غزل شمارهٔ ۳
جوانی بگذرد یارب به کام دل جوانی را
که سازد کامیاب از وصل پیر ناتوانی را
به قتلم کوشی ای زیبا جوان و من درین حیرت
که از قتل کهن پیری چه خیزد نوجوانی را
تمام مهربانان را به خود نامهربان کردم
به امیدی که سازم مهربان نامهربانی را
چه باشد جادهی ای سرو سرکش در پناه خود
تذرو بیپناهی قمری بی آشیانی را
مکن آزار جان هاتف آزرده جان دیگر
کزین افزون نشاید خست جان خسته جانی را
غزل شمارهٔ ۲: به گردون میرسد فریاد یارب یاربم شبهاغزل شمارهٔ ۴: جان به جانان کی رسد جانان کجا و جان کجا
اطلاعات
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
جوانی بگذرد یارب به کام دل جوانی را
که سازد کامیاب از وصل پیر ناتوانی را
هوش مصنوعی: ای کاش جوانی به خوبی و دلخواه بگذرد، که جوانی را کیست که بتواند از پیوند با پیرمرد ناتوان بهرهمند شود؟
به قتلم کوشی ای زیبا جوان و من درین حیرت
که از قتل کهن پیری چه خیزد نوجوانی را
هوش مصنوعی: ای جوان زیبا، تو مرا به کشتن میکوشی، اما من در حیرتم که از کشتن یک پیر مرد کهن، چه چیزی میتواند برای جوانی مانند تو به ارمغان آورد؟
تمام مهربانان را به خود نامهربان کردم
به امیدی که سازم مهربان نامهربانی را
هوش مصنوعی: من به خاطر یک امید، همه مهربانان را نسبت به خود بیمحبت کردم تا بتوانم آن نامهربان را به مهربانی وادار کنم.
چه باشد جادهی ای سرو سرکش در پناه خود
تذرو بیپناهی قمری بی آشیانی را
هوش مصنوعی: چه چیزی خواهد شد بر سر این راه ای سرو سرکش که میتواند در آغوش خود پرندهای بیپناه و بدون آشیانه را بگیرد؟
مکن آزار جان هاتف آزرده جان دیگر
کزین افزون نشاید خست جان خسته جانی را
هوش مصنوعی: به دیگری آزار نرسان، زیرا که روح آزرده و دل شکسته نمیتواند بیشتر از این تحمل کند.