شمارهٔ ۷
ای نعل من از غمت در آتش
دل سوخته بر دلم هر آتش
نبود عجب ار چو آب گردد
از خجلت روی تو تر آتش
اندر خور چوب شد، که خود را
با روی تو داشت همبر آتش
می بر لب چون می تو، گشته ست
اندر دل جام و ساغر، آتش
آتش زحیای روی تو، آب
دود، از سخط خصلن برآتش
از نسبت نور چهره ی توست
در عالم کون بر سر آتش
اطلاعات
وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ای نعل من از غمت در آتش
دل سوخته بر دلم هر آتش
هوش مصنوعی: ای نعل تو، نشان غم و اندوهم است و دلم چون آتشی سوخته است که هر لحظه شعلهورتر میشود.
نبود عجب ار چو آب گردد
از خجلت روی تو تر آتش
هوش مصنوعی: عجیب نیست اگر چهرهات به علت شرم و خجالت، مانند آب خیس شود و آتش به جانم بیفتد.
اندر خور چوب شد، که خود را
با روی تو داشت همبر آتش
هوش مصنوعی: با چوبی که به دست دارد، خود را به آتش نزدیک کرده است و میخواهد با چهرهی تو در آتش سوخته و یکپارچه شود.
می بر لب چون می تو، گشته ست
اندر دل جام و ساغر، آتش
هوش مصنوعی: شرابی که بر لب است، در دل به مانند جام و ساغر شعلهای افروخته است.
آتش زحیای روی تو، آب
دود، از سخط خصلن برآتش
هوش مصنوعی: آتش ناشی از زیبایی تو باعث ایجاد دود و آب شده است و این نشان دهندهی تاثیرات عمیق عشق و زیبایی تو بر تمام وجود من است.
از نسبت نور چهره ی توست
در عالم کون بر سر آتش
هوش مصنوعی: چهرهی تو مانند نوری است که در جهان وجود دارد و بر بالای آتش میدرخشد.