هرکه اندر دوام توبه وی بر گناهی بود باید که بزودی به کفارت و به تدارک آن مشغول شود و آثار دلیل کند بر آن که هشت کار است که چون پس از گناه برود کفارت گناه بود. چهار اندر دل است: یکی توبه یا عزم اندر توبه و دوستی آن که دیگر بار آن نکند و بیم آن که بر آن معاقب باشد و امید عفو. و چهار به تن است: یکی آن که دو رکعت نماز بکند و پس از آن هفتاد بار استغفار کند و صد بار بگوید سبحان الله العظیم و بحمده و صدقه بدهد آن مقدار که تواند و یک روز روزه دارد و اندر بعضی آثار است که طهارتی نیکو بکند و اندر مسجد شود و دو رکعت نماز بکند.
و اندر خبر است که چون گناهی کردی اندر سر طاعتی بکن تا کفارتی بود و چون آشکارا کردی طاعتی آشکارا بکن و بدان که استغفار به زبان که دل اندر میان نباشد بس فایده ندهد. و شرکت دل بدان بود که اندر وی هراسی و تضرّعی باشد اندر طلب مغفرت و از تشویر و خجلت خالی نبود، و چون این بود، اگرچه عزم مصمم نکرده است امیدوار بود و بر جمله استغفار به زبان و غفلت دل هم از فایده خالی نباشد که زبان را از بیهوده منع کند و از خاموشی نیز بهتر بود که زبان چون به خیر عادت کرد میل به کلمه استغفار بیش کند از آن که به لعب و هذیان وغیر آن.
مریدی بوعثمان مغربی را گفت، «وقت باشد که زبان من به ذکر همی رود بی دل». گفت، «شکر کن که یک عضو تو را اندر خدمت بگذاشته اند». و اندر این شیطان را تلبیس است که تو را گوید، «زبان از ذکر خاموش کن که چون دل حاضر نباشد بی حرمتی باشد». و خلق اندر جواب شیطان به سه قسم شده اند: یکی سابق که گفت، «راست گوئی، لاجرم کوری تو را دل نیز حاضر کنم». این نمک بر جراحت شیطان پراکند. و یکی ظالم که گفت، «راست گوئی، اندر حرکت زبان فایده نباشد»خاموش بایستد و پندارد که زیرکی بکرد و به حقیقت به دوستی شیطان برخاست سه دیگر مقتصد که گفت، «اگر دل حاضر نتوانم کرد آخر ذکر بر زبان بهتر از خاموشی». اگرچه ذکر به دل بهتر از آن، چنان که پادشاهی بهتر از صرّافی بهتر از کنّاسی و شرط نیست که هرکه از پادشاهی عاجز شود از صرّافی نیز دست بدارد و به کنّاسی شود.
اطلاعات
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
هرکه اندر دوام توبه وی بر گناهی بود باید که بزودی به کفارت و به تدارک آن مشغول شود و آثار دلیل کند بر آن که هشت کار است که چون پس از گناه برود کفارت گناه بود. چهار اندر دل است: یکی توبه یا عزم اندر توبه و دوستی آن که دیگر بار آن نکند و بیم آن که بر آن معاقب باشد و امید عفو. و چهار به تن است: یکی آن که دو رکعت نماز بکند و پس از آن هفتاد بار استغفار کند و صد بار بگوید سبحان الله العظیم و بحمده و صدقه بدهد آن مقدار که تواند و یک روز روزه دارد و اندر بعضی آثار است که طهارتی نیکو بکند و اندر مسجد شود و دو رکعت نماز بکند.
هوش مصنوعی: هر فردی که بعد از گناه خود درصدد توبه برمیآید، باید هرچه سریعتر به جبران آن اقدام کند. برای این کار، هشت عمل وجود دارد که میتواند کفاره گناه او باشد. چهار مورد از این اعمال به نیت و دل بستگی دارد: اول، توبه یا تصمیم جدی برای توبه؛ دوم، محبت به توبه و عدم تکرار گناه؛ سوم، ترس از عذاب به خاطر گناه؛ و چهارم، امید به بخشش. همچنین، چهار عمل دیگر باید با جسم انجام شود: اول، نماز دو رکعتی به جا آوردن؛ دوم، هفتاد بار استغفار کردن بعد از نماز؛ سوم، صد بار گفتن «سبحان الله العظیم و بحمده»؛ چهارم، صدقه دادن به اندازهای که توان دارد و روزه گرفتن به مدت یک روز. در برخی موارد، انجام طهارت خوب و رفتن به مسجد و اقامه نماز دو رکعتی نیز توصیه شده است.
و اندر خبر است که چون گناهی کردی اندر سر طاعتی بکن تا کفارتی بود و چون آشکارا کردی طاعتی آشکارا بکن و بدان که استغفار به زبان که دل اندر میان نباشد بس فایده ندهد. و شرکت دل بدان بود که اندر وی هراسی و تضرّعی باشد اندر طلب مغفرت و از تشویر و خجلت خالی نبود، و چون این بود، اگرچه عزم مصمم نکرده است امیدوار بود و بر جمله استغفار به زبان و غفلت دل هم از فایده خالی نباشد که زبان را از بیهوده منع کند و از خاموشی نیز بهتر بود که زبان چون به خیر عادت کرد میل به کلمه استغفار بیش کند از آن که به لعب و هذیان وغیر آن.
هوش مصنوعی: اگر گناهی مرتکب شدی، سعی کن یک عبادت انجام دهی تا جبران شود. اگر گناهت را علنی کردی، باید عبادتی هم به صورت علنی انجام دهی. به یاد داشته باش که استغفار فقط با گفتن کلمات بدون توجه قلبی فایده چندانی ندارد. دل باید از ترس و نیاز به مغفرت پر باشد و از شرمندگی خالی نباشد. اگرچه ممکن است تصمیم قاطعی نداشته باشی، اما امیدوار باش. به طور کلی، استغفار زبانی و غفلت دل نیز از فایده خالی نیست، زیرا زبان را از گفتار بیهوده دور میکند و بهتر است که به خوبی عادت کند تا تمایل بیشتری به گفتن کلمات استغفار پیدا کند، بجای آنکه در بازی و بیمعنیها غرق شود.
مریدی بوعثمان مغربی را گفت، «وقت باشد که زبان من به ذکر همی رود بی دل». گفت، «شکر کن که یک عضو تو را اندر خدمت بگذاشته اند». و اندر این شیطان را تلبیس است که تو را گوید، «زبان از ذکر خاموش کن که چون دل حاضر نباشد بی حرمتی باشد». و خلق اندر جواب شیطان به سه قسم شده اند: یکی سابق که گفت، «راست گوئی، لاجرم کوری تو را دل نیز حاضر کنم». این نمک بر جراحت شیطان پراکند. و یکی ظالم که گفت، «راست گوئی، اندر حرکت زبان فایده نباشد»خاموش بایستد و پندارد که زیرکی بکرد و به حقیقت به دوستی شیطان برخاست سه دیگر مقتصد که گفت، «اگر دل حاضر نتوانم کرد آخر ذکر بر زبان بهتر از خاموشی». اگرچه ذکر به دل بهتر از آن، چنان که پادشاهی بهتر از صرّافی بهتر از کنّاسی و شرط نیست که هرکه از پادشاهی عاجز شود از صرّافی نیز دست بدارد و به کنّاسی شود.
هوش مصنوعی: یک مرید به بوعثمان مغربی گفت: «چه زمانی زبان من به ذکر مشغول میشود، در حالی که دلم حضور ندارد؟» بوعثمان پاسخ داد: «شکرگزار باش که یک قسمتی از وجودت در حال خدمت است.» او ادامه داد که این همان وسوسه شیطان است که به تو میگوید: «اکنون که دل حاضری نیست، زبانت را از ذکر خاموش کن؛ زیرا این کار بیاحترامی است.» مردم در پاسخ به این وسوسه به سه گروه تقسیم شدهاند: یکی از آنها کسانی هستند که میگویند: «چیزی که میگویی درست است؛ من هم میتوانم دل را حاضر کنم.» اینگونه به شیطان پاسخ صحیحی میدهند. گروه دیگر، کسانی هستند که میگویند: «چیزی که میگویی درسته؛ حرکت زبان کارایی ندارد» و در نتیجه سکوت میکنند و فکر میکنند که با این کار هوشمندانه عمل کردهاند، در حالی که در واقع به دوستی با شیطان پرداختهاند. و گروه سوم معتدل هستند که میگویند: «اگر نمیتوانم دل را حاضر کنم، پس ذکر زبانم بهتر از سکوت است.» هرچند ذکر با دل بهتر است، اما مانند مقایسه پادشاهی با کار صرافی و کارگری است؛ این شرط نیست که کسی که از پادشاهی عاجز است، الزاما از شغل صرافی نیز دست بردارد و به کارگری مشغول شود.