غزل شمارهٔ ۴
جان به جانان کی رسد جانان کجا و جان کجا
ذره است این، آفتاب است، این کجا و آن کجا
دست ما گیرد مگر در راه عشقت جذبهای
ورنه پای ما کجا وین راه بیپایان کجا
ترک جان گفتم نهادم پا به صحرای طلب
تا در آن وادی مرا از تن برآید جان کجا
جسم غم فرسود من چون آورد تاب فراق
این تن لاغر کجا بار غم هجران کجا
در لب یار است آب زندگی در حیرتم
خضر میرفت از پی سرچشمهٔ حیوان کجا
چون جرس با ناله عمری شد که ره طی میکند
تا رسد هاتف به گرد محمل جانان کجا
غزل شمارهٔ ۳: جوانی بگذرد یارب به کام دل جوانی راغزل شمارهٔ ۵: تو ای وحشی غزال و هر قدم از من رمیدنها
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
جان به جانان کی رسد جانان کجا و جان کجا
ذره است این، آفتاب است، این کجا و آن کجا
هوش مصنوعی: انسان چگونه میتواند به معشوق خود برسد؟ معشوق کجا و انسان کجا؟ انسان تنها ذرهای است در برابر نور آفتاب. این دو از هم بسیار دورند و فاصلهای بزرگ بینشان وجود دارد.
دست ما گیرد مگر در راه عشقت جذبهای
ورنه پای ما کجا وین راه بیپایان کجا
هوش مصنوعی: اگر عشق تو را به سوی خود نکشاند، دیگر چه تکیهگاهی داریم؟ ما که در این راه بیپایان، تنها و ناتوانایم.
ترک جان گفتم نهادم پا به صحرای طلب
تا در آن وادی مرا از تن برآید جان کجا
هوش مصنوعی: گفتم که از وجود خود بیرون بروم و به دنیای جستجو قدم بگذارم تا در آنجا روح من از بدنم جدا شود. اما نمیدانم که این روح به کجا خواهد رفت.
جسم غم فرسود من چون آورد تاب فراق
این تن لاغر کجا بار غم هجران کجا
هوش مصنوعی: غم زندگی مرا به شدت فرسوده کرده است. چطور میتوانم بار فراق و دوری را تحمل کنم وقتی که این بدن ضعیف و نحیف را دارم؟
در لب یار است آب زندگی در حیرتم
خضر میرفت از پی سرچشمهٔ حیوان کجا
هوش مصنوعی: آب حیات در لبهای یار وجود دارد و من در حیرت هستم که خضر، آن شخصیت افسانهای، به کجا میرود تا سرچشمهٔ زندگی را پیدا کند.
چون جرس با ناله عمری شد که ره طی میکند
تا رسد هاتف به گرد محمل جانان کجا
هوش مصنوعی: همانطور که زنگی با ناله و تلاطم سالها را طی میکند، به جایی میرسد که ندای عشق به محبوب را بشنود.
حاشیه ها
1394/10/30 08:12
مجتبی شوقی
در مصرع دوم قافیه رعایت نشده: قافیه ها /پایان -جان-هجران-حیوان و ... این در مصرع اول قافیه نیست
1395/06/23 23:08
مهاد
در مصرع دوم بیت مطلع جای "این" و "آن" عوض شده
1395/10/15 18:01
سلام بیت اول مصراع دوم قافیه بادیکرابیات جورنیست باید میبود:
ذره این وآفتاب آن،این کجاو آن کجا
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.
1398/11/31 02:01
وحید صادقی
با سلام و درود فراوان،
من فکر میکنم مصرع دوم از بیت نخست میبایست بدین صورت باشد:
ذره است این، آفتاب آن، این کجا و آن کجا