شمارهٔ ۴۱۰
از وصل، دل بی سر و پا را که خبر کرد؟
در خلوت خورشید، سها را که خبر کرد؟
من بودم و او فارغ از اندیشهٔ غیری
اینجا ادب ناصیه سا را که خبر کرد؟
شاد است به جان دادنم از محنت هجران
از حال من آن شوخ بلا را که خبر کرد؟
شوری عجب افکنده به دلهای پریشان
در پردهٔ زلف تو صبا را که خبر کرد؟
کس نیست حزین ، پرسد از احوال غریبان
در ماتم ما، مهر و وفا را که خبر کرد؟
اطلاعات
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
از وصل، دل بی سر و پا را که خبر کرد؟
در خلوت خورشید، سها را که خبر کرد؟
هوش مصنوعی: کیست که از حال دل بیتاب و بیقرار خبر داشته باشد؟ در زمانی که هیچکس در خلوت و تنهاییاش کنار خورشید نیست، چه کسی میتواند از وضعیت ستاره سها باخبر باشد؟
من بودم و او فارغ از اندیشهٔ غیری
اینجا ادب ناصیه سا را که خبر کرد؟
هوش مصنوعی: من و او در کنار هم بودیم و بیخیال از هر چیز دیگری، اینجا کسی نیست که از وضعیت ما آگاه شود.
شاد است به جان دادنم از محنت هجران
از حال من آن شوخ بلا را که خبر کرد؟
هوش مصنوعی: مشتاق و خوشحالم از اینکه برایم جان گذاشتم، چون از درد دوری معشوق راحت شدم. حالا از آن محبوب mischievous، کسی که قهر کرده و دور است، چه کسی خبر دارد؟
شوری عجب افکنده به دلهای پریشان
در پردهٔ زلف تو صبا را که خبر کرد؟
هوش مصنوعی: عشق و هیجان عجیبی در دلهای دلهرهدار به وجود آمده که در میان موهای تو، نسیم صبح چه خبر از این حال و روز آورد؟
کس نیست حزین ، پرسد از احوال غریبان
در ماتم ما، مهر و وفا را که خبر کرد؟
هوش مصنوعی: هیچکس نیست که حال ما را بپرسد و از دلایل درد و غصههای غریبان باخبر باشد. در این میان، عشق و وفا چه کسی را خبر کرده است؟

حزین لاهیجی