گنجور

شمارهٔ ۱۲

چه کنم قصه کز آن مایه غم بر تن چیست
با که گویم که از آن سرو روان با من چیست
جهد آتش ز دل آهن و حیران من از آنک
حال بی آتش دل آن دل چون آهن چیست
دوست مارا غم عشق آمد و دشمن دل سوخت
تو چه دانی که از آن دوست برین دشمن چیست
گر نگشتند ز رخسار و لبش خوار و خجل
رنگ گل زرد و سرافکندگی سوسن چیست
هرشب از حال دل گمشده پرسم صد بار
کای شب تیره از این حال ترا روشن چیست
عشق چون آمد و بگرفت گریبان دلم
در چنین حال مرا برچِدن دامن چیست

اطلاعات

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

چه کنم قصه کز آن مایه غم بر تن چیست
با که گویم که از آن سرو روان با من چیست
هوش مصنوعی: چه کار کنم که داستانی که از آن ناراحتی بر من وارد شده است، وجود دارد؟ با چه کسی صحبت کنم درباره محبوبی که به من تعلق دارد و همچنان در ذهنم است؟
جهد آتش ز دل آهن و حیران من از آنک
حال بی آتش دل آن دل چون آهن چیست
هوش مصنوعی: تلاش آتش در دل من به خاطر قدرت و صلابت وجودم است و من در حیرتم که حال دل بی‌آتش چگونه می‌تواند به دل آهنی مانند من باشد.
دوست مارا غم عشق آمد و دشمن دل سوخت
تو چه دانی که از آن دوست برین دشمن چیست
هوش مصنوعی: دوست ما به خاطر عشق دچار غم شده و دشمن نیز دلش در آتش سوخته است. تو چه می‌دانی که آن دوستی که ما را غمگین کرده، چه ارتباطی با این دشمن دارد؟
گر نگشتند ز رخسار و لبش خوار و خجل
رنگ گل زرد و سرافکندگی سوسن چیست
هوش مصنوعی: اگر رنگ رخسار و لب او زشت و شرمگین شود، پس رنگ گل زرد و حال بی‌نوا و سرافکندگی سوسن چه معنی دارد؟
هرشب از حال دل گمشده پرسم صد بار
کای شب تیره از این حال ترا روشن چیست
هوش مصنوعی: هر شب از دل غمگین و گمشده‌ام می‌پرسم که ای شب تار، چه چیزی باعث روشنایی و روشنی در این حال توست؟
عشق چون آمد و بگرفت گریبان دلم
در چنین حال مرا برچِدن دامن چیست
هوش مصنوعی: زمانی که عشق به من روی آورد و به شدت دل مرا تسخیر کرد، در این وضعیت چه نیازی به کنار زدن دامن دارم؟