گنجور

قطعه شمارهٔ ۳

گفت فیاض خان والا شان
خنجر آن خدیو نیکو نام
آن بود بحر و بحر بی پایان
این نهنگ و نهنگ خون آشام
باد آن را ز لطف حق دائم
باد این را زیمن بخت مدام
خون بدخواه نامراد خضاب
سینهٔ خصم کج نهاد نیام

اطلاعات

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

گفت فیاض خان والا شان
خنجر آن خدیو نیکو نام
هوش مصنوعی: فیاض خان با احترام و بزرگی به خنجر آن خداوند بزرگ و نیکو نام اشاره کرد.
آن بود بحر و بحر بی پایان
این نهنگ و نهنگ خون آشام
هوش مصنوعی: این متن اشاره به وسعت و عمق بی‌پایان یک دریا دارد که به وسیله‌ی یک نهنگ بزرگ و درنده توصیف شده است. در واقع، به قدرت و سلطه‌ی این موجود در دنیای وسیع آب‌ها اشاره شده و نشان می‌دهد که چگونه این نهنگ می‌تواند محیط و زندگی دیگر موجودات را تحت تأثیر قرار دهد.
باد آن را ز لطف حق دائم
باد این را زیمن بخت مدام
هوش مصنوعی: باد به واسطه لطف خداوند همیشه جاری است و این به خاطر بخت و اقبال خوب ماست که همواره ادامه دارد.
خون بدخواه نامراد خضاب
سینهٔ خصم کج نهاد نیام
هوش مصنوعی: خون دشمنان نگون‌بخت، مانند رنگی است که بر سینهٔ حریف ناپاک و نامطلوب می‌ریزد، اما این ننگ را در ستونی که به سمت چپ کج شده، نمی‌توان مشاهده کرد.