گنجور

فصل نهم

همانا گویی که چون در آدمی صفت سباع و بهایم و شیاطین و ملایکه در است به چه دانیم که اصل وی گوهر فرشتگی است و دیگران غریب اند و عارض؟ و به چه دانیم که وی را برای اخلاق فرشتگان آفریده اند تا آن حاصل کند نه برای دیگر صفات؟ بدان که این بدان شناسی که دانی که آدمی شریفتر و کاملتر است از بهایم و سباع و هر چیزی را که کمالی داده باشند، که آن نهایت درجه وی بوده، وی را برای آن آفریده باشند مثال آن که: اسب از خر شریفتر است که خر را برای بار کشیدن آفریده اند و اسب برای دویدن در جنگ و جهاد تا در زیر سوار چنان که می باید، می دود و می پوید و وی را قوت بار کشیدن نیز داده اند، همچون خر و کمالی زیادت نیز وی را داده اند که خر را نداده اند اگر وی از کمال خویش عاجز آید، از وی پالانی سازند و با درجه خر افتد و این هلاک و نقصان وی باشد.

همچنین گروهی پنداشته اند که آدمی را برای خوردن و خفتن و جماع کردن و تمتع آفریده اند همه روزگار در این برند و گروهی پندارند که وی را برای غلبه و و استیلا و مقهور کردن دیگر چیزها آفریده اند، چون عرب و کرد و ترک و این هر دو خطاست که خوردن و جماع کردن، راندن شهوت باشد و این خود ستوران را داده اند، و خوردن شتر بیشتر از خوردن مرد است و جماع گنجشک بیش از جماع آدمی است، پس چرا آدمی از ایشان شریفتر باشد؟ و غلبه و استیلا به غضب باشد، این سباع را داده اند پس آدمی را آنچه سباع و بهایم را داده اند هست و زیادت از آن وی را کمالی داده اند و آن عقل است که بدان خدای  تعالی را بشناسد و جمله صنع وی بداند و بدان خویشتن از دست شهوت و غضب برهاند و این صفت فرشتگان است و بدین صفت وی بر بهایم و سباع مستولی است، و همه مسخر وی اند با هر چه بر روی زمین است، چنان که حق تعالی گفت: « و سخر لکم ما فی السماوات و ما فی الارض جمیعا منه».

پس حقیقت آدمی آن است که کمال وی و شرف وی بدوست و دیگر صفتها غریب و عاریتی است و ایشان را به مزدوری و چاکری وی فرستاده اند و برای این است که چون بمیرد نه غضب ماند و نه شهوت ماند و بس اما جوهری روشن و نورانی آراسته به معرفت حق تعالی بر صورت ملایکه تا لاجرم رفیق ایشان باشد و رفیق الملاء الاعلی این باشد و ایشان همیشه در حضرت الهیت باشند: «فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر» و اما تاریک و مظلم و نگونسار، تاریکی بدان که زنگار گرفته باشد از ظلمت معصیت ، و نگونساری بدان که آرام گرفته باشد با اخلاق شهوت و غضب . و هر چه شهوت وی بود در این جهان بگذاشته باشد و روی دل وی از سوی این جهان باشد که شهوات و مراد وی این جهانی باشد و این جهان زیر آن جهان است: پس سر وی زیر بود و نگونسار باشد و معنی آن که گفت: «و لو تری اذا المجرمون ناکسوا روسهم عند ربهم» این باشد و کسی که چنین باشد، با شیاطین به هم در سجین باشند و معنی سجین هر کسی نداند و برای این گفت: «و ما ادریک ما سجین» .

فصل هشتم: و چون بدانستی که در باطن این چهار قهرمان و کار فرمای است، مراقب باش حرکات و سکنات خویش را تا از این چهار اندرین جهان در طاعت کدامی و به حقیقت بشناس که از هر حرکتی که بکنی، صفتی در دل تو حاصل شود که آن در تو بماند و در صحبت تو بدان جهان آید و آن صفات را اخلاق گویند و همه اخلاق از این چهار قهرمان شکافد.فصل دهم: عجائب عالمهای دل را نهایت نیست و شرف وی بدان است که عجیبتر از همه است و بیشتر خلق از آن غافل باشند و شرف وی از دو وجه است یکی از روی علم، دوم از روی قدرت اما شرف وی از روی علم بر دو طبقه است: یکی آن است که همه خلق ان را تواند دانستن و دیگر آن است که پوشیده تر است و هر کس نشناسد و آن عزیزتر است، اما آن چه ظاهر است آن است که وی را قوت معرفت جمله ی علمها و صناعتهاست تا بدان جمله صناعتها بداند و هر چه در کتابهاست بر خواند و بداند، چون علم هندسه و حساب و طب و نجوم و علوم شریعت و با آن که وی یک چیز است که قسمت نپذیرد، این همه علمها در وی گنجد، بلکه همه عالم در وی چون ذره باشد در بیابانی و در یک لحظه در فکرت و حرکت خویش از ثری به علا شود و از مشرق به مغرب شود.

اطلاعات

منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

همانا گویی که چون در آدمی صفت سباع و بهایم و شیاطین و ملایکه در است به چه دانیم که اصل وی گوهر فرشتگی است و دیگران غریب اند و عارض؟ و به چه دانیم که وی را برای اخلاق فرشتگان آفریده اند تا آن حاصل کند نه برای دیگر صفات؟ بدان که این بدان شناسی که دانی که آدمی شریفتر و کاملتر است از بهایم و سباع و هر چیزی را که کمالی داده باشند، که آن نهایت درجه وی بوده، وی را برای آن آفریده باشند مثال آن که: اسب از خر شریفتر است که خر را برای بار کشیدن آفریده اند و اسب برای دویدن در جنگ و جهاد تا در زیر سوار چنان که می باید، می دود و می پوید و وی را قوت بار کشیدن نیز داده اند، همچون خر و کمالی زیادت نیز وی را داده اند که خر را نداده اند اگر وی از کمال خویش عاجز آید، از وی پالانی سازند و با درجه خر افتد و این هلاک و نقصان وی باشد.
هوش مصنوعی: انسان دارای صفات مختلفی است، از جمله خوبی‌ها و بدی‌ها، و ویژگی‌های فرشتگان و موجودات دیگر. نکته‌ای که باید در نظر بگیریم این است که انسان ذاتاً موجودی با بن‌مایه‌ فرشته‌ای است و سایر صفات تنها ویژگی‌های اضافی و خارجی هستند. ما باید متوجه شویم که انسان به خاطر ویژگی‌های فرشتگی‌اش خلق شده است تا به این کمال برسد، نه برای دیگر خصوصیات. به عنوان مثال، انسان از حیوانات و دیگر موجودات به خاطر ویژگی‌هایش برتر و کامل‌تر است، زیرا برای کمال وجودی‌اش آفریده شده است. اسیابی که قدرت دویدن و جنگیدن دارد، نسبت به خر که فقط برای بارکشیدن ایجاد شده، از ارزش و کمال بیشتری برخوردار است. اگر اسب به خاطر نقصی در کمال خود تبدیل به حیوانی مانند خر شود، این نشانه‌ی زوال و نقصان او خواهد بود.
همچنین گروهی پنداشته اند که آدمی را برای خوردن و خفتن و جماع کردن و تمتع آفریده اند همه روزگار در این برند و گروهی پندارند که وی را برای غلبه و و استیلا و مقهور کردن دیگر چیزها آفریده اند، چون عرب و کرد و ترک و این هر دو خطاست که خوردن و جماع کردن، راندن شهوت باشد و این خود ستوران را داده اند، و خوردن شتر بیشتر از خوردن مرد است و جماع گنجشک بیش از جماع آدمی است، پس چرا آدمی از ایشان شریفتر باشد؟ و غلبه و استیلا به غضب باشد، این سباع را داده اند پس آدمی را آنچه سباع و بهایم را داده اند هست و زیادت از آن وی را کمالی داده اند و آن عقل است که بدان خدای  تعالی را بشناسد و جمله صنع وی بداند و بدان خویشتن از دست شهوت و غضب برهاند و این صفت فرشتگان است و بدین صفت وی بر بهایم و سباع مستولی است، و همه مسخر وی اند با هر چه بر روی زمین است، چنان که حق تعالی گفت: « و سخر لکم ما فی السماوات و ما فی الارض جمیعا منه».
هوش مصنوعی: برخی بر این باورند که انسان برای خوردن، خوابیدن، رابطه جنسی و لذت‌بردن خلق شده است، در حالی که گروهی دیگر معتقدند که او به منظور تسلط بر دیگر موجودات و غلبه بر آن‌ها به وجود آمده است. اما هر دو این دیدگاه‌ها نادرست هستند. لذت‌بردن و آمیزش، خصوصیات حیوانات نیز هست و انسان نمی‌تواند به این دلایل برتر از آن‌ها باشد. به‌علاوه، پرندگان و حیوانات دیگر در برخی موارد بیشتر از انسان از لذت‌ها بهره‌مند می‌شوند. در مورد تسلط نیز باید گفت که این خصیصه به خشم مربوط می‌شود و به بسیاری از حیوانات اهلی نیز داده شده است. اما انسان علاوه بر احساسات و تمایلات حیوانی، همچون غضب و شهوت، امتیاز دیگری دارد که همان «عقل» است. با بهره‌گیری از عقل، انسان می‌تواند خداوند را بشناسد و به شناخت همه‌ی مخلوقات بپردازد و در نهایت از دست‌بافت‌های شهوت و خشم رهایی یابد. این ویژگی مشابه صفات فرشتگان است و به همین خاطر است که انسان بر حیوانات و وحوش غالب و برتر است و همه موجوداتی که بر روی زمین هستند تحت تسلط او هستند، چنان‌که در قرآن گفته شده است: «و آنچه در آسمان‌ها و زمین است، همه را مسخر شما کردیم».
پس حقیقت آدمی آن است که کمال وی و شرف وی بدوست و دیگر صفتها غریب و عاریتی است و ایشان را به مزدوری و چاکری وی فرستاده اند و برای این است که چون بمیرد نه غضب ماند و نه شهوت ماند و بس اما جوهری روشن و نورانی آراسته به معرفت حق تعالی بر صورت ملایکه تا لاجرم رفیق ایشان باشد و رفیق الملاء الاعلی این باشد و ایشان همیشه در حضرت الهیت باشند: «فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر» و اما تاریک و مظلم و نگونسار، تاریکی بدان که زنگار گرفته باشد از ظلمت معصیت ، و نگونساری بدان که آرام گرفته باشد با اخلاق شهوت و غضب . و هر چه شهوت وی بود در این جهان بگذاشته باشد و روی دل وی از سوی این جهان باشد که شهوات و مراد وی این جهانی باشد و این جهان زیر آن جهان است: پس سر وی زیر بود و نگونسار باشد و معنی آن که گفت: «و لو تری اذا المجرمون ناکسوا روسهم عند ربهم» این باشد و کسی که چنین باشد، با شیاطین به هم در سجین باشند و معنی سجین هر کسی نداند و برای این گفت: «و ما ادریک ما سجین» .
هوش مصنوعی: حقیقت انسان در کمال و ارزش او نهفته است و دیگر خصوصیات او به نوعی بیگانه و امانتی هستند که به او داده شده‌اند. این ویژگی‌ها به او آمده‌اند تا به نوعی به خدمت او درآیند. پس از مرگ، هیچ‌گونه احساسات مانند غضب و شهوت باقی نمی‌ماند و آنچه باقی می‌ماند یک جوهر نورانی است که به درک حقیقت خداوند آراسته شده و در کنار فرشتگان قرار می‌گیرد. انسان‌های خوب در واتوی نزدیکی به خداوند قرار دارند. اما کسانی که تاریک و غمگین هستند به علت ظلمت گناهان و تسلط شهوت و غضب در خود، در وضعیت بدی به سر می‌برند. آنها همه شهوات دنیوی خود را در این دنیا جستجو کرده و توجه دل‌شان فقط به این جهان مادی معطوف است، در حالی که این جهان زیر سایه جهانی دیگر قرار دارد. بنابراین، سرشان پایین است و در وضعیت بد قرار دارند. این وضعیت بد به معنی آن است که وقتی گناهکاران در محضر خداوند روسیاهی می‌کنند، در واقع به حالتی بوسیده می‌شوند. چنین افرادی در کناره شیاطین در مکان بدی به نام سجین قرار خواهند گرفت و مفهوم سجین برای هیچ‌کس شناخته نیست.