گنجور

بخش ۱۱ - پیدا کردن علاج کسانی که توبه نکنند

آن است که بدانی که به چه سبب اصرار همی کنند بر معصیت و توبه چرا همی نکنند و آن اسباب پنج است و هریکی را علاجی دیگر است:

سبب اول آن است که به آخرت ایمان ندارد یا اندر آ« به شک بود و علاج این اندر کتاب غرور اندر آخر مهلکات بگفتیم.

سبب دوم آن بود که شهوت چنان غالب شده بود که طاقت ندارد که به ترک آن بگوید و لذت چنان بر وی مستولی شده باشد که وی را غافل می دارد از خطر کار آخرت. و حجاب بیشتر خلق از شهوات است. و برای این گفت رسول (ص)، «چون حق تعالی دوزخ را بیافرید، جبرئیل (ع) را گفت، «بنگر». چون بنگریست گفت، «به عزت تو که هیچ کس صفت وی نشیند که اندر آنجا شود». پس شهوات را حق تعالی گرد بر گرد بیافرید و گفت، «بنگر» گفت، «بنگریستم. همی ترسم که هیچ کس نماند که اندر دوزخ افتد». و بهشت را بیافرید و گفت، «بنگر». گفت، «بنگریستم. هیچ کس نبود که صفت این بشنود که نه به وی شتابد». پس مکاره را کارهای تلخ را که در راه بهشت است گرد بهشت بیافرید و گفت، «بنگر»، چون نگریست گفت، «به عزت تو که همی ترسم که هیچ کس اندر بهشت نرود از بس رنج که بر راه وی است».

سبب سیم آن که آخرت وعده است و دنیا نقد، و طبع آدمی به نقد مایل است و هرچه نسیه است که از چشم وی دور است از دل وی نیز دور است.

سبب چهارم آن که هر که مومن است بر عزم توبه است همه روز، ولیکن تاخیر می کند تا فردا و هر شهوت که پیش آید گوید این بکنم و نیز نکم.

سبب پنجم آن که گناه واجب نیست که به دوزخ برد، بلکه عفو ممکن است و آدمی اندر نصیب خود نیکوگمان باشد، چون شهوت بر وی غالب شد همی گوید که حق تعالی عفو کند و امید همی دارد ب رحمت.

اما علاج سبب اول که به آخرت ایمان ندارد گفته ایم، اما علاج آن که آخرت نسیه پندارد و ترک نقد همی نگوید و آخرت که از چشم دور است از دل دور همی دارد آن است که بداند که هرچه لابد بخواهد آمد آمده گیر، و چندان است که چشم فراز کرد و بمرد نقد شد و باشد که هم امروز بود و هم این ساعت بود که آن نسیه نقد گردد و این نقد گذشته شود و چون خوابی گردد. اما اگر به ترک لذات همی بنتواند گفت باید که بداند که چون یک ساعت طاقت صبر کردن از شهوات نمی دارد، اندر دوزخ طاقت آتش چون یک ساعت طاقت صبر کردن از شهوات نمی دارد، اندر دوزخ طاقت آتش چون دارد، و طاقت صبر از لذات بهشت چون خواهد داشت؟

و اگر بیمار شود و هیچ به نزدیک وی خشوتر از آب سرد نبود، اگر طبیبی جهود وی را گوید که این آب سرد تو را زیان دارد، چگونه شهوت خویش را خلاف کند بر امید شفا. پس امید پادشاهی ابد به قول حق تعالی و رسول (ص) اولیتر که سبب ترک شهوات بود. اما آن که اندر توبه تسویف همی کند. وی را گویند، «تاخیر همی کنی تا فردا و آمدن فردا به دست تو نیست. باشد که نیاید و تو هلاک شوی». و بدین سبب است که اندر خبر است که بیشتر فریاد اهل دوزخ او تسویف است. و با وی گویند، «امروز چرا توبه تاخیر همی کنی؟ اگر از آن که ترک شهوت به گفتن امروز دشوار است، فردا همین خواهد بود که خدای تعالی هیچ روز نیافریده است که به ترک شهوات بگفتن اندر وی آسان تر بود و مثل تو چون کسی بود که وی را گویند که درختی از بیخ بکن، گوید که این درخت قوی است و من ضعیفم. صبر کن تا دیگر سال. گویند ای ابله دیگر سال قوی تر شده باشد و تو ضعیفتر!

درخت شهوات هر روز قوی تر شده باشد که به وی کار همی کند و تو هر روز از مخالفت عاجز تر باشی، هرچند که زودترگیری آسان تر. و اما آن که اعتماد بر آن همی کند که من مومنم و حق تعالی از مومنان عفو کند، گوییم باشد که عفو نکند و باشد که چون طاعت نکنی درخت ایمان ضعیف شود و به وقت مرگ اندر عواصف سکرات مرگ کنده آید که ایمان درختی است که آب از طاعت خورد، چون آب از وی بازگرفته باشد اندر خطر بود، بلکه ایمان بی طاعت و با معاصی بسیار چون حال بیماری بود با علت بسیار که هر ساعت بیم بود که هلاک شود. اگر ایمان به سلامت ببرد ممکن است که عفو کند و ممکن است که عقوبت کند، پس بدین امید نشستن حماقت بود و مثل وی چون کسی بود که هرچه دارد ضایع کند و عیال را گرسنه بگذارد. گوید، «باشد که ایشان اندر ویرانه ای شوند و گنجی بیابند». و یا چون شهر را غارت همی کنند کالا پنهان نکند و در سرای بازگذارد و گوید، «این ظالم باشد که به خانه من که رسید بمیرد و یا غافل ماند و یا کور گردد و در خانه من نبیند». این همه ممکن است و امکان عفو نیز هست، ولیکن بدین اعتماد کردن و دست بداشتن از توبه حماقت بود.

بخش ۱۰ - فصل (هشت کار پس از گناه کفارت بود): هرکه اندر دوام توبه وی بر گناهی بود باید که بزودی به کفارت و به تدارک آن مشغول شود و آثار دلیل کند بر آن که هشت کار است که چون پس از گناه برود کفارت گناه بود. چهار اندر دل است: یکی توبه یا عزم اندر توبه و دوستی آن که دیگر بار آن نکند و بیم آن که بر آن معاقب باشد و امید عفو. و چهار به تن است: یکی آن که دو رکعت نماز بکند و پس از آن هفتاد بار استغفار کند و صد بار بگوید سبحان الله العظیم و بحمده و صدقه بدهد آن مقدار که تواند و یک روز روزه دارد و اندر بعضی آثار است که طهارتی نیکو بکند و اندر مسجد شود و دو رکعت نماز بکند.بخش ۱۲ - فصل (توبه از بعض گناهان درست بود یا نه): بدان که خلاف کرده اندر آن کسی از بعضی گناهان توبه کند درست بود یا نه. گروهی گفته اند محال بود که کسی از زنا توبه کند و از خمر نکند که اگر برای آن سمی کند که این معصیت است آن نیز هم معصیت است، پس چنان که محال بود که از یک خم شراب توبه کند و از دیگر نکند که هر دو برابرند، آن معصیت نیز همچنین باشد و درست آن است که ممکن بود که این چنین توبه باشد، بدان که زنا صغیرتر از خمر داند و از صعب ترین توبه کند، یا بدانکه خمر شوم تر از زنا داند که اندر زنا افکند و هم اندر کارهای دیگر و باشد مثلا که از غیبت توبه کند و از خمر نکند و گوید این به خلق تعلق دارد و خطر این بیشتر بود، بلکه روا بود که از بسیار خوردن خمر توبه کند نه از اصل.

اطلاعات

منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

آن است که بدانی که به چه سبب اصرار همی کنند بر معصیت و توبه چرا همی نکنند و آن اسباب پنج است و هریکی را علاجی دیگر است:
هوش مصنوعی: این نکته مهم است که بفهمی چرا بعضی افراد بر گناهان اصرار دارند و چرا توبه نمی‌کنند. عوامل مختلفی وجود دارد که به پنج دسته تقسیم می‌شوند و هر یک از این عوامل راه‌حل خاص خود را دارد.
سبب اول آن است که به آخرت ایمان ندارد یا اندر آ« به شک بود و علاج این اندر کتاب غرور اندر آخر مهلکات بگفتیم.
هوش مصنوعی: اولین دلیل این است که شخص به آخرت ایمان ندارد یا در مورد آن دچار تردید است. برای این مشکل، در کتاب «غرور» به نتایج بدی که این تفکر می‌تواند به دنبال داشته باشد، اشاره شده است.
سبب دوم آن بود که شهوت چنان غالب شده بود که طاقت ندارد که به ترک آن بگوید و لذت چنان بر وی مستولی شده باشد که وی را غافل می دارد از خطر کار آخرت. و حجاب بیشتر خلق از شهوات است. و برای این گفت رسول (ص)، «چون حق تعالی دوزخ را بیافرید، جبرئیل (ع) را گفت، «بنگر». چون بنگریست گفت، «به عزت تو که هیچ کس صفت وی نشیند که اندر آنجا شود». پس شهوات را حق تعالی گرد بر گرد بیافرید و گفت، «بنگر» گفت، «بنگریستم. همی ترسم که هیچ کس نماند که اندر دوزخ افتد». و بهشت را بیافرید و گفت، «بنگر». گفت، «بنگریستم. هیچ کس نبود که صفت این بشنود که نه به وی شتابد». پس مکاره را کارهای تلخ را که در راه بهشت است گرد بهشت بیافرید و گفت، «بنگر»، چون نگریست گفت، «به عزت تو که همی ترسم که هیچ کس اندر بهشت نرود از بس رنج که بر راه وی است».
هوش مصنوعی: دلیل دوم این بود که شهوت به قدری بر انسان غالب شده بود که او نمی‌توانست از آن دست بکشد و لذت‌ها آنچنان بر او تسلط یافته بودند که موجب غفلتش از خطرات آخرت می‌شدند. بیشتر مردم به خاطر شهوات از حقایق غافل مانده‌اند. به همین دلیل پیامبر (ص) فرمود: وقتی که خداوند جهنم را خلق کرد، به جبرئیل (ع) گفت: «نگاه کن». جبرئیل گفت: «به عزت تو، هیچ کس نمی‌تواند وصف آن را بگوید که در آنجا باشد». سپس خداوند شهوات را دور آن جهنم قرار داد و گفت: «بنگر». او گفت: «نگاه کردم و می‌ترسم که هیچ کس نماند که در جهنم نیفتد». سپس خداوند بهشت را آفرید و گفت: «نگاه کن». جبرئیل گفت: «نگاه کردم و هیچ کس نمی‌تواند وصف آن را بشنود و به سمت آن شتاب نکند». در ادامه، خداوند سختی‌ها و مشکلاتی که در مسیر بهشت وجود دارد را در اطراف آن قرار داد و گفت: «بنگر». جبرئیل گفت: «به عزت تو، می‌ترسم که هیچ کس نتواند به بهشت وارد شود به خاطر رنج‌هایی که در مسیرش است».
سبب سیم آن که آخرت وعده است و دنیا نقد، و طبع آدمی به نقد مایل است و هرچه نسیه است که از چشم وی دور است از دل وی نیز دور است.
هوش مصنوعی: علت این موضوع این است که در آخرت وعده‌هایی وجود دارد و در دنیا، آنچه را که داریم، به‌صورت نقد در اختیار داریم. طبیعی است که انسان به چیزهای نقد تمایل بیشتری دارد و هر چیزی که در آینده (نسیه) وعده داده شده و از دسترس او دور است، از دل و ذهن او نیز دور می‌شود.
سبب چهارم آن که هر که مومن است بر عزم توبه است همه روز، ولیکن تاخیر می کند تا فردا و هر شهوت که پیش آید گوید این بکنم و نیز نکم.
هوش مصنوعی: دلیل چهارم این است که هر مؤمنی هر روز به فکر توبه است، اما این کار را به تعویق می‌اندازد و می‌گوید فردا این کار را انجام می‌دهد. همچنین وقتی با شهوتی مواجه می‌شود، تصمیم می‌گیرد که این کار را انجام دهد و هم‌زمان می‌گوید که آن را انجام ندهد.
سبب پنجم آن که گناه واجب نیست که به دوزخ برد، بلکه عفو ممکن است و آدمی اندر نصیب خود نیکوگمان باشد، چون شهوت بر وی غالب شد همی گوید که حق تعالی عفو کند و امید همی دارد ب رحمت.
هوش مصنوعی: دلیل پنجم این است که گناه همیشه به معنی رفتن به دوزخ نیست و ممکن است بخشیده شود. انسان باید در مورد نصیب خود خوش‌بین باشد؛ هنگامی که شهوت بر او غلبه می‌کند، می‌گوید که خداوند او را می‌بخشد و به رحمتش امید دارد.
اما علاج سبب اول که به آخرت ایمان ندارد گفته ایم، اما علاج آن که آخرت نسیه پندارد و ترک نقد همی نگوید و آخرت که از چشم دور است از دل دور همی دارد آن است که بداند که هرچه لابد بخواهد آمد آمده گیر، و چندان است که چشم فراز کرد و بمرد نقد شد و باشد که هم امروز بود و هم این ساعت بود که آن نسیه نقد گردد و این نقد گذشته شود و چون خوابی گردد. اما اگر به ترک لذات همی بنتواند گفت باید که بداند که چون یک ساعت طاقت صبر کردن از شهوات نمی دارد، اندر دوزخ طاقت آتش چون یک ساعت طاقت صبر کردن از شهوات نمی دارد، اندر دوزخ طاقت آتش چون دارد، و طاقت صبر از لذات بهشت چون خواهد داشت؟
هوش مصنوعی: به این نکته اشاره شده است که افرادی که به آخرت ایمان ندارند در واقع دچار مشکل هستند. اما در مورد کسانی که آخرت را به عنوان چیزی دور و نسیه می‌دانند و به آن بی‌اعتنایی می‌کنند، برای آن‌ها راه‌حل این است که درک کنند هر چیزی که قرار است به دست آورند ممکن است به زودی به واقعیت تبدیل شود. اگر به لحظه‌ای که زندگی می‌کنند توجه کنند، ممکن است متوجه شوند که فرصت‌ها و لحظات عمرشان به سرعت از دست می‌رود و باید از آن‌ها بهره ببرند. همچنین تأکید بر این است که اگر کسی نمی‌تواند از لذت‌ها بگذرد، باید بداند که تحمل عذاب در دوزخ به مراتب سخت‌تر خواهد بود. و اگر تحملی برای صبر بر لذت‌های دنیا ندارد، نمی‌تواند انتظار داشته باشد که بتواند صبر و تحمل لذت‌های بهشت را داشته باشد.
و اگر بیمار شود و هیچ به نزدیک وی خشوتر از آب سرد نبود، اگر طبیبی جهود وی را گوید که این آب سرد تو را زیان دارد، چگونه شهوت خویش را خلاف کند بر امید شفا. پس امید پادشاهی ابد به قول حق تعالی و رسول (ص) اولیتر که سبب ترک شهوات بود. اما آن که اندر توبه تسویف همی کند. وی را گویند، «تاخیر همی کنی تا فردا و آمدن فردا به دست تو نیست. باشد که نیاید و تو هلاک شوی». و بدین سبب است که اندر خبر است که بیشتر فریاد اهل دوزخ او تسویف است. و با وی گویند، «امروز چرا توبه تاخیر همی کنی؟ اگر از آن که ترک شهوت به گفتن امروز دشوار است، فردا همین خواهد بود که خدای تعالی هیچ روز نیافریده است که به ترک شهوات بگفتن اندر وی آسان تر بود و مثل تو چون کسی بود که وی را گویند که درختی از بیخ بکن، گوید که این درخت قوی است و من ضعیفم. صبر کن تا دیگر سال. گویند ای ابله دیگر سال قوی تر شده باشد و تو ضعیفتر!
هوش مصنوعی: اگر کسی بیمار شود و هیچ چیز نزدیک‌تر از آب سرد برایش نباشد، و پزشک به او بگوید که این آب سرد به او ضرر می‌زند، چگونه می‌تواند برای بهبودی‌اش بر تمایل خود غلبه کند؟ بنابراین، امید به پادشاهی ابدی که خداوند و پیامبر (ص) وعده داده‌اند، باید منجر به ترک شهوات شود. اما کسی که در توبه تأخیر می‌کند، به او گفته می‌شود که امروز را به فردا موکول نکن، زیرا فردا در دست تو نیست و ممکن است نیاید و تو به هلاکت برسی. به همین خاطر است که گفته شده فریاد بیشتر اهل دوزخ به دلیل همین تأخیر است. به او گفته می‌شود، «چرا امروز توبه را به تأخیر می‌اندازی؟ اگر ترک شهوت امروز برایت دشوار است، فردا نیز همین‌طور خواهد بود، زیرا هیچ روزی آسان‌تر از امروز برای ترک شهوات وجود ندارد». کسی که در این شرایط است مثل کسی است که به او بگویند درختی را از ریشه درآور، و او بگوید که این درخت قوی است و من ضعیف، و می‌خواهد این کار را به سال بعد موکول کند. به او می‌گویند: ای نادان، سال آینده درخت قوی‌تر خواهد شد و تو ضعیف‌تر!
درخت شهوات هر روز قوی تر شده باشد که به وی کار همی کند و تو هر روز از مخالفت عاجز تر باشی، هرچند که زودترگیری آسان تر. و اما آن که اعتماد بر آن همی کند که من مومنم و حق تعالی از مومنان عفو کند، گوییم باشد که عفو نکند و باشد که چون طاعت نکنی درخت ایمان ضعیف شود و به وقت مرگ اندر عواصف سکرات مرگ کنده آید که ایمان درختی است که آب از طاعت خورد، چون آب از وی بازگرفته باشد اندر خطر بود، بلکه ایمان بی طاعت و با معاصی بسیار چون حال بیماری بود با علت بسیار که هر ساعت بیم بود که هلاک شود. اگر ایمان به سلامت ببرد ممکن است که عفو کند و ممکن است که عقوبت کند، پس بدین امید نشستن حماقت بود و مثل وی چون کسی بود که هرچه دارد ضایع کند و عیال را گرسنه بگذارد. گوید، «باشد که ایشان اندر ویرانه ای شوند و گنجی بیابند». و یا چون شهر را غارت همی کنند کالا پنهان نکند و در سرای بازگذارد و گوید، «این ظالم باشد که به خانه من که رسید بمیرد و یا غافل ماند و یا کور گردد و در خانه من نبیند». این همه ممکن است و امکان عفو نیز هست، ولیکن بدین اعتماد کردن و دست بداشتن از توبه حماقت بود.
هوش مصنوعی: درخت شهوات هر روز قوی‌تر می‌شود و تو هم هر روز از مقابله با آن ناتوان‌تر می‌گردی. اگرچه در ابتدا ممکن است به راحتی کنترلش کنی. اگر کسی به این خیال باشد که چون مؤمن است و خداوند از مؤمنان می‌گذرد، باید گفت که ممکن است خدا عفو نکند. وقتی طاعات را ترک کنی، ایمان تو تضعیف می‌شود و در لحظه مرگ ممکن است این ایمان از تو گرفته شود. ایمان مانند درختی است که برای رشد به آب طاعت نیاز دارد و اگر این آب از آن گرفته شود، دچار خطر می‌شود. اگر هم که ایمان سالم بماند، ممکن است عفو شامل حالت شود یا ممکن است مجازات شوی. نشستن به امید عفو بدون توبه، نوعی حماقت است، مانند کسی که تمام دارایی‌اش را از دست می‌دهد و خانواده‌اش را در گرسنگی می‌گذارد و می‌گوید شاید آنها در ویرانه‌ای گنجی پیدا کنند. یا مانند کسی که در حین غارت شهر، کالاهایش را پنهان نمی‌کند و می‌گوید شاید دزدان به خانه‌اش نروند. اینها همگی ممکن است، اما اعتماد کردن به این اوضاع و دست کشیدن از توبه، نوعی نادانی است.