گنجور

شمارهٔ ۷

دل و جانم بره جانان است
گر بدو باز رسم جان آن است
پای در دامن صبر آرم از آنک
دست دست ستم هجران است
آن چه من می کشم از فرقت او
چرخ کوشید بسی نتوانست
حال هجران دو یار همدم
من چگویم که بنتوان دانست
شاد میباشد حسن در غم او
که هم او در دو هم او درمان است
آه ترسم که به سلطان نرسد
که غمش بر دل من سلطان است
شاه بهرام شه مسعود آنک
صورت دولت و نقش جان است

اطلاعات

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

دل و جانم بره جانان است
گر بدو باز رسم جان آن است
هوش مصنوعی: دل و جانم برای محبوبم است و اگر بتوانم دوباره به او نزدیک شوم، تنها به خاطر او زندگی‌ام ارزش خواهد داشت.
پای در دامن صبر آرم از آنک
دست دست ستم هجران است
هوش مصنوعی: من به دامن صبر پناه می‌آورم، زیرا بر من سختی‌های جدایی فرود آمده است.
آن چه من می کشم از فرقت او
چرخ کوشید بسی نتوانست
هوش مصنوعی: آنچه من از جدایی او تحمل می‌کنم، چرخ زمان تلاش زیادی کرد اما نتوانست به آن حد برسد.
حال هجران دو یار همدم
من چگویم که بنتوان دانست
هوش مصنوعی: حالت جدا شدن از دو یار همراهم را چگونه بیان کنم که کسی نتواند درک کند.
شاد میباشد حسن در غم او
که هم او در دو هم او درمان است
هوش مصنوعی: حسن در غم‌های خود شاد است، زیرا او می‌داند که هم خودش و هم غمش درمانی دارند.
آه ترسم که به سلطان نرسد
که غمش بر دل من سلطان است
هوش مصنوعی: ترسم که نکند خبر غم من به دل سلطان نرسد، چرا که این غم برای من همانند سلطانی است که بر دل من فرمانروایی می‌کند.
شاه بهرام شه مسعود آنک
صورت دولت و نقش جان است
هوش مصنوعی: شاه بهرام، پادشاه مسعود، نماد قدرت و شکوه است که تجلی‌بخش سعادت و روح زندگی می‌باشد.