گنجور

فصل هفتم

اکنون وقت آن است که معنی «عذاب قبر» بشناسی و بدانی که عذاب القبر هم دو قسم است، روحانی و جسمانی اما جسمانی همه کس بشناسد و روحانی نشناسد الا کسی که خود را بشناخته باشد و حقیقت روح وی بدانسته که وی قایم است به ذات خویش و از قالب مستغنی است در قوام خویش و پس از مرگ، وی باقی است که مرگ وی را نیست نگرداند، لکن چشم و دست و پای و گوش و جمله ی حواس از وی مرگ باز ستاند، و چون حواس از وی بازستد، زن و فرزند و مال و ضیاع و سرای و بنده و ستور و خویش و پیوند، بلکه آسمان و زمین و هر چه آن را به حواس می توان یافت، از وی باز ستد، اگر این چیزها معشوق بود و همگی خویش بدان داده بود، در عذاب فراق بماند به ضرورت و اگر از همه فارغ بود و اینجا هیچ معشوق نداشت، بلکه آرزومند مرگ بود، به راحت افتاد و اگر دوستی خدای تعالی یافته بود و انس به ذکر وی حاصل کرده، و همگی خویش بدو داده بود و اسباب دنیا آن بر وی منغص و شولیده می داشت، چون بمرد به معشوق رسید و مزاحم و مشوش از میان برخاست و به سعادت رسید.

اکنون اندیشه کن تا ممکن شود که کسی خود را بداند و بشناسد که وی باقی خواهد بود که همه مراد و معشوق وی در دنیاست و آنگاه در شک باشد که چون از دنیا بشد در رنج و عذاب خواهد بود در فراق محبوبات خویش، چنان که رسول گفت، «احبب ما احببت، فانک مفارقه» و یا چون بداند که محبوب وی همه حق تعالی است و دنیا را و هر چه در وی است دشمن دارد، الا آن مقدار که زاد وی است، در شک تواند بود که چون ازدنیا برود از رنج برهد و به راحت افتد پس هر که این شناسد، وی را در عذاب القبر هیچ شک نماند که هست و متقیان را نیست، بلکه دنیاداران راست، و کسانی که همگی خویش به دنیا داده اند و به دین، معنی این خبر معلوم شود که: «الدنیا سجن المومن و جنه الکافر».

فصل ششم: همانا که گویی مذهب مشهور میان فقها و متکلمان آن است که جان آدمی به مرگ معدوم شود آنگاه وی را با وجود باز آرند و این مخالف آن است.فصل هشتم: چنان که اصل عذاب القبر بشناختی که سبب وی دوستی دنیاست، بدان که این عذاب متفاوت است بعضی را بیش بود و بعضی را کم بود بر قدر آن که شهوت دنیا باشد پس عذاب آن که در همه دنیا بیشتر از یک چیز ندارد که دل در آن بسته است، نه چنان باشد که عذاب کسی که ضیاع و اسباب و بنده و ستور و جاه و حشمت و همه نعمتهای دنیا دارد و دل در همه بسته باشد بلکه اگر در این جهان کسی را خبر آورند که اسبی از آن وی بردند، عذاب و رنج بر دل وی کمتر از آن باشد که گویند ده اسب بردند و اگر همه مال وی بستانی، رنج بیشتر از آن بود که یک نیم و کمتر از آن بود که با مال به هم، زن و فرزند را به غارت برند و از ولایت معزول کنند و وی را تنها بگذارند و مرگ آن است که مال و زن و فرزند و هر چه در دنیاست همه راه غارت و وی را تنها بگذارد و معنی مرگ این بود.

اطلاعات

منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

اکنون وقت آن است که معنی «عذاب قبر» بشناسی و بدانی که عذاب القبر هم دو قسم است، روحانی و جسمانی اما جسمانی همه کس بشناسد و روحانی نشناسد الا کسی که خود را بشناخته باشد و حقیقت روح وی بدانسته که وی قایم است به ذات خویش و از قالب مستغنی است در قوام خویش و پس از مرگ، وی باقی است که مرگ وی را نیست نگرداند، لکن چشم و دست و پای و گوش و جمله ی حواس از وی مرگ باز ستاند، و چون حواس از وی بازستد، زن و فرزند و مال و ضیاع و سرای و بنده و ستور و خویش و پیوند، بلکه آسمان و زمین و هر چه آن را به حواس می توان یافت، از وی باز ستد، اگر این چیزها معشوق بود و همگی خویش بدان داده بود، در عذاب فراق بماند به ضرورت و اگر از همه فارغ بود و اینجا هیچ معشوق نداشت، بلکه آرزومند مرگ بود، به راحت افتاد و اگر دوستی خدای تعالی یافته بود و انس به ذکر وی حاصل کرده، و همگی خویش بدو داده بود و اسباب دنیا آن بر وی منغص و شولیده می داشت، چون بمرد به معشوق رسید و مزاحم و مشوش از میان برخاست و به سعادت رسید.
هوش مصنوعی: حالا وقت آن است که در مورد «عذاب قبر» اطلاعاتی کسب کنی. عذاب قبر به دو نوع تقسیم می‌شود: روحانی و جسمانی. همه افراد عذاب جسمانی را درک می‌کنند، اما تنها کسانی که خود را شناسایی کرده‌اند و حقیقت روح خود را می‌دانند، عذاب روحانی را می‌فهمند. آن‌ها می‌دانند که روحشان وابسته به جسم نیست و پس از مرگ نیز وجود دارد. مرگ جسم بر حواس آنها تأثیر می‌گذارد و فایده‌ای برای آنها ندارد. وقتی حواس از آن‌ها جدا می‌شود، همه چیزهایی که بر اساس حس درک می‌شوند، مانند خانواده، مال و دارایی، از آن‌ها گرفته می‌شود. اگر این چیزها برای آنها عزیز باشد و تمام توجهشان را به آن‌ها داده باشند، به درد و عذاب فراق دچار می‌شوند. اما اگر از این تعلقات آزاد باشند و مشتاق مرگ باشند، راحتی را تجربه خواهند کرد. اگر دوستی با خداوند پیدا کرده باشند و به یاد او انس گرفته باشند، زمانی که می‌میرند به معشوق حقیقی خود می‌رسند و از دغدغه‌ها و مشکلات دنیوی رهایی می‌یابند و به سعادت می‌رسند.
اکنون اندیشه کن تا ممکن شود که کسی خود را بداند و بشناسد که وی باقی خواهد بود که همه مراد و معشوق وی در دنیاست و آنگاه در شک باشد که چون از دنیا بشد در رنج و عذاب خواهد بود در فراق محبوبات خویش، چنان که رسول گفت، «احبب ما احببت، فانک مفارقه» و یا چون بداند که محبوب وی همه حق تعالی است و دنیا را و هر چه در وی است دشمن دارد، الا آن مقدار که زاد وی است، در شک تواند بود که چون ازدنیا برود از رنج برهد و به راحت افتد پس هر که این شناسد، وی را در عذاب القبر هیچ شک نماند که هست و متقیان را نیست، بلکه دنیاداران راست، و کسانی که همگی خویش به دنیا داده اند و به دین، معنی این خبر معلوم شود که: «الدنیا سجن المومن و جنه الکافر».
هوش مصنوعی: اکنون تصور کن که فردی نسبت به خود آگاهی دارد و می‌داند که تمام آرزوها و عشق‌های او تنها در دنیا می‌باشد. در این حالت، او ممکن است دچار تردید شود که آیا پس از ترک دنیا، از درد و رنج جدایی از محبوبانش رنج خواهد برد یا خیر. به همین دلیل، رسول خدا اشاره کرده که هر کس به آنچه دوست دارد، عشق ورزد، باید بداند که در نهایت از آن جدا خواهد شد. حال اگر فرد بداند که محبوب اصلی او تنها خداوند است و هر چیزی در دنیا را دشمن می‌داند، به جز آنچه که سبب رشد و تعالی‌اش می‌شود، ممکن است در مورد اینکه آیا پس از مرگ از رنج رها خواهد شد یا خیر، شک کند. بنابراین، کسی که این حقیقت را درک کند، دیگر هیچ شکی درباره عذاب قبر ندارد و این عذاب مختص دنیادارانی است که تمام وجود خود را به دنیا سپرده‌اند، و این جمله که "دنیا برای مؤمن همچون زندان و برای کافر همچون بهشت است" این واقعیت را به خوبی توضیح می‌دهد.