شمارهٔ ۲
هوای وصل جانانم گرفتست
غم دلبر دل و جانم گرفتست
دل و دلبر نمی بینم چه دانی
که چون سودای ایشانم گرفتست
چگونه در کشم دامن ز عشقش
که دست دل گریبانم گرفتست
چگونه گل چنم از باغ وصلش
که از خارش گلستانم گرفتست
دل از صبر ارچه می گریم نه ننگست
ره وصل ارچه می دانم گرفتست
ازینم پاره نومیدی آمد
که در دشواری آسانم گرفتست
مگر پیدا نمی آمد غمش زانک
نشاط مدح سلطانم گرفتست
ملک بهرام شاه آن گنج رحمت
که در دشواری آسانم گرفتست
بحمدالله که شکر نعمت او
همه پیدا و پنهانم گرفتست
اطلاعات
وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
هوای وصل جانانم گرفتست
غم دلبر دل و جانم گرفتست
هوش مصنوعی: احساس نزدیک شدن به معشوق، باعث شده که اندوه و غم در دل و جانم جمع شود.
دل و دلبر نمی بینم چه دانی
که چون سودای ایشانم گرفتست
هوش مصنوعی: من نه دل را میبینم و نه محبوب را، چه میدانی که چقدر دلبستگی به آنها در وجودم جا گرفته است.
چگونه در کشم دامن ز عشقش
که دست دل گریبانم گرفتست
هوش مصنوعی: چطور میتوانم از عشق او رها شوم در حالی که دل من در چنگ احساساتم گرفتار شده است؟
چگونه گل چنم از باغ وصلش
که از خارش گلستانم گرفتست
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم از باغ وصالش گلی بچینم وقتی که در اثر خارش او از گلستانم دور شدهام؟
دل از صبر ارچه می گریم نه ننگست
ره وصل ارچه می دانم گرفتست
هوش مصنوعی: اگرچه قلبم از صبر گریه میکند، اما در این احساس ننگی نیست. میدانم که راه اتصال به محبوبم سخت و دشوار است.
ازینم پاره نومیدی آمد
که در دشواری آسانم گرفتست
هوش مصنوعی: از این دلم غمگین و ناامید است، اما در سختیها به من آرامش و راحتی داده است.
مگر پیدا نمی آمد غمش زانک
نشاط مدح سلطانم گرفتست
هوش مصنوعی: آیا نمیتوانستم غم را احساس کنم، چون شادی ناشی از ستایش پادشاه مرا فراگرفته است؟
ملک بهرام شاه آن گنج رحمت
که در دشواری آسانم گرفتست
هوش مصنوعی: بهرام شاه، آن پادشاه، زندگی و نعمتهای بینظیری را به من عطا کرده است که در زمانهای سخت و دشوار به من کمک کرده و آرامش بخشیده است.
بحمدالله که شکر نعمت او
همه پیدا و پنهانم گرفتست
هوش مصنوعی: خداوند را شکر میگویم که نعمتهایش، چه نمایان و چه پنهان، تمامی وجودم را در برگرفته است.