گنجور

شمارهٔ ۱۳

شنیده صبحدم از جور گل افغان بلبل را
بدندان پاره پاره ساخته شبنم تن گل را
چو گیرم کاکلَش را، تا کِشم سویِ خُودم ، آن مه،
بقصد دوری من می گشاید عقد کاکل را
صبا را جویبار از موج در زنجیر می دارد
بجرم آن که با زلفت برابر گفت سنبل را
لباس عاریت را اعتباری نیست ای منعم
ز گلبن کم نه بر باده ده رخت تجمل را
چه جویم التفات از گلرخی کز غایت شوخی
ز اسباب کمال حسن می داند تغافل را
نه ای عاشق ، اگر فکرِ نجات از قیدِ غم داری،
چه نسبت با اسیر عشق تدبیر و تأمل را
فضولی بی توکل راه دشوارست بر مقصد
مده گر طالبی از دست دامان توکل را

اطلاعات

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

شنیده صبحدم از جور گل افغان بلبل را
بدندان پاره پاره ساخته شبنم تن گل را
هوش مصنوعی: شنیده‌ام که در صبح زود، بلبل از ظلم و ناز گل افغان به شدت ناراحت است و به خاطر این تلخکامی، شبنم بر تن گل را به تکه‌تکه تبدیل کرده است.
چو گیرم کاکلَش را، تا کِشم سویِ خُودم ، آن مه،
بقصد دوری من می گشاید عقد کاکل را
هوش مصنوعی: وقتی که موهای او را بگیرم و به سمت خودم بکشم، او به خاطر دوری من، گره موهایش را باز می‌کند.
صبا را جویبار از موج در زنجیر می دارد
بجرم آن که با زلفت برابر گفت سنبل را
هوش مصنوعی: نسیمی که بر می‌خیزد، جویبار را از موج‌ها در زنجیر نگاه داشته و این به خاطر آن است که با زلف زیبای تو در برابر سنبل‌ها صحبت کرده است.
لباس عاریت را اعتباری نیست ای منعم
ز گلبن کم نه بر باده ده رخت تجمل را
هوش مصنوعی: لباس قرضی ارزش و اعتباری ندارد، ای بخشنده! از باغ گل کم کن و به من باده بده تا زینت و زیور را فراموش کنم.
چه جویم التفات از گلرخی کز غایت شوخی
ز اسباب کمال حسن می داند تغافل را
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به دنبال جلب توجه و محبت دختری زیباست که به دلیل شوخی و بازیگوشی‌اش، به‌طور عمدی از نشان دادن کمال زیبایی‌اش غافل است. او می‌خواهد از او التفات و توجه بیشتری ببیند و به این نکته اشاره می‌کند که این تغافل او به معنای دانایی و زیبایی اوست.
نه ای عاشق ، اگر فکرِ نجات از قیدِ غم داری،
چه نسبت با اسیر عشق تدبیر و تأمل را
هوش مصنوعی: اگر فکر می‌کنی که می‌توانی از غم و رنج عشق فرار کنی، پس عاشق واقعی نیستی؛ چون یک عاشق نمی‌تواند در مورد اسارت و سختی‌های عشق به تدبیر و تاملی فکر کند.
فضولی بی توکل راه دشوارست بر مقصد
مده گر طالبی از دست دامان توکل را
هوش مصنوعی: اگر کسی بدون اعتماد به خدا به سمت هدفش حرکت کند، مسیرش بسیار دشوار و پر پیچ و خم خواهد بود. اگر به دنبال رسیدن به هدفی هستی، هرگز از تکیه بر توکل غافل نشو.

حاشیه ها

1402/11/10 01:02
سیدمحمد جهانشاهی

نه ای عاشق ، اگر فکرِ نجات از قیدِ غم داری

1402/11/10 14:02
سیدمحمد جهانشاهی

چو گیرم کاکلَش را، تا کِشم سویِ خُودم ، آن مه،

1403/02/14 02:05
Khishtan Kh

کنون که کرده پر سیماب،ره بشنود سُنبُل را

چه حاصل آید از ناله بکف بیچاره بلبل را 

گهی زنبور کامجوید،گهی پروانه می بوید

مجال افتاده تا ناکس برد فیض تغافل را