گنجور

بخش ۷ - پیدا کردن گناه صغایر و کبایر

بدان که توبه از گناه بود و گناه هرچند صغیره تر باشد سهلتر بود. چون اصرار نکند. و اندر خبر است که نمازهای فریضه کفارت همه گناه است مگر کبائر و نماز جمعه کفارت است همه گناهان را تا به جمعه مگر کبائر. و حق تعالی گفته است، «ان تجتنبوا کبائر ما تنهون عنه تکفر عنکم سیاتکم» «اگر از کبایر دست بدارید صغایر عفو کنم». پس فریضه است بدانستن که کبائر کدام است و صحابه را در این خلاف است. بعضی گفته اند که هفت است و بعضی گفته اند که بیشتر است. و بعضی گفته اند که کمتر.

و ابن عباس بشنید که ابن عمر رضی الله عنه همی گوید که کبایر هفت است. گفت به هفتاد نزدیکتر است از آن که به هفت. و بوطالب که قوت القلوب کرده است همی گوید، «از جمله اخبار و اقوال صحابه جمع کرده ام هفده کبیره است، چهار اندر دل: کفر و عزم و اصرار کردن بر معصیت اگرچه صغیره بود، چنان که کسی کار بد همی کند و اندر دل ندارد که هرگز توبه کند و دیگر نومیدی از رحمت که آن را قنوط گویند و دیگر ایمنی از مکر خدای تعالی چنان که ساکن شود که من خود ایمن شده ام. و چهار اندر زبان: یکی گواهی زور که حقی اندر آن باطل شود، دیگر قدف صریح چنان که حد اندر آن واجب آید، سوم سوگند به دروغ که بدان مالی یا حقی از کسی ببرد، چهارم جادویی که آن نیز به کلماتی باشد که بر زبان برود. و سه اندر شکم: یکی خوردن هرچه مستی آورد و دیگر مال یتیم خوردن، سوم ربا خوردن و دادن. و دو اندر فرج: زنا و لواطه. و دو اندر دست: کشتن و دزدی کردن بر وجهی که حد واجب آید. و یکی اندر پا و آن گریختن است از صف کافران، چنان که یکی از دو بگریزد و ده از بیست، اما چون زیادت شوند گریختن روا بود. و یکی اندر جمله تن و آن حقوق مادر و پدر است.

و بدان که این بدان بدانسته اند که بعضی اندر وی حد واجب است و بعضی به آن که اندر قرآن اندر وی تهدید عظیم است، و اندر تفصیل آن تصرفی هست که اندر کتاب احیا بگفته ایم و این کتاب آن را احتمال نکند. و مقصود از بدانستن این آن است تا اندر کتاب احتیاط بیشتر رود. و بباید دانستن که اصرار بر صغیره، کبیره بود و اگرچه گوییم که فرایض کفارت بود صغایر را، خلاف نیست که اگر دانگی مظلمه اندر گردن دارد کفارت نکند تا از عهده بیرون نیاید و بازندهد.

و بر جمله هر معصیت که به حق تعالی دارد به عفو نزدیکتر است از آن که به مظالم خلق تعلق دارد. و در خبر است که دیوان گناهان سه است: دیوانی که نیامرزند و آن شرک است و دیوانی که بیامرزند و آن گناهی بود که میان بنده و حق تعالی بود و دیوانی که فرو نگذارند و آن دیوان مظالم بندگان است و بدان که هرچه بدان رنج مسلمانی حاصل آید اندر این جمله باشد. اگر در نفس بود و اگر اندر مال بود و اگر اندر مروت بود و اگر اندر حشمت بود و اگر اندر دین، چنان که کسی خلق را دعوت کند به بدعت تا دین ایشان ببرد و یا کسی که مجلس کند و سخنها گوید که خلق بر معصیت دلیر شود.

بخش ۶ - پیدا کردن قبول توبه: بدان که چون توبه به شرط خویش بود به ضرورت مقبول بود. چون توبه بکردی اندر قبول به شک مباش، اندر آن به شک باش تا توبه به شرط هست یا نه. و هرکه حقیقت دل آدمی بشناخت که چیست و علاقه وی با تن بشناخت که بر چه وجه است و مناسبت وی با حضرت الوهیت که چگونه است و حجاب وی از آن به چیست، اندر شک نباشد از آن که گناه سبب حجاب است و توبه سبب قبول، چه دل آدمی اندر اصل خویش گوهر پاک است از جنس گوهر فرشتگان و چون آینه ای که حضرت الهیت اندر وی بنماید چون از این عالم بیرون شود زنگار نگرفته و به هر معصیتی که می کند ظلمتی بر روی آینه می نشیند و به هر طاعتی که می کند نوری به دل می پیوندد و آن ظلمت معصیت را از دل دور می کند و آن همه آثار انوار طاعات و ظلمت معاصی بر آینه دل متعاقب همی باشد.بخش ۸ - فصل (پیدا کردن آنچه صغایر بدان کبایر شود): بدان که صغیره امیدوار بود که عفو وی را دریابد، ولیکن به بعضی از اسباب عظیمتر گردد و خطر آن نیز صعب بود و آن شش است:

اطلاعات

منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

بدان که توبه از گناه بود و گناه هرچند صغیره تر باشد سهلتر بود. چون اصرار نکند. و اندر خبر است که نمازهای فریضه کفارت همه گناه است مگر کبائر و نماز جمعه کفارت است همه گناهان را تا به جمعه مگر کبائر. و حق تعالی گفته است، «ان تجتنبوا کبائر ما تنهون عنه تکفر عنکم سیاتکم» «اگر از کبایر دست بدارید صغایر عفو کنم». پس فریضه است بدانستن که کبائر کدام است و صحابه را در این خلاف است. بعضی گفته اند که هفت است و بعضی گفته اند که بیشتر است. و بعضی گفته اند که کمتر.
هوش مصنوعی: توبه به معنی بازگشت و پشیمانی از گناه است و هر چه گناه کوچکتر باشد، به راحتی می‌توان از آن صرف‌نظر کرد، به شرطی که به آن ادامه داده نشود. در احادیث آمده است که نمازهای واجب می‌تواند گناهان را جبران کند، به جز گناهان بزرگ. همچنین، نماز جمعه می‌تواند تمام گناهان را تا برگزاری جمعه دیگری جبران کند، به جز گناهان بزرگ. خداوند در قرآن فرموده است: «اگر از گناهان بزرگ دوری کنید، من گناهان کوچک شما را می‌بخشم». بنابراین، لازم است بدانید که گناهان بزرگ کدامند و در این زمینه بین صحابه اختلاف نظر وجود دارد؛ برخی تعداد آن‌ها را هفت عدد می‌دانند، برخی بیشتر و برخی کمتر.
و ابن عباس بشنید که ابن عمر رضی الله عنه همی گوید که کبایر هفت است. گفت به هفتاد نزدیکتر است از آن که به هفت. و بوطالب که قوت القلوب کرده است همی گوید، «از جمله اخبار و اقوال صحابه جمع کرده ام هفده کبیره است، چهار اندر دل: کفر و عزم و اصرار کردن بر معصیت اگرچه صغیره بود، چنان که کسی کار بد همی کند و اندر دل ندارد که هرگز توبه کند و دیگر نومیدی از رحمت که آن را قنوط گویند و دیگر ایمنی از مکر خدای تعالی چنان که ساکن شود که من خود ایمن شده ام. و چهار اندر زبان: یکی گواهی زور که حقی اندر آن باطل شود، دیگر قدف صریح چنان که حد اندر آن واجب آید، سوم سوگند به دروغ که بدان مالی یا حقی از کسی ببرد، چهارم جادویی که آن نیز به کلماتی باشد که بر زبان برود. و سه اندر شکم: یکی خوردن هرچه مستی آورد و دیگر مال یتیم خوردن، سوم ربا خوردن و دادن. و دو اندر فرج: زنا و لواطه. و دو اندر دست: کشتن و دزدی کردن بر وجهی که حد واجب آید. و یکی اندر پا و آن گریختن است از صف کافران، چنان که یکی از دو بگریزد و ده از بیست، اما چون زیادت شوند گریختن روا بود. و یکی اندر جمله تن و آن حقوق مادر و پدر است.
هوش مصنوعی: ابن عباس نقل می‌کند که ابن عمر می‌گوید تعداد گناهان بزرگ هفت تاست، اما او معتقد است که تعداد واقعی آنها به هفتاد نزدیک‌تر است. بوطالب، که به نیکی و قوت دل معروف است، می‌گوید من از اقوال و اخبار صحابه جمع‌آوری کرده‌ام و به هفده گناه بزرگ ارتباط پیدا کرده‌ام. این گناهان به چهار دسته تقسیم می‌شوند: چهار گناه در دل؛ اول کفر و همچنین عزم و اصرار بر گناهان حتی اگر کوچک باشند، به‌طوری که فرد بدی را مرتکب می‌شود و در دل امیدی به توبه ندارد. دوم، ناامیدی از رحمت خدا که به قنوط معروف است. سوم، احساس ایمنی از مکر خداوند، به این معنا که فرد احساس کند که در امان است. سپس چهار گناه مرتبط با زبان وجود دارد: اول گواهی دروغ که باعث می‌شود حقی نادیده گرفته شود. دوم غیبت صریح که ممکن است به جریمه‌ای منجر شود. سوم سوگند دروغ که به وسیله آن مالی از کسی گرفته می‌شود. چهارم جادو که با کلماتی بر زبان جاری می‌شود. در دسته بعدی، سه گناه مرتبط با شکم مطرح می‌شود: اول خوردن هر چیزی که مستی ایجاد کند، دوم خوردن مال یتیم و سوم ربا. دو گناه در ارتباط با فرج به این معناست که زنا و لواطه از گناهان بزرگ به شمار می‌آیند. در دست‌ها دو گناه وجود دارد: یکی کشتن و دیگری دزدی به شکلی که باید جریمه‌ای برای آن در نظر گرفته شود. یک گناه در پا وجود دارد و آن فرار کردن از صف کفار است، به‌طوری که اگر فردی از میان دو نفر فرار کند، فرار او مجاز است، اما اگر تعداد فراری‌ها زیاد شود، این عمل قابل قبول است. و در نهایت، تمام بدن یک گناه وجود دارد که آن حقوق والدین، به‌خصوص مادر و پدر است.
و بدان که این بدان بدانسته اند که بعضی اندر وی حد واجب است و بعضی به آن که اندر قرآن اندر وی تهدید عظیم است، و اندر تفصیل آن تصرفی هست که اندر کتاب احیا بگفته ایم و این کتاب آن را احتمال نکند. و مقصود از بدانستن این آن است تا اندر کتاب احتیاط بیشتر رود. و بباید دانستن که اصرار بر صغیره، کبیره بود و اگرچه گوییم که فرایض کفارت بود صغایر را، خلاف نیست که اگر دانگی مظلمه اندر گردن دارد کفارت نکند تا از عهده بیرون نیاید و بازندهد.
هوش مصنوعی: بدان که برخی از اعمال دارای حد واجب هستند و برخی دیگر به دلیل تهدیدات شدیدی که در قرآن به آن‌ها اشاره شده، اهمیت خاصی دارند. جزئیات این موضوع در کتاب احیا توضیح داده شده است و این کتاب نمی‌تواند این موضوعات را نادیده بگیرد. هدف از دانستن این مسائل این است که کتاب احتیاط بیشتری در آن قرار داده شود. همچنین باید توجه داشت که استمرار بر اعمال کوچک، می‌تواند بزرگ تلقی شود و اگرچه گفته می‌شود که کفاره‌ای برای گناهان کوچک وجود دارد، اما اگر شخصی بدهی یا ظلمی نسبت به دیگران داشته باشد، تا زمانی که آن را پرداخت نکرده، کفاره‌ای بر او جاری نخواهد بود.
و بر جمله هر معصیت که به حق تعالی دارد به عفو نزدیکتر است از آن که به مظالم خلق تعلق دارد. و در خبر است که دیوان گناهان سه است: دیوانی که نیامرزند و آن شرک است و دیوانی که بیامرزند و آن گناهی بود که میان بنده و حق تعالی بود و دیوانی که فرو نگذارند و آن دیوان مظالم بندگان است و بدان که هرچه بدان رنج مسلمانی حاصل آید اندر این جمله باشد. اگر در نفس بود و اگر اندر مال بود و اگر اندر مروت بود و اگر اندر حشمت بود و اگر اندر دین، چنان که کسی خلق را دعوت کند به بدعت تا دین ایشان ببرد و یا کسی که مجلس کند و سخنها گوید که خلق بر معصیت دلیر شود.
هوش مصنوعی: هر گناهی که به خداوند مربوط باشد، از آنچه به ظلم و تعدی به مخلوقین تعلق دارد، بخشیده‌شدنش آسان‌تر است. طبق روایت‌ها، گناهان به سه دسته تقسیم می‌شوند: دسته اول که بخشیده نمی‌شوند، شرک به خداست؛ دسته دوم گناهانی که بین فرد و خداوند هستند و ممکن است بخشیده شوند؛ و دسته سوم گناهان مربوط به ظلم به بندگان که هیچ‌گاه بخشیده نمی‌شوند. همچنین باید بدانید که هر رنجی که یک مسلمان متحمل می‌شود، در این دسته‌ها قرار می‌گیرد، چه مربوط به نفس باشد، چه به مال، چه به مروت، چه به موقعیت اجتماعی و چه به دین. به عنوان مثال، شخصی که دیگران را به بدعت دعوت کند و دین آن‌ها را به خطر بیندازد، یا کسی که مجالس برگزار کند و سخنانی بگوید که موجب دلیر شدن مردم در انجام معصیت شود، در این زمینه‌ها گناهکار است.