گنجور

شمارهٔ ۱۳

مرا قومی حریف هفته بودند
که در سر هر یکی را کبر میریست
درافتادند ناگه با من امروز
تعهدشان ز باب ناگزیریست
ز وجه مستی این هفت هشت تن
دو من می در بن یک ظرف قیریست
در این حالت دراز و پهن گفتن
مثال آن عجوز و آن حصیریست
تو ما را پایمردی کن به مستی
اگر دانی که وقت دستگیریست

اطلاعات

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری: قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

مرا قومی حریف هفته بودند
که در سر هر یکی را کبر میریست
هوش مصنوعی: من گروهی داشتم که هر هفته با هم می‌گذرانیدیم، اما در دل هر کدامشان حس خودپسندی و غرور وجود داشت.
درافتادند ناگه با من امروز
تعهدشان ز باب ناگزیریست
هوش مصنوعی: امروز ناگهان با من وارد گفتگو شدند و به نظر می‌رسد که این گفتگو نتیجه اجبار و ناچاری آن‌هاست.
ز وجه مستی این هفت هشت تن
دو من می در بن یک ظرف قیریست
هوش مصنوعی: از حال و هوای مستی، افرادی که در کنار هم هستند، به من می‌فهماند که مقدار شرابی که در یک ظرف گلی قرار دارد، بسیار کم است.
در این حالت دراز و پهن گفتن
مثال آن عجوز و آن حصیریست
هوش مصنوعی: در این وضعیت که دراز و گسترده است، می‌توان گفت که شبیه به وضعیت آن زن پیر و حصیر بافت او است.
تو ما را پایمردی کن به مستی
اگر دانی که وقت دستگیریست
هوش مصنوعی: اگر می‌دانی که زمان کمک و یاری دادن است، ما را در این راه قوی و پایدار کن و به حالت مستی و شگفتی برسان.