گنجور

شمارهٔ ۳ - بلبل شوریده

ای بلبل شوریده دیوانه توئی یا ما
جویای رخ خوب جانانه توئی یا ما
تو عاشق گلزاری من عاشق دیدارم
در درد فراق او مردانه توئی یا ما
تو در قفسی و ما در خلوت خود تنها
ای گوشه نشین مست دیوانه توئی یا ما
در فصل بهار و دی از عشق جمال وی
با نعره و فریادی مستانه توئی یا ما
عشق تو به ما بلبل اندر رگ و پی رفته
آن باده خونین را پیمانه توئی یا ما
توجزگل وماجزدوست چیزی چو نمی بینیم
ازغیر حبیب خویش بیگانه توئی یا ما
تو زخم خوری از خار مارا بکشد بردار
آیا به زبان خلق افسانه توئی یا ما
تو عاشق وما عاشق دم درکش و حاضر باش
ورنه به خدا امروز در خانه توئی یا ما
گویند که گنجی هست اندر دل هر سرمست
از بهر چنین گنجی ویرانه توئی یا ما
محیی به گلستان شد با بلبل نالان شد
کای بلبل نالنده جانانه توئی یا ما

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: سید جابر موسوی

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ای بلبل شوریده دیوانه توئی یا ما
جویای رخ خوب جانانه توئی یا ما
هوش مصنوعی: ای بلبل آشفته و دیوانه، آیا تو هستی یا ما هستیم که به دنبال چهره زیبای تو می‌گردیم؟
تو عاشق گلزاری من عاشق دیدارم
در درد فراق او مردانه توئی یا ما
هوش مصنوعی: تو بی‌خیال از عشق و زیبایی‌ها هستی، اما من در انتظار دیدار و وصال او درد می‌کشم. آیا تو واقعاً احساساتی و قوی هستی یا من تنها کسی‌ام که در این عشق رنج می‌کشم؟
تو در قفسی و ما در خلوت خود تنها
ای گوشه نشین مست دیوانه توئی یا ما
هوش مصنوعی: تو در یک قفس محبوسی و ما در تنهایی خودمان هستیم. آیا تو هستی که به خاطر دیوانگی‌ات تنها شده‌ای، یا اینکه ما هستیم که در این گوشه تنها مانده‌ایم؟
در فصل بهار و دی از عشق جمال وی
با نعره و فریادی مستانه توئی یا ما
هوش مصنوعی: در فصل بهار و زمستان، از عشق زیبایی او با شوق و هیجان فراوانی فریاد می‌زنیم.
عشق تو به ما بلبل اندر رگ و پی رفته
آن باده خونین را پیمانه توئی یا ما
هوش مصنوعی: عشق تو در جان و وجود ما مانند بلبل نفوذ کرده است، آیا این شراب خونین که در وجود ما جاریست، از آن تو نیست یا ما؟
توجزگل وماجزدوست چیزی چو نمی بینیم
ازغیر حبیب خویش بیگانه توئی یا ما
هوش مصنوعی: در اینجا گوینده احساس می‌کند که تنها عشق و دوستی واقعی را در زندگی‌اش می‌بیند و همه چیزهای دیگر برایش بی‌معناست. او از این می‌گوید که یا باید همان دوستش باشد یا کسی دیگر که در نظر او ارزشمند باشد. به عبارت دیگر، بدون حضور عشقش، همه چیز بی‌اهمیت و خالی به نظر می‌رسد.
تو زخم خوری از خار مارا بکشد بردار
آیا به زبان خلق افسانه توئی یا ما
هوش مصنوعی: اگر تو از درد و رنجی که می‌کشی شکایت کنی، آیا می‌توانی به من بگویی آیا افسانه‌ی تو در زبان مردم وجود دارد یا این که به خاطر ما چنین بیانی داری؟
تو عاشق وما عاشق دم درکش و حاضر باش
ورنه به خدا امروز در خانه توئی یا ما
هوش مصنوعی: اگر تو عاشق شده‌ای، ما هم عشق را در خود داریم، پس بی‌درنگ به پیش ما بیا و آماده باش؛ وگرنه به خدا امروز یا تو در خانه ما هستی یا ما در خانه تو!
گویند که گنجی هست اندر دل هر سرمست
از بهر چنین گنجی ویرانه توئی یا ما
هوش مصنوعی: می‌گویند که در دل هر فرد سرمست و شاد، گنجی نهفته است. از همین رو، برای دستیابی به چنین گنجی، ممکن است تو یا ما دچار ویرانی و نابودی شویم.
محیی به گلستان شد با بلبل نالان شد
کای بلبل نالنده جانانه توئی یا ما
هوش مصنوعی: محیی به باغ رفت و با بلبلی که در حال ناله بود، گفتگو کرد و به او گفت: ای بلبل عزیز، تو زندگی‌بخش و دل‌نشین هستی.

حاشیه ها

1397/04/14 20:07
عابد اشراق

افرین بر شاهین پسیان که این گنج زیر خاکی را از طریق خواندن ، بیرون اورد

1397/04/14 20:07
عابد اشراق

افرین بر شاهین پسیان که با خواندن ای غزل این گنج زیر خاک را بیرون اورد ودر معرض دید همگان قرار داد عابداشراق

1398/04/17 18:07
رحیم. پشنگ

اگر دوستان وعزیزان هم وطن وقت بیشتری را برای مطالعه ادبیات کشورمون بگذارن هیچوقت ایگونه اشعار پنهان نمی ماند

1400/01/03 07:04
ابراهیم محمودیان

موافق صحبت آقای پشنگ هستم.
گروه سرو خراسان نیز این غزل را به زیبایی اجرا نموده است.
پیوند به وبگاه بیرونی

1402/08/19 19:11
خانم الف

بیت۴ کلمه بعداز بهار به چه معناست؟

به نظر میرسه اشتباه تایپی یا یک کلمه ناقص باشه چون وزن شعر هم خراب شده