گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳

چه غم ز بی‌کلهی کآ‌سمان کلاه من است
زمین بساط و در و دشت بارگاه من است
گدای عشقم و سلطان وقت خویشتنم
نیاز و مسکنت و عجز و غم سپاه من است
به راه عشق نتابم سر از ارادت دوست
که عشق مملکت و دوست پادشاه من است
زنند طعنه که اندر جهان پناهت نیست
به جان دوست همان نیستی پناه من است
به روز حشر که اعمال خویش عرضه دهند
سواد زلف بتان نامۀ سیاه من است
به مستی ار ز لبت بوسه‌ای طلب کردم
لب پیاله در این جرم عذرخواه من است
قلندرانه گنه می‌کنم ندارم باک
از آن که رحمت حق ضامن گناه من است
به رندی این‌ هنرم بس که‌ عیب کس نکنم
کس ار ز من نپذیرد خدا گواه من است
مرا به حالت مستی نگر که تا بینی
جهان و هر چه در او هست دستگاه من است
دمی که مست زنم تکیه در برابر دوست
هزار راز نهانی به هر نگاه من است
چگونه ترک کنم باده را به شام و سحر
که آن دعای شب و ورد صبحگاه من است
هزار مرتبه بر تربتم گذشت و نگفت
که این بلاکش افتاده خاک راه من است
مرا که تکیه بر ایام نیست قاآنی
ولای خواجهٔ ایام تکیه‌گاه من است
امیر کشور جم صاحب اختیار عجم
که در شداید ایام دادخواه من است

اطلاعات

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

چه غم ز بی‌کلهی کآ‌سمان کلاه من است
زمین بساط و در و دشت بارگاه من است
هوش مصنوعی: چه غمی دارم از اینکه بی‌کلاه هستم، در حالی که زمین زیر پایم محل استراحت و دشت‌ها و فضاهای اطراف مرا به عنوان جایگاه من می‌سازند.
گدای عشقم و سلطان وقت خویشتنم
نیاز و مسکنت و عجز و غم سپاه من است
هوش مصنوعی: من عاشق و نیازمندم و در دل خود احساس فقر و ناتوانی و غم دارم؛ همین احساسات، نیرو و قدرت من هستند.
به راه عشق نتابم سر از ارادت دوست
که عشق مملکت و دوست پادشاه من است
هوش مصنوعی: من در راه عشق و وفاداری به دوست، هرگز سر نمی‌زنم، زیرا عشق دولت و دوست، شاه من است.
زنند طعنه که اندر جهان پناهت نیست
به جان دوست همان نیستی پناه من است
هوش مصنوعی: می‌گویند در این دنیا هیچ پناهی برایت نیست، اما برای من پناه واقعی، جان دوست من است.
به روز حشر که اعمال خویش عرضه دهند
سواد زلف بتان نامۀ سیاه من است
هوش مصنوعی: در روز قیامت که همه اعمال انسان‌ها به نمایش گذاشته می‌شود، نوشته‌ای که در آن اعمال من ثبت شده، به تارهای زلف معشوقان شباهت دارد و نشان‌دهنده گناهان من است.
به مستی ار ز لبت بوسه‌ای طلب کردم
لب پیاله در این جرم عذرخواه من است
هوش مصنوعی: اگر به مستی از تو بوسه‌ای خواسته‌ام، باید بدانید که تقصیر من نیست و پیاله‌ام را مقصر می‌دانم.
قلندرانه گنه می‌کنم ندارم باک
از آن که رحمت حق ضامن گناه من است
هوش مصنوعی: من به طور سرمستی و آزادانه گناه می‌کنم و از این بابت نگران نیستم، زیرا می‌دانم که رحمت پروردگار، گناهانم را پوشانده و از آن‌ها مراقبت می‌کند.
به رندی این‌ هنرم بس که‌ عیب کس نکنم
کس ار ز من نپذیرد خدا گواه من است
هوش مصنوعی: این شاعر به مهارت خود در رفتار زیرکانه اشاره می‌کند و می‌گوید که من هرگز عیوب دیگران را نمی‌گویم. اگر کسی از من پذیرا نباشد، خداوند شاهد بر این امر است.
مرا به حالت مستی نگر که تا بینی
جهان و هر چه در او هست دستگاه من است
هوش مصنوعی: به من با دقت نگاه کن که در حال مستی هستم؛ زیرا از این طریق می‌توانی ببینی که تمام جهان و هرچه در آن وجود دارد متعلق به من است.
دمی که مست زنم تکیه در برابر دوست
هزار راز نهانی به هر نگاه من است
هوش مصنوعی: زمانی که به خاطر عشق و جذابیت یک زن سرمست هستم و به او تکیه می‌کنم، در برابر دوستم، هزاران راز پنهان در هر نگاهی که به آن زن می‌اندازم، وجود دارد.
چگونه ترک کنم باده را به شام و سحر
که آن دعای شب و ورد صبحگاه من است
هوش مصنوعی: چطور می‌توانم در شب و صبح باده را ترک کنم وقتی که این نوشیدنی برای من مانند دعای شب و ذکر صبح است؟
هزار مرتبه بر تربتم گذشت و نگفت
که این بلاکش افتاده خاک راه من است
هوش مصنوعی: هزار بار از کنار قبر من عبور کردند و هیچ‌کدام نگفتند که این مصیبت، نتیجه‌ی خاکی است که در مسیر من قرار دارد.
مرا که تکیه بر ایام نیست قاآنی
ولای خواجهٔ ایام تکیه‌گاه من است
هوش مصنوعی: من به کسی تکیه ندارم که به روزگار وابسته باشد، اما نوای محبوب من، منبع قوت و پشتیبانی من است.
امیر کشور جم صاحب اختیار عجم
که در شداید ایام دادخواه من است
هوش مصنوعی: امیر کشور جم که بر عجم حکومت می‌کند و در روزهای سخت به فریاد من می‌رسد، کسی است که صاحب اختیار است.

حاشیه ها

1392/10/05 00:01
هاتف سیاه کوهیان

در بیت هفتم عبارت «قلنرانه» به اشتباه به صورت قلدرانه آمده است که علاوه بر تحریف معنای شعر ، وزن شعر را نیز به هم ریخته است

1392/10/05 00:01
هاتف سیاه کوهیان

در آغاز بیت هفتم عبارت «قلندرانه» به اشتباه به صورت «قلدرانه» آمده است که علاوه بر تحریف معنای شعر ، وزن شعر را نیز به هم ریخته است

1392/10/05 00:01
هاتف سیاه کوهیان

مصرع دوم بیت هفتم به شکل زیر نیز مشهور است :
«از آنکه رحمت حق عاشق گناه منست»
که هم به لحاظ لفظی و هم به لحاظ معنایی لطافت و شعریت بیشتری در آن نهفته است