شمارهٔ ۱۰۶
اطلاعات
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
خوانش ها
شمارهٔ ۱۰۶ به خوانش رضا شاهرخی
شمارهٔ ۱۰۶ به خوانش سبحان گنجی
حاشیه ها
بیت دوم اینجوری هست:
کای ز زلفت صصصبحم چو شاشاشامم تاریک
وی ز چهرت شاشاشامم چو صصصبحم روشن
مصرع دوم بیت هفتم :
گگگنگ و لالالالم بهخخلاق زمن
زمن فکر کنم مخفف زمان باشه معنی از من نمی ده
در مورد حاشیه ای که احمد عزیز در مورد بیت دوم نوشته اند، "چو" در مصرع اول زیادی است. اما در مصرع دوم درست اصلاح شده. مگر اینکه یکی ار "شا" های مصرع اول حذف شود. به این صورت:
کای ز زلفت صصصبحم چو شاشامم تاریک.....
حالا کی گفته که زمن به معنای ازمن است ؟
باسلام.دربیت سوم-مصراع اول اگرکلمه ی(بی)راحذف وبجای آن کلمه ی(از)بیاوریم ارتباط معنایی کلمات باهم بهتروروانترخواهدشد.بازدرهمان بیت سوم مصراع دوم باید به کلمه ی صبر یک(صاد)افزوده شود.دربیت پنجم کلمه ی اول(مممی)یکی ازمیم هایش رابایدحذف کنیم ودرهمان مصراع کلمه ی(ممشتی)رابایدیک(میم)اضافه کنیم.بیت هفتم دوکلمه ی آخر(خلاق زمن)تصریرنمیدهد.بیت هشتم مصراع اول کلمه ی(گگگنکی) گاف چهارم اشتباها کاف نوشته شده که باید به آن یک(سرکش)اضافه کنیم...باسپاس-انوش ضرغامی09117003351گرگان
با تشکر
زمن جمع مکسر زمان است. یعنی زمان ها
چون درباره عمر و سن و سال هفتاد سالگی و هشتاد سالگی صحبت میکند، سوگند به خدایی میخورد که آفریننده زمانه و روزگار است. (.... به خلاق زَمَن)
یعنی به همان خدایی که زمان را آفرید قسم، من هفتاد هشتاد سال است که گنگ و لالم.
ارادتمند- سپهر نواب زاده
همه توضیحات جناب آقای انوش ضرغامی درست است به اضافه اینکه دربیت هشتم مصراع اولکلمه (صصد) یک صاد کم دارد ودرست آن (صصصد) میباشد .
در بیت اول به جای "طفلی" باید "میری" باشد
در گذشتهی دور، استادان خوشنویسی از این قطعه شعر قاآنی بواسطه صناعت حروف تکراری و متوالی برای مشق و تحریر استفاده مینمودند.
خوشنویسی این قطعه توسط مرحوم استاد حبیب اله فضائلی در کتاب تعلیم خط یکی از نمونه های زیبا و منحصر بفرد این نوع مضق و تحریر است.
در مصرع اول باید اینطور بود
پیرکی لال سحر گه به طفلی الکن
ودر بیت هفتم
که کگگنگو و لالالم به خخلاق زمن (به معنی روزگار)
شعر جالبیه ولی چرا باید یه پیرمرد این حرفارو به یه پسر بچه بزنه؟!
با سلام
به لحاظ ذوق و خلاقیتی که در تکرار ِ بجای حروف، برای بیان لکنت زبان استفاده شده، شعری منحصر به فرد و خلاقانه است. اما در عمق معنا و پیام کلی و محتوایی شعر، کاری ضعیف بود.
در ابتدا گفته: پیرکی لال! اگر لال است، چگونه با این طفل سخن گفته؟
نکتهی بعد: از گفتگوی اولیهی این پیر با کودک مشخص شد چه قصدی در سر داشته که بماند.
اما شاعر در مصرع دوم از بیت۴ گفته:
گگگم شو ز برم ای کککمتر از زن
به نظرمن یا شاعر در قافیه به تنگ آمده بوده و یا نگرش واقعیاش در آن زمان نسبت به زن چنین بوده و یا هردو گزینه.
درست است که این سخن از زبان طفلی الکن بیان شده اما خالق هردو شخصیت طفل و پیر، خود شاعر بوده.
پس من هردو گزینه را انتخاب میکنم.
با احترام به همهی نظرها
چچه جالب بسروده قاقاقاقاآنی
لللذت بببردم ز چنین شعری من