گنجور

فصل هشتم

و چون بدانستی که در باطن این چهار قهرمان و کار فرمای است، مراقب باش حرکات و سکنات خویش را تا از این چهار اندرین جهان در طاعت کدامی و به حقیقت بشناس که از هر حرکتی که بکنی، صفتی در دل تو حاصل شود که آن در تو بماند و در صحبت تو بدان جهان آید و آن صفات را اخلاق گویند و همه اخلاق از این چهار قهرمان شکافد.

اگر طاعت خنزیر شهوت داری، در تو صفت پلیدی و بی شرمی و حریصی و چاپلوسی و منافقی و خسیسی و حسد و شماتت و غیر آن پدید آید و اگر وی را مقهور کنی و به ادب و زیر دست عقل و شرع داری، در تو صفت قناعت و خویشتنداری و شرم و آرام و ظریفی و پارسایی و کوتاه دستی و بی طمعی پدید آید.

و اگر کلب غضب را طاعت داری، در تو کبر و تهور و ناپاکی و لاف زدن و بارنامه کردن و کید آوری و بزرگ خویشتنی و افسوس کردن و استخفاف کردن و خوار داشتن و در خلق افتادن پدید آید و اگر این سگ را به ادب داری، در تو صبر و بردباری و عفو و ثبات و شجاعت و ساکنی و شهامت و کرم پدید آید.

و اگر شیطان را که کار وی آن است که این سگ و خوک را از جای بر می انگیزد و ایشان را دلیر همی کند و حیلت و مکر می آموزد، طاعت داری، در تو صفت گربزی و خیانت و تخلیط و بددرونی و فریفتن و تلبیس پدید آید و اگر وی را مقهور داری و به تلبیس وی فریفته نشوی و لشکر عقل را نصرت کنی، در تو زیرکی و معرفت و علم و صلاح جستن خلق و بزرگی و ریاست پدید آید و این اخلاق نیکو که با تو بماند، از جمله باقیات صالحات باشد و تخم سعادت تو باشد.

و این افعال که از وی بد پدیدار آید، وی را معصیت گویند و آن که اخلاق نیکو از وی پدید آید، آن را طاعت گویند و حرکات و سکنات آدمی از این دو خالی نبود.

و دل همچون آیینه روشن است و این خلاف زشت چون دودی و ظلمتی است که به وی همی رسد و وی را تاریک همی گرداند تا فراراه حضرت الهیت نبیند و محجوب شود و این اخلاق نیکو نوری است که به دل می رسد و وی را از ظلمت معصیت می زداید و از برای این گفت رسول (ص) «اتبع السیئه الحسنه تمحها»، از پی هر زشتی نیکوئی بکن تا آن را محو کند. و در قیامت دل باشد که به صحرا آید، اما روشن و اما تاریک: «فلا ینجوا الا من اتی الله بقلب سلیم».

دل آدمی، در ابتدای آفرینش چون آهن است که از وی آیینه روشن بیاید که همه عالم در وی بیاید، اگر وی را چنان که باید نگاه دارند، وگرنه جمله زنگار بخورد و چنان شود که نیز از وی آیینه نیاید، چنان که حق تعالی گفت: «کلا بل ران علی قلوبهم ما کانوا یکسبون».

فصل هفتم: بدان که دل آدمی را با هر یکی از این دو لشکر که در درون وی است علاقتی است، و وی را از هر یکی صفتی و خلقی پدید آید بعضی از آن اخلاق بد باشد که وی را هلاک کند و بعضی نیکو باشد که وی را به سعادت رساند و جمله آن اخلاق اگر چه بسیار است، اما چهار جنس اند: اخلاق بهایم و اخلاق سباع و اخلاق شیاطین و اخلاق ملایکه، چه به سبب آن که در وی شهوت و آز نهاده اند، کار بهایم کند: چون شره نمودن بر خوردن و جماع کردن و به سبب آن که در وی خشم نهاده اند، کار سگ و گرگ و شیر کند، چون زدن و در خلق افتادن به دست و زبان به سبب آن که در وی مکر و حیلت و تلبیس و تخلیط و فتنه انگیختن میان خلق نهاده اند، کار دیوان کند و به سبب آن که در وی عقل نهاده اند، کار فرشتگان کند، چون دوست داشتن علم و صلاح، و پرهیز کردن از کارهای زشت و صلاح جستن میان خلق و عزیز داشتن خود را از کارهای خسیس و شاد بودن به معرفت کارها و عیب داشتن از جهل و نادانی.فصل نهم: همانا گویی که چون در آدمی صفت سباع و بهایم و شیاطین و ملایکه در است به چه دانیم که اصل وی گوهر فرشتگی است و دیگران غریب اند و عارض؟ و به چه دانیم که وی را برای اخلاق فرشتگان آفریده اند تا آن حاصل کند نه برای دیگر صفات؟ بدان که این بدان شناسی که دانی که آدمی شریفتر و کاملتر است از بهایم و سباع و هر چیزی را که کمالی داده باشند، که آن نهایت درجه وی بوده، وی را برای آن آفریده باشند مثال آن که: اسب از خر شریفتر است که خر را برای بار کشیدن آفریده اند و اسب برای دویدن در جنگ و جهاد تا در زیر سوار چنان که می باید، می دود و می پوید و وی را قوت بار کشیدن نیز داده اند، همچون خر و کمالی زیادت نیز وی را داده اند که خر را نداده اند اگر وی از کمال خویش عاجز آید، از وی پالانی سازند و با درجه خر افتد و این هلاک و نقصان وی باشد.

اطلاعات

منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

و چون بدانستی که در باطن این چهار قهرمان و کار فرمای است، مراقب باش حرکات و سکنات خویش را تا از این چهار اندرین جهان در طاعت کدامی و به حقیقت بشناس که از هر حرکتی که بکنی، صفتی در دل تو حاصل شود که آن در تو بماند و در صحبت تو بدان جهان آید و آن صفات را اخلاق گویند و همه اخلاق از این چهار قهرمان شکافد.
هوش مصنوعی: وقتی که به عمق وجود این چهار قهرمان و راهنما پی بردی، باید مراقب اعمال و رفتار خود باشی. در اینجا باید متوجه شوی که در کدام یک از این چهار بعد در حال اطاعت هستی و به حقیقت بفهمی که هر حرکتی که انجام دهی، صفتی در دل تو ایجاد می‌کند که در تو باقی خواهد ماند و در ارتباطات تو با دیگران نمایان می‌شود. این صفات را اخلاق می‌نامند و تمام اخلاق‌ها از این چهار قهرمان نشأت می‌گیرد.
اگر طاعت خنزیر شهوت داری، در تو صفت پلیدی و بی شرمی و حریصی و چاپلوسی و منافقی و خسیسی و حسد و شماتت و غیر آن پدید آید و اگر وی را مقهور کنی و به ادب و زیر دست عقل و شرع داری، در تو صفت قناعت و خویشتنداری و شرم و آرام و ظریفی و پارسایی و کوتاه دستی و بی طمعی پدید آید.
هوش مصنوعی: اگر به تمایلات زشت و شهوت‌پرستی توجه کنی، در وجود تو ویژگی‌های ناپسند همچون بی‌شرمی، طمع، چاپلوسی، نفاق، خست و حسادت به وجود خواهد آمد. اما اگر این تمایلات را تحت کنترل خود درآوری و به منطق و شریعت پایبند باشی، در تو صفات نیکو مانند قناعت، خودنگهداری، شرم، آرامش، ظرافت، پرهیزکاری و بی‌طمعی شکل خواهد گرفت.
و اگر کلب غضب را طاعت داری، در تو کبر و تهور و ناپاکی و لاف زدن و بارنامه کردن و کید آوری و بزرگ خویشتنی و افسوس کردن و استخفاف کردن و خوار داشتن و در خلق افتادن پدید آید و اگر این سگ را به ادب داری، در تو صبر و بردباری و عفو و ثبات و شجاعت و ساکنی و شهامت و کرم پدید آید.
هوش مصنوعی: اگر به کلب غضب توجه کنی و از او پیروی کنی، در وجود تو صفات منفی مثل تکبر، جسارت، ناپاکی، لاف زدن، زیر پا گذاشتن دیگران و خودبزرگ‌بینی ایجاد می‌شود. اما اگر این سگ را با ادب تربیت کنی، در تو صفات نیکویی مانند صبر، بردباری، عفو، ثبات، شجاعت، آرامش، شهامت و کرم شکل خواهد گرفت.
و اگر شیطان را که کار وی آن است که این سگ و خوک را از جای بر می انگیزد و ایشان را دلیر همی کند و حیلت و مکر می آموزد، طاعت داری، در تو صفت گربزی و خیانت و تخلیط و بددرونی و فریفتن و تلبیس پدید آید و اگر وی را مقهور داری و به تلبیس وی فریفته نشوی و لشکر عقل را نصرت کنی، در تو زیرکی و معرفت و علم و صلاح جستن خلق و بزرگی و ریاست پدید آید و این اخلاق نیکو که با تو بماند، از جمله باقیات صالحات باشد و تخم سعادت تو باشد.
هوش مصنوعی: اگر به شیطان اطاعت کنی، او باعث می‌شود که صفات منفی مانند خیانت، فریب و بددلی در تو شکل بگیرد. اما اگر بر او غلبه کنی و فریبش را نخورده و به عقل خود تکیه کنی، در تو صفات مثبتی مانند زیرکی، شناخت، علم و کوشش برای نیکی به دیگران شکل می‌گیرد. این ویژگی‌های نیکو که در تو باقی می‌ماند، از نشانه‌های خیر و سعادت تو خواهد بود.
و این افعال که از وی بد پدیدار آید، وی را معصیت گویند و آن که اخلاق نیکو از وی پدید آید، آن را طاعت گویند و حرکات و سکنات آدمی از این دو خالی نبود.
هوش مصنوعی: هر چیزی که از شخص نادرست و ناپسند سر بزند، به آن معصیت می‌گویند و اگر از او کارهای نیک و پسندیده سر بزند، به آن طاعت گفته می‌شود. رفتارها و حرکت‌های انسان همواره تحت تأثیر این دو دسته قرار دارد.
و دل همچون آیینه روشن است و این خلاف زشت چون دودی و ظلمتی است که به وی همی رسد و وی را تاریک همی گرداند تا فراراه حضرت الهیت نبیند و محجوب شود و این اخلاق نیکو نوری است که به دل می رسد و وی را از ظلمت معصیت می زداید و از برای این گفت رسول (ص) «اتبع السیئه الحسنه تمحها»، از پی هر زشتی نیکوئی بکن تا آن را محو کند. و در قیامت دل باشد که به صحرا آید، اما روشن و اما تاریک: «فلا ینجوا الا من اتی الله بقلب سلیم».
هوش مصنوعی: دل مانند یک آیینه‌ای روشن است و رفتارهای ناپسند مانند دودی هستند که بر آن می‌نشینند و آن را تاریک می‌کنند، به‌گونه‌ای که انسان نمی‌تواند به زیبایی‌ها و رحمت خداوند توجه کند و از نور الهی دور می‌ماند. در عوض، اخلاق نیکو مانند نوری است که به دل می‌تابد و آن را از تاریکی‌های گناهان می‌زداید. به همین دلیل پیامبر (ص) فرموده‌اند: «پس از هر کار بد، یک کار خوب انجام بده تا آن را محو کنی». در روز قیامت، دل‌ها به صحرایی خواهند رفت، که برخی از آن‌ها روشن و برخی دیگر تاریک خواهند بود. تنها کسانی نجات می‌یابند که با دلی سالم به پیشگاه خداوند بیایند.
دل آدمی، در ابتدای آفرینش چون آهن است که از وی آیینه روشن بیاید که همه عالم در وی بیاید، اگر وی را چنان که باید نگاه دارند، وگرنه جمله زنگار بخورد و چنان شود که نیز از وی آیینه نیاید، چنان که حق تعالی گفت: «کلا بل ران علی قلوبهم ما کانوا یکسبون».
هوش مصنوعی: دل انسان در آغاز خلقت مانند آهنی است که می‌توان از آن آینه‌ای درخشان ساخت و تمام جهان را در آن بازتاب داد، به شرطی که به خوبی از آن مراقبت شود. اما اگر به درستی از آن نگهداری نشود، زنگار می‌گیرد و دیگر نمی‌تواند آینه‌ای روشن باشد. مثل اینکه خداوند فرموده است: «به‌طور کامل، زنگاری بر دل‌های آنها نشسته است به خاطر اعمالی که انجام داده‌اند.»