شمارهٔ ۴۰۹
دلم از زمزمه عشق پریشان میکرد
مرغ بیبال و پری یاد گلستان میکرد
گرچه میداد لب تلخ عتابش، زهرم
دل تسلّی به شکرخندهٔ پنهان میکرد
رخنهٔ دام، به رویم در فیضی میبود
گر شکارافکن من، یاد اسیران میکرد
کرده بود از سر نو مصر وفا را معمور
ماه کنعان من ار یاد عزیزان میکرد
در غبار خط مشکین، لب لعل تو همان
خون حسرت به دل چشمهٔ حیوان میکرد
دل همین داند و من، چشم تو هم آگه نیست
که چهها کاوش مژگان تو با جان میکرد
شورش عشق و جنون فیضرسان بود حزین
سینهٔ چاک مرا، گل به گریبان میکرد
اطلاعات
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
دلم از زمزمه عشق پریشان میکرد
مرغ بیبال و پری یاد گلستان میکرد
هوش مصنوعی: دلم به خاطر صحبتهای عاشقانه بیقرار بود و پرندهای که بال و پر نداشت، به یاد گلستان میاندیشید.
گرچه میداد لب تلخ عتابش، زهرم
دل تسلّی به شکرخندهٔ پنهان میکرد
هوش مصنوعی: با وجود اینکه او با کلمات تلخ و تندش من را سرزنش میکرد، من با لبخند پنهانی و شیرینم دل خود را آرام میکردم.
رخنهٔ دام، به رویم در فیضی میبود
گر شکارافکن من، یاد اسیران میکرد
هوش مصنوعی: اگر دام به رویم باز میشد و از فیض آن بهرهمند میشدم، فقط اگر شکارچیام یاد اسیران را در دل خود میداشت.
کرده بود از سر نو مصر وفا را معمور
ماه کنعان من ار یاد عزیزان میکرد
هوش مصنوعی: در شهر مصر، وفا را به تازگی زنده کرده بود. اما من، در حالی که به یاد عزیزانم بودم، این احساس را همواره داشتم.
در غبار خط مشکین، لب لعل تو همان
خون حسرت به دل چشمهٔ حیوان میکرد
هوش مصنوعی: در فضای غبارآلود خط مشکی، لبهای سرخ تو همان حسرتی بود که در دل چشمههای حیوان ایجاد میکرد.
دل همین داند و من، چشم تو هم آگه نیست
که چهها کاوش مژگان تو با جان میکرد
هوش مصنوعی: دل من و تو تنها میدانند که پلکهای تو چه تأثیری بر جانم میگذارند و تو از این موضوع بیخبر هستی.
شورش عشق و جنون فیضرسان بود حزین
سینهٔ چاک مرا، گل به گریبان میکرد
هوش مصنوعی: شور و هیجانی که عشق و جنون به وجود میآورد، به من که دلم شکسته است، نعمت میدهد و باعث میشود که گلها در دلم شکوفا شوند و روییدنی دلنشین به وجود آورند.

حزین لاهیجی