گنجور

شمارهٔ ۵ - وعده دیدار

از جمال لایزالی برنداری گر نقاب
عاشقان لاابالی را بماند دل کباب
صدر جنت گر بود بی دوست گو قعر جهیم
هرکه شد کوته نظر گو سوی این ها می شتاب
عاشقان نه حور خواهند نه بهشت از بهر آن
فارغند از کدخدایی خانمان کرده خراب
قاصرات الطرف عین باشند حوران بهشت
خیمه های عاشقان بینی طناب اندر طناب
پرده محشر بدرند عاشقان چون از لحد
سربرون آرند دل پرآتش و چشم پرآب
با دل مجروح می گریند و می گویند کو
آن که کرده وعده دیدار خود روز حساب
بی تماشای جمالت محیی گوید روز حشر
در صف بیگانگان یالیتنی کنت تراب

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: سید جابر موسوی

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

از جمال لایزالی برنداری گر نقاب
عاشقان لاابالی را بماند دل کباب
هوش مصنوعی: اگر زیبایی ابدی را از صورت عاشقان بی‌پروا بپوشانی، دل آنها همیشه در آتش خواهد ماند.
صدر جنت گر بود بی دوست گو قعر جهیم
هرکه شد کوته نظر گو سوی این ها می شتاب
هوش مصنوعی: اگر برترین نعمت‌ها را داشته باشی اما دوست نداشته باشی، چیزی از آن ارزش ندارد. هر کس که نظرش کوتاه باشد و به این مسائل تنها توجه کند، به سوی این امور گرایش پیدا می‌کند.
عاشقان نه حور خواهند نه بهشت از بهر آن
فارغند از کدخدایی خانمان کرده خراب
هوش مصنوعی: عاشقان نه به دنبال حوری هستند و نه بهشت، زیرا آن‌ها از فرمانروایی دنیوی بی‌نیازند و زندگی‌شان را از چیزی غیر از محبت و عشق تأمین می‌کنند.
قاصرات الطرف عین باشند حوران بهشت
خیمه های عاشقان بینی طناب اندر طناب
هوش مصنوعی: دختران بهشتی که چشم‌هاشان کم‌نگاه است، به مانند حورهای بهشت هستند. در اینجا، خیمه‌های عاشقان را می‌بینی که با طناب‌هایی به هم متصل شده‌اند.
پرده محشر بدرند عاشقان چون از لحد
سربرون آرند دل پرآتش و چشم پرآب
هوش مصنوعی: زمانی که عاشقان از گور برخیزند، پرده‌های قیامت چاک می‌خورند و دل‌هایشان پر از آتش و چشمانشان پر از اشک می‌شود.
با دل مجروح می گریند و می گویند کو
آن که کرده وعده دیدار خود روز حساب
هوش مصنوعی: آن‌ها با دل‌های زخمی و با اشک‌هایی که می‌ریزند، به جستجوی شخصی هستند که وعده دیدار در روز حساب را داده بود.
بی تماشای جمالت محیی گوید روز حشر
در صف بیگانگان یالیتنی کنت تراب
هوش مصنوعی: بدون دیدن زیبایی‌های تو، محیی در روز قیامت در صف بیگانگان خواهد گفت: ای کاش من خاک بودم.