گنجور

شمارهٔ ۶۰ - در مدح نظام الملک محمد گوید

مرا به وقت سحر دوش مژده داد نسیم
که شهریار جهان پادشاه هفت اقلیم
خزانهای ممالک هم مفوض کرد
برای آنکه به حق یافت بر جهان تقدیم
نظام ملک و قوام جهان خداوندی
که کرد جانب او را خدایگان تعظیم
یگانه صاحب عادل محمد آنکه بود
به نزد جودش دریا بخیل و ابر لئیم
زحل محلی و برجیس منظری که سزد
مهش سفیر و عطارد دبیر و زهره ندیم
قد موافق او راست تر ز شکل الف
دل مخالف او تنگ تر ز حلقه میم
جهان خراب شدستی ز باس او بی شک
اگر نبودی زین گونه بردبار و رحیم
چو مادحی که ببوسید خاک درگه او
ببرد زر درست و نبرد عذر سقیم
ز دست جودش اگر مال در عناست چه شد؟
ز جود دستش خلق است در میان نعیم
خهی عنایت تو بر ولی دلیل بهشت
زهی سیاست تو بر عدو نشان جحیم
اگر نسیم ز خلق تو گیردی تأثیر
وگر سحاب ز جود تو یابدی تعلیم
کمینه نفحه این باشدی چو مشک تبت
کهینه قطره آن گرد دی چو در یتیم
فلک حسود ترا زان نمی کند فانی
که مردن آنرا بهتر ز زیستن در بیم
مخالفت مثلا گر مه سما گردد
شود ز خامه انگشت شکل تو بدو نیم
بزرگوارا نبود عجب که شاه جهان
گزید بهر خزاین ترا حفیظ و علیم
تو کوه حلمی و شاه آفتاب معلوم است
که کوه باشد گنجور آفتاب مقیم
کنون بدیع نباشد که سعی تو سازد
برای نقد خزانه ز مهر و مه زر و سیم
خجسته خلعت شاه جهان چو پوشیدی
بطالعی که تولا کند بدو تقویم
چو نای دشمن جاه تو باد پیماید
که همچو ابر زند طبل را به زیر گلیم
همیشه تا که چمن بشکفد به آب زلال
همیشه تا که هوا تر شود به باد نسیم
نسیم خلق تو بادا ز معجزات مسیح
زلال عفو تو بادا ز چشمهای کلیم
ز رای پیر تو شاه جهان چنان بادا
کز آفتاب و فلک سازد افسر و دیهیم

اطلاعات

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: قصیده
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

مرا به وقت سحر دوش مژده داد نسیم
که شهریار جهان پادشاه هفت اقلیم
هوش مصنوعی: نسیم در صبح زود به من خبر داد که پادشاه بزرگ، فرمانروای هفت سرزمین، به من وعده‌ای داده است.
خزانهای ممالک هم مفوض کرد
برای آنکه به حق یافت بر جهان تقدیم
هوش مصنوعی: تمامی پاییزهای سرزمین‌ها به او سپرده شد، چون او را شایسته و درخور دانستند تا بر اهل زمین هدیه دهد.
نظام ملک و قوام جهان خداوندی
که کرد جانب او را خدایگان تعظیم
هوش مصنوعی: حکومت و استحکام دنیا به دست خداوندی است که فرشتگان و بزرگان در برابرش احترام و عظمت قائل هستند.
یگانه صاحب عادل محمد آنکه بود
به نزد جودش دریا بخیل و ابر لئیم
هوش مصنوعی: محمد تنها صاحب و پیشوای عادل است؛ او که به اندازه جود و سخاوتش، دریا را بخیل و ابر را لئیم می‌سازد.
زحل محلی و برجیس منظری که سزد
مهش سفیر و عطارد دبیر و زهره ندیم
هوش مصنوعی: در اینجا به زیبایی و شکوه سیاره‌ها اشاره شده است. سیاره زحل به عنوان مکان و برجیس به عنوان جایی که باید توجه شود، توصیف شده‌اند. در این تصویر، ماه به عنوان نماینده‌ای مهم و عطارد به عنوان نویسنده‌ای مسلط دیده می‌شود. همچنین، زهره به عنوان دوست و همراهی نزدیک معرفی شده است. این واژه‌ها به نوعی به زیبایی و اهمیت این اجرام آسمانی در چشم‌انداز کلی اشاره دارند.
قد موافق او راست تر ز شکل الف
دل مخالف او تنگ تر ز حلقه میم
هوش مصنوعی: قد او به طور طبیعی به اندازه‌ای راست و زیباست که از شکل حرف الف نیز بهتر به نظر می‌رسد، در حالی که دل کسی که با او مخالف است، تنگ‌تر از حلقه حرف میم است.
جهان خراب شدستی ز باس او بی شک
اگر نبودی زین گونه بردبار و رحیم
هوش مصنوعی: جهان به خاطر وجود او خراب شده است، بدون تردید اگر او این‌گونه باحوصله و مهربان نبود، وضعیت از این بدتر می‌شد.
چو مادحی که ببوسید خاک درگه او
ببرد زر درست و نبرد عذر سقیم
هوش مصنوعی: مانند ستایشگری که خاک درگاه محبوبش را می‌بوسد، کسی که به عشق و ارادت به محبوبش در می‌آید، طلا و زر واقعی را می‌برد و برای عذرخواهی از نواقص خود جایی ندارد.
ز دست جودش اگر مال در عناست چه شد؟
ز جود دستش خلق است در میان نعیم
هوش مصنوعی: اگر ثروتی در دست بخشش او به خطر بیفتد، چه اهمیتی دارد؟ زیرا به واسطه generosity او، مردم در خوشی و نعمت هستند.
خهی عنایت تو بر ولی دلیل بهشت
زهی سیاست تو بر عدو نشان جحیم
هوش مصنوعی: عطای تو به دوستانت نشانه‌ای از بهشت است و تدبیر تو در برابر دشمنان، علامتی از جهنم.
اگر نسیم ز خلق تو گیردی تأثیر
وگر سحاب ز جود تو یابدی تعلیم
هوش مصنوعی: اگر نسیم از زیبایی‌های تو تأثیر بگیرد و اگر ابر از بخشش تو درس بگیرد، همگان از تو الهام خواهند گرفت.
کمینه نفحه این باشدی چو مشک تبت
کهینه قطره آن گرد دی چو در یتیم
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که حتی کمترین عطر و بویی که از مشکی قدیمی به مشام می‌رسد، مانند قطره‌ای از گرد غبار آسمان است که در دیوانگی یتیمی گم شده است. این بیان نمادین به زوال و فراق اشاره دارد و نشان می‌دهد که حتی اندک نشانه‌ای از زیبایی یا جذابیت نیز می‌تواند تأثیرگذار باشد.
فلک حسود ترا زان نمی کند فانی
که مردن آنرا بهتر ز زیستن در بیم
هوش مصنوعی: آسمان حسود به خاطر اینکه تو را از بین نبرد، بهتر است که مردن را بر زندگی در ترس ترجیح دهی.
مخالفت مثلا گر مه سما گردد
شود ز خامه انگشت شکل تو بدو نیم
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد با زیبایی تو مخالفت کند و آن را انکار کند، حتی از قلم هم می‌توان فهمید که چقدر جذاب و خاص هستی.
بزرگوارا نبود عجب که شاه جهان
گزید بهر خزاین ترا حفیظ و علیم
هوش مصنوعی: ای بزرگوار، جای شگفتی نیست که پادشاه جهان تو را برای حفاظت و نگهداری از خزاینش انتخاب کرده است، زیرا تو دارای علم و دانش بسیار هستی.
تو کوه حلمی و شاه آفتاب معلوم است
که کوه باشد گنجور آفتاب مقیم
هوش مصنوعی: تو مانند کوه صبر و بردباری هستی و مانند پادشاهی که در آفتاب روشن دیده می‌شود. مشخص است که در این کوه، گنجینه‌ای از نور و روشنی نهفته است.
کنون بدیع نباشد که سعی تو سازد
برای نقد خزانه ز مهر و مه زر و سیم
هوش مصنوعی: الان چیزی تازه و زیبا وجود ندارد که تلاش تو بتواند برای دارایی‌های گرانبهایت از عشق و زیبایی ایجاد کند.
خجسته خلعت شاه جهان چو پوشیدی
بطالعی که تولا کند بدو تقویم
هوش مصنوعی: وقتی جامه خوشبختی و بزرگی را به تن کردی، همچون تقدیری که باید با دقت و درستی رقم بخورد.
چو نای دشمن جاه تو باد پیماید
که همچو ابر زند طبل را به زیر گلیم
هوش مصنوعی: اگر دشمنی به حماقت تو بیفتد، مانند ابری که طبل را زیر یک حصیر به صدا درآورد، صبر کن و آرامش را حفظ کن.
همیشه تا که چمن بشکفد به آب زلال
همیشه تا که هوا تر شود به باد نسیم
هوش مصنوعی: تا زمانی که چمن سبز و خرم شود و آب پاک و زلال جاری باشد، و همچنین تا زمانی که نسیم ملایمی در هوا بوزد، چیزهای زیبا و دلنشین همچنان ادامه خواهند داشت.
نسیم خلق تو بادا ز معجزات مسیح
زلال عفو تو بادا ز چشمهای کلیم
هوش مصنوعی: نسیم دل‌انگیز وجود تو شبیه معجزات مسیح است و مهربانی تو مانند چشمان حضرت کلیم زلال و پاک است.
ز رای پیر تو شاه جهان چنان بادا
کز آفتاب و فلک سازد افسر و دیهیم
هوش مصنوعی: از نظر اندیشه و تدبیر بزرگترين افراد، تو مانند پادشاهی باش که همچون خورشید و ستاره‌ها بتوانی تاج و دیهیم را بسازی و بر سر بگذاری.