گنجور

قصیدهٔ شمارهٔ ۲ - تجدید مطلع

نسیم صبح عنبربیز شد بر تودهٔ غبرا
زمین سبز نسرین‌خیز شد چون گنبد خضرا
ز فیض ابر آذاری زمینِ مرده شد زنده
ز لطف باد نوروزی جهان پیر شد برنا
صبا پر کرد در گلزار دامان از گل سوری
هوا آکنده در جیب و گریبان عنبر سارا
عبیر آمیخت از گیسوی مُشکین سنبل پرچین
گلاب افشاند بر چشم خمارین نرگس شهلا
به گِرد سروْ گرمِ پَرفشانی قمری مفتون
به پای گل به کار جان‌فشانی بلبل شیدا
سزد گر بر سر شمشاد و سرو امروز در بستان
چو قمری پر زند از شوق روح سدرهٔ طوبی
چنار افراخت قدِّ بندگی صبح و کف طاعت
گشود از بهر حاجت پیش دادار جهان‌آرا
پس آنگه در جوانان گلستان کرد نظاره
نهان از نارون پرسید کای پیر چمن‌پیرا
چه شد کاطفال باغ و نوجوانان چمن جمله
سر لهو و لعب دارند زین‌سان فاحش و رسوا
چرا گل چاک زد پیراهن ناموس و با بلبل
میان انجمن دمساز شد با ساغر و مینا
نبینی سروِ پا برجای را کآزاد خوانندش
که با اطفال می‌رقصد میان باغ بر یک پا
پریشان گیسوی شمشاد و افشان طرهٔ سنبل
نه از نامحرمان شرم و نه از بیگانگان پروا
میان سبزه غلطد با صبا نسرین بی‌تمکین
عیان با لاله جام می‌زند رعنای نارعنا
به پاسخ نارون گفتش کز اطفال چمن بگذر
که امروز امهات از شوق در رقصند با آباء
همایون‌روز نوروز است امروز و به فیروزی
بر اورنگ خلافت کرده شاه لافتی مأوا
شهنشاه غضنفرفَر، پلنگ‌آویز اژدردَر
امیرالمؤمنین حیدر، علیِ عالیِ اعلا
به رتبت ساقی کوثر، به مردی فاتح خیبر
به نسبت صَهر پیغمبر، ولیِ والیِ والا
ولیِ حضرتِ عزت، قسیمِ دوزخ و جنت
قوام مذهب و ملت، نظامُ الدینِ و الدنیا
از آنَش عقل در گوهر شمارد جفت پیغمبر
که بی‌چون است و بی‌انباز آن یکتای بی‌همتا

اطلاعات

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قالب شعری: قصیده
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

نسیم صبح عنبربیز شد بر تودهٔ غبرا
زمین سبز نسرین‌خیز شد چون گنبد خضرا
هوش مصنوعی: نسیم صبحگاهی عطر دلنوازی را به همراه دارد و بر روی خاک خاکستری بستر زمین، حالتی لطیف و سبز به وجود می‌آورد که شبیه به گنبدی سبز رنگ است.
ز فیض ابر آذاری زمینِ مرده شد زنده
ز لطف باد نوروزی جهان پیر شد برنا
هوش مصنوعی: از نعمت باران بهاری، زمین مرده احیا شد و زنده گردید. همچنین، با لطافت نسیم بهاری، جهان کهن و پیر، جوان و شاداب شد.
صبا پر کرد در گلزار دامان از گل سوری
هوا آکنده در جیب و گریبان عنبر سارا
هوش مصنوعی: باد صبا، دامن خود را پر از گل‌های معطر کرده است و هوای اطراف را با عطر گل سرخ پر کرده. در جیب و گریبان سار، بوی خوش عطر مشام‌نواز است.
عبیر آمیخت از گیسوی مُشکین سنبل پرچین
گلاب افشاند بر چشم خمارین نرگس شهلا
هوش مصنوعی: باد عطرآگین از موهای سیاه معطر وزیدن گرفته و بوی گل‌های معطر را بر چشم‌های خواب‌آلود و زیبای نرگس می‌پاشد.
به گِرد سروْ گرمِ پَرفشانی قمری مفتون
به پای گل به کار جان‌فشانی بلبل شیدا
هوش مصنوعی: دور و اطراف درخت سرو، قمری با حالتی شگفت‌انگیز در حال پرواز است و در کنار گل، بلبل عاشق به عشق و فداکاری مشغول است.
سزد گر بر سر شمشاد و سرو امروز در بستان
چو قمری پر زند از شوق روح سدرهٔ طوبی
هوش مصنوعی: امروز در باغ، اگر قمری از روی شوق بر سر درختان شمشاد و سرو بنشیند، سزاوار است. مانند روحی که به درخت طوبی تکیه دارد.
چنار افراخت قدِّ بندگی صبح و کف طاعت
گشود از بهر حاجت پیش دادار جهان‌آرا
هوش مصنوعی: درخت چنار با قامت بلند خود به صبح احترام می‌گذارد و دست‌هایش را برای عرض نیاز به پیشگاه خداوندی که جهان را زیبا می‌سازد، گشوده است.
پس آنگه در جوانان گلستان کرد نظاره
نهان از نارون پرسید کای پیر چمن‌پیرا
هوش مصنوعی: سپس در میان جوانان، به باغ گل نگاه کرد و به درخت نارون گفت: ای پیر چمن‌پوش، نظر تو چیست؟
چه شد کاطفال باغ و نوجوانان چمن جمله
سر لهو و لعب دارند زین‌سان فاحش و رسوا
هوش مصنوعی: چه اتفاقی افتاده است که کودکان باغ و جوانان چمن، همه به بازی و خوش‌گذرانی مشغولند و این رفتارهای نامناسب و غیرقابل قبول را از خود نشان می‌دهند؟
چرا گل چاک زد پیراهن ناموس و با بلبل
میان انجمن دمساز شد با ساغر و مینا
هوش مصنوعی: چرا گل پیراهن ناموس را پاره کرد و با بلبل در جمع دوستانش جوری رفتار کرد که با شراب و جام هماهنگ شده بود؟
نبینی سروِ پا برجای را کآزاد خوانندش
که با اطفال می‌رقصد میان باغ بر یک پا
هوش مصنوعی: به کسی که ظاهراً آزاد و خوشحال به نظر می‌رسد، توجه نکن؛ زیرا او در واقع تحت تأثیر دیگران و شرایطی است که در آن زندگی می‌کند. مانند درختی که به نظر می‌رسد برپا و محکم ایستاده، اما در واقع در حال رقصیدن و بازی کردن با فرزندانش در باغ است.
پریشان گیسوی شمشاد و افشان طرهٔ سنبل
نه از نامحرمان شرم و نه از بیگانگان پروا
هوش مصنوعی: موهای آشفته‌ی شمشاد و رها شده‌ی سُنبُل نه به خاطر شرم از نامحرمان است و نه به دلیل ترس از بیگانگان.
میان سبزه غلطد با صبا نسرین بی‌تمکین
عیان با لاله جام می‌زند رعنای نارعنا
هوش مصنوعی: در دل چمن، نسرین زیبایی بدون هیچ زینتی آرام و رها در کنار لاله‌ای در حال سرخوشی و شادی به سر می‌برد.
به پاسخ نارون گفتش کز اطفال چمن بگذر
که امروز امهات از شوق در رقصند با آباء
هوش مصنوعی: به نارون گفته می‌شود که از کنار بچه‌ها بگذرد، زیرا در این روز، مادران به خاطر شادی در حال رقصیدن هستند و پدران نیز در کنار آن‌ها هستند.
همایون‌روز نوروز است امروز و به فیروزی
بر اورنگ خلافت کرده شاه لافتی مأوا
هوش مصنوعی: امروز روز مبارک نوروز است و شاه لافتی به خوبی بر تخت ریاست نشسته و در اوج سعادت قرار دارد.
شهنشاه غضنفرفَر، پلنگ‌آویز اژدردَر
امیرالمؤمنین حیدر، علیِ عالیِ اعلا
هوش مصنوعی: شاهی با قدرت و شجاعت، همچون پلنگ و در دل خود هیبت اژدها، به امیرالمؤمنین، علی که از همه بزرگ‌تر و عالی‌تر است، نسبت داده می‌شود.
به رتبت ساقی کوثر، به مردی فاتح خیبر
به نسبت صَهر پیغمبر، ولیِ والیِ والا
هوش مصنوعی: در مقایسه با مرتبه و مقام ساقی کوثر، به خاطر دلیری و پیروزی در فتح خیبر و همچنین به عنوان پدرزن پیامبر، او والاتر از همه والیان است.
ولیِ حضرتِ عزت، قسیمِ دوزخ و جنت
قوام مذهب و ملت، نظامُ الدینِ و الدنیا
هوش مصنوعی: ولیِ بزرگوار، تقسیم‌کننده‌ی بهشت و جهنم، پایه‌گذار مذهب و ملت، و نظم‌دهنده‌ی دین و دنیای انسان‌هاست.
از آنَش عقل در گوهر شمارد جفت پیغمبر
که بی‌چون است و بی‌انباز آن یکتای بی‌همتا
هوش مصنوعی: عقل به درستی در می‌یابد که جفت پیامبر، یکتا و بی‌نظیر است و هیچ کس نمی‌تواند او را با کسی مقایسه کند، چرا که او بی‌نقص و بی‌همتاست.

حاشیه ها

1398/01/25 03:03
سعید فاضلی

اشتباه املایی در مصرع اول از بیت دوم :
ز فیض ابر آزاری زمین مرده شد زنده
ابر آذاری صحیح است .

1398/01/10 00:04
مهدی مهاجر

لطفا بیت دوم را اصلاح کنید. ابر "آذاری" املای صحیح کلمه است. آذار ماه اول بهار است

1398/12/19 18:03
رحیم غلامی

همایون روز نوروز است امروز و به فیروزی
بر اورنگ خلافت کرده شاه لافتی ماوا
میگویند که نوروز آغاز خلافت امیر مومنان بوده‌است