‌آورد.
از پردهٔ حجاب برآ، آفتاب من
این دور باش حسن نگهبان چه می‌کند؟
هوش مصنوعی: لباس حجاب را کنار بگذار و اجازه بده آفتاب من در این دور و زمان نمایان شود. حسن نگهبان (زیبایی) چه کار می‌کند؟
بیهوده است بر سر کویت فغان ما
گلبانگ بلبلان به گلستان چه می‌کند؟
هوش مصنوعی: بیهوده است که در کنار کوی تو ناله و فریاد کنیم. صدای بلبلان در باغ گل چه سودی دارد؟
زاهد چه فیض می‌برد از شعر من حزین ؟
با این سفال، صحبت ریحان چه می‌کند؟
هوش مصنوعی: زاهد چه سودی از شعر من حزن‌انگیز می‌برد؟ با این ظرف سفالی، چه ارتباطی با گل و خوشبویی دارد؟