گنجور

شمارهٔ ۱۰۴

دوستی گفت عیب من با غیر
من خود از عیب خود ابا نکنم
چون وی آهسته عیب من می‌گفت
من همش عیب برملا نکنم
گویدم گر هزار عیب دگر
طبع بر عیب او رضا نکنم
آفریدش خدا به صورت هجو
همجو او بنده چون خدا نکنم
ندهم شرح مختصرگویم
من هجا را دگر هجا نکنم

اطلاعات

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: قطعه
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

دوستی گفت عیب من با غیر
من خود از عیب خود ابا نکنم
هوش مصنوعی: دوستی به من گفت که در مورد عیب‌های خودت با دیگران صحبت کن و از بیان آنها نترس.
چون وی آهسته عیب من می‌گفت
من همش عیب برملا نکنم
هوش مصنوعی: وقتی او به آرامی عیب‌های من را می‌گفت، من هم تصمیم گرفتم که عیب‌های او را به زبان نیاورم.
گویدم گر هزار عیب دگر
طبع بر عیب او رضا نکنم
هوش مصنوعی: می‌گویم حتی اگر هزار عیب دیگر هم داشته باشد، هرگز راضی نخواهم شد که عیب او را بپذیرم.
آفریدش خدا به صورت هجو
همجو او بنده چون خدا نکنم
هوش مصنوعی: خداوند انسان را به شکلی خاص و منحصر به فرد خلق کرده است و من هرگز نمی‌توانم او را مانند خداوند در نظر بگیرم یا به او بی‌احترامی کنم.
ندهم شرح مختصرگویم
من هجا را دگر هجا نکنم
هوش مصنوعی: من به‌طور مختصر توضیح نمی‌دهم و دیگر توضیح نمی‌دهم که چگونه حرف‌ها را قطع کنم.