شمارهٔ ۶
ای که گل جامه ز رنگ رخ تو چاک زده است
جان به بوی تو نواهای طربناک زده است
نرگس از جزع تو مخمور چرا گشت که گل
جام یاقوت من از لعل تو در خاک زده است
ای برانگیخته از آینه دریا گرد
خاک یکران تو در دیده افلاک زده است
گرچه بر اسب جفا نیک سواری تو متاز
که دلم چنگ در آن گوشه فتراک زده است
خون مشکین شده از ناوک چشم تو دلم
این چه زخم است که آن غمزه چالاک زده است
گر به وصل تو امید است مرا طعنه مزن
که مرا خود غم هجران تو خاشاک زده است
اطلاعات
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ای که گل جامه ز رنگ رخ تو چاک زده است
جان به بوی تو نواهای طربناک زده است
هوش مصنوعی: ای کسی که گل چهرهات رنگی زیبا دارد و لباسش را از رنگ چهرهات بریدند، جانم به خاطر زیباییات آوازهای شاد و دلنشین سر میدهد.
نرگس از جزع تو مخمور چرا گشت که گل
جام یاقوت من از لعل تو در خاک زده است
هوش مصنوعی: نرگس به خاطر ناراحتی تو احساس شرابخوری کرده و مست شده است، زیرا گل من که در خاک است، از زبانههای قرمز و زیبای تو اثر گرفته است.
ای برانگیخته از آینه دریا گرد
خاک یکران تو در دیده افلاک زده است
هوش مصنوعی: ای کسی که از آینه دریا به حرکت درآمدهای، گرد و غبار بینهایت تو در چشمان آسمانها نشسته است.
گرچه بر اسب جفا نیک سواری تو متاز
که دلم چنگ در آن گوشه فتراک زده است
هوش مصنوعی: هرچند تو با زیبایی و شجاعت بر اسب سیاه میتاویزی، اما قلب من در گوشهای از این دنیا در حال نواختن و احساساتی عمیق است.
خون مشکین شده از ناوک چشم تو دلم
این چه زخم است که آن غمزه چالاک زده است
هوش مصنوعی: چشمان تو مانند نیزهای زهرآلود، دل مرا آزرده و مجروح کردهاند. این چه زخم عمیق و دلخراشی است که از نگاه تند و فریبندهات به من رسیده است؟
گر به وصل تو امید است مرا طعنه مزن
که مرا خود غم هجران تو خاشاک زده است
هوش مصنوعی: اگر به وصال تو امید دارم، به من طعنه نزن که غم دوری تو خود باعث ناراحتیام شده است.