شمارهٔ ۲۰
ایکه قدرت صد چو گردون آورد
دور گردون چون توئی چون آورد
رأی تو رسمی که آرد در جهان
همچو رویت خوب و میمون آورد
رنگ و بوی خلق و خلقت آسمان
گر نیارد ماه گردون آورد
آتش خشمت که بر کوه اوفتد
همچو لاله سنگ را خون آورد
جان ز جودت زر ناموزون برد
چون نثارت در موزون آورد
گفتم آرد سعی تو تشریف من
کی گمان بردم که اکنون آورد
گرچه بشکستم در این تشریف نیک
زان شکستم نیز بیرون آورد
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ایکه قدرت صد چو گردون آورد
دور گردون چون توئی چون آورد
هوش مصنوعی: تو که قدرتی همچون گردون داری، چگونه میتوانی دایرهی گردون را به حرکت درآوری؟
رأی تو رسمی که آرد در جهان
همچو رویت خوب و میمون آورد
هوش مصنوعی: نظر تو همچون یک رسم یا نماد در دنیا میماند که زیبایی و خوشبختی را به همراه دارد.
رنگ و بوی خلق و خلقت آسمان
گر نیارد ماه گردون آورد
هوش مصنوعی: اگر رنگ و بوی موجودات و آفرینش آسمان نیاید، آنگاه ماه گردون (ماه در حال چرخش) آن را به ارمغان خواهد آورد.
آتش خشمت که بر کوه اوفتد
همچو لاله سنگ را خون آورد
هوش مصنوعی: اگر خشم تو مانند آتشی بر کوه ببارد، سنگ نیز مانند لاله خون خواهد آورد.
جان ز جودت زر ناموزون برد
چون نثارت در موزون آورد
هوش مصنوعی: جنبهای از بخشندگی و generosity تو باعث میشود که جان من از قدرت و عظمت تو مملو شود، چرا که بخششهای تو به اندازهای موزون و زیباست.
گفتم آرد سعی تو تشریف من
کی گمان بردم که اکنون آورد
هوش مصنوعی: گفتم که تلاش تو باعث خوشوقتی من خواهد شد. هرگز تصور نمیکردم که اکنون چنین چیزی به وقوع بپیوندد.
گرچه بشکستم در این تشریف نیک
زان شکستم نیز بیرون آورد
هوش مصنوعی: با وجود اینکه در این مقام عالی شکست خوردم، از آن شکست نیز درسی گرفتم و خود را بیرون کشیدم.