قصیدهٔ شمارهٔ ۸۸ - در مدح یکی از علمای علّام و فضلای ذویالعزّ والاحترام گوید
اطلاعات
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
حاشیه ها
با درود
عنوان این فصیده این نمیباشد که در اینجا آمده: «در مدح یکی از علمای علّام...»
سؤال اینست که این «یکی از علمای علّام» اسمش چه بوده که شاعر ننوشته، در صورتی که دیگر قصائد به همراه نام و غیرو آمده. اگر این شخص دارا مقام بالایی بوده و وحی بر او نازل میشده که شخص عادیای نمیتواند باشد:
حامل اسرار وحی ایزدی
بر زمین از آسمان آمد پدید
به روشنی او را حامل اسرار وحی ایزدی میداند و همچنین:
فیض فیاضی ز دیوان ازل
بر که بر پیر و جوان آمد پدید
نور اشراقی ز خلاق زمن
بر چه بر اهل زمان آمد پدید
در دیوانی که من دارم و نسخهء چاپ اول آنست به سال 1237 و خوشبختانه از دستکاری نامردمان به دور مانده عنوان این قصیده جنین است:
« در مدح و منقبت حضرت قائم امام محمد مهدی صلواتالله علیهة
ممنون
با سلام
من با حسین موافقم. به نظر میرسه این قصیده در وصف سید علیمحد شیرازی (باب) سروده شده چون زمان حیات قاآنی با ایشان در یکدوره در دوران قاجار است.
با کنار گذاشتن این بیت:
حامل اسرار وحی ایزدی
بر زمین از آسمان آمد پدید
و همچنین بیت آخر :
عمر او چندان که گوید روزگار
مهدی آخر زمان آمد پدید (البته در جایی مهدی صاحب زمان آمد پدید نگاشته شده است)
به نظر میرسد حکیم قاآنی که خود یکی از اسطوره های ادبیات عرب و فارسی است مجذوب در احوالات باب شده است.
به نظر میرسد کنکاش در تاریخ آن زمان و احوالات سید علیمحد شیرازی (باب) و تفکر و تدبر در دوران کوتاه زندگی ایشان میتواند راهگشای بسیاری از مسائل مبهم باشد
هیچ دلیلی وجود ندارد که بتوانند تهمت بابی بودن به جناب قاآنی بزنند با آن همه ایمان و علم که در اشعارشان نمایان است
این شعر مدح امام زمان علیه السلام هست به سادگی از همه ابیات واضح و روشن است
منحرفین لطفا افترای واهی و بی اساس به قدما نزنند
بیت دهم جان جهان ، هاء افتاده
با سلام و عرض ادب، بدلیل همین بیت آخر « عمر او چندان که گوید روزگار/مهدی آخر زمان آمد پدید» بنظر میرسد که جناب قاآنی شعر را نه در وصف علیمحمد شیرازی سروده نه در نعت و منقبت حضرت صاحب الزمان (عج)، چرا که در ضمن این بیت دعا میکند که عمر این عالم چنان طولانی شود که حضرت صاحب الزمان ظهور بفرمایند، علیمحمد باب هم که ابتدا ادعای بابیت کرد و بعد از آن تا ادعای پیغمبری هم پیش رفت و در انتظار ظهور حضرت ولی عصر نبود که جناب قاآنی بخواهد چنین دعایی برایش بکند، و از همه مهمتر اینکه باتوجه به سایر اشعارش چنین اتهامی به وی وارد نیست بخصوص که شاعر ناصرالدین شاه هم بود و ناصرالدین شاه خود از عالم بزرگواری خواهش میکند که رساله ای در رد عقاید بابیه بنویسد و اینعالم برگوار هم خواهش ناصرالدین شاه را اجابت مینماید و چه بسا این شعر در مدح همین عالم بزرگوار شیعه اثنی عشری باشد اما این بیت « حامل اسرار وحی ایزدی/بر زمین از آسمان آمد پدید» لزوما دال بر این نیست که شعر در وصف امام یا پیغمبری باشد چرا که امام زمان در توقیع شریفشان میفرمایند لاعذر لاحد من موالینا فی التشکیک فیما ترویه عنا ثقاتنا قد عرفوا بانا نفاوضهم سرنا و نحملهم ایاه الیهم پس راوی ثقه هم حامل سر الهی باشد.
با سلام و عرض ادب، بدلیل همین بیت آخر «عمر او چندان که گوید روزگار/مهدی آخر زمان آمد پدید» بنظر میرسد که جناب قاآنی شعر را نه در وصف علیمحمد شیرازی سروده نه در نعت و منقبت حضرت صاحب الزمان (عج)، چرا که در ضمن این بیت دعا میکند که عمر این عالم چنان طولانی شود که حضرت صاحب الزمان ظهور بفرمایند، علیمحمد باب هم که ابتدا ادعای بابیت کرد و بعد از آن تا ادعای پیغمبری هم پیش رفت و در انتظار ظهور حضرت ولی عصر نبود که جناب قاآنی بخواهد چنین دعایی برایش بکند، و از همه مهمتر اینکه باتوجه به سایر اشعارش چنین اتهامی به وی وارد نیست بخصوص که شاعر ناصرالدین شاه هم بود و ناصرالدین شاه خود از عالم بزرگواری خواهش میکند که رساله ای در رد عقاید بابیه بنویسد و اینعالم بزرگوار هم خواهش ناصرالدین شاه را اجابت مینماید و چه بسا این شعر در مدح همین عالم بزرگوار شیعه اثنی عشری باشد، اما این بیت «حامل اسرار وحی ایزدی/بر زمین از آسمان آمد پدید» لزوما دال بر این نیست که حتما این شعر در وصف امام یا پیغمبری باشد چرا که امام زمان در توقیع شریفشان میفرمایند «لاعذر لاحد من موالینا فی التشکیک فیما ترویه عنا ثقاتنا قد عرفوا بانا نفاوضهم سرنا و نحملهم ایاه الیهم» پس بسا امام علیه السلام سر خود را به راوی ثقه ای واگذار نمایند و این راوی و عالم حامل سر الهی بشود چنانکه تمامی علمای حقه اثنی عشری از صدر اسلام تا کنون حامل سر هستند شکر الله مساعیهم.
با سلام و تقدیم احترام. مصراع دوم بیت 8 که به صورت ذیر ثبت شده:
درد و مشت استخوان آمد پدید
احتمالا به این شکل بوده:
در دو مشت استخوان آمد پدید
در بخش ویرایش پیشنهاد، برای اصلاح پیشنهاد دادم. زیاد با ساز و کار گنجور آشنا نیستم که چطوری توی متن اعمال می شه.
با تقدیم احترام.