گنجور

شمارهٔ ۹۴

جان نخواهد که شود ز آتش شوق تو خلاص
ماهی دلشده در بحر خیالت غواص
به هواداری تو شمع صفت از سر سوز
کردم ایثار تن خویش ز روی اخلاص
هم چو پروانه بر شمع جمال تو تمام
تا نسوزم نشوم ز آتش آن نشأه خلاص
کیمیای نظر آل نبی خاک مرا
زر خالص کند ار چند بود همچو رصاص
قدر این طایفه را تا نشناسد مؤمن
نشود در حرم حضرت حق خاص الخاص
قدر این قوم مقرب نشناسد عامی
بعد از این فیض مگو این سخنان جز به خواص

اطلاعات

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
منبع اولیه: سید صادق هاشمی

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

جان نخواهد که شود ز آتش شوق تو خلاص
ماهی دلشده در بحر خیالت غواص
هوش مصنوعی: دل وقتی در آتش عشق تو می‌سوزد، حاضر نیست از آن رنج رهایی یابد، مثل ماهی که در دریا غرق در تفکر و خیال توست و نمی‌تواند از آنجا بیرون برود.
به هواداری تو شمع صفت از سر سوز
کردم ایثار تن خویش ز روی اخلاص
هوش مصنوعی: به خاطر حمایت و محبت تو، مانند شمعی که در آتش می‌سوزد، جان خود را فدای تو کردم و این کار را از روی صداقت و خلوص نیت انجام دادم.
هم چو پروانه بر شمع جمال تو تمام
تا نسوزم نشوم ز آتش آن نشأه خلاص
هوش مصنوعی: مانند پروانه‌ای به دور شمع زیبایی‌ات می‌چرخم تا زمانی که نسوزم و از آتش آن حالت رهایی پیدا نکنم.
کیمیای نظر آل نبی خاک مرا
زر خالص کند ار چند بود همچو رصاص
هوش مصنوعی: اگر نگاهی از نسل پیامبر بر من بیفتد، خاک من را به طلای خالص تبدیل می‌کند، هر چند که در حال حاضر همانند سرب به نظر می‌آید.
قدر این طایفه را تا نشناسد مؤمن
نشود در حرم حضرت حق خاص الخاص
هوش مصنوعی: تا زمانی که فرد مؤمن ارزش و مقام این گروه را نشناسد، نمی‌تواند در نزد خداوند خاص‌الخاص‌ها قرار بگیرد.
قدر این قوم مقرب نشناسد عامی
بعد از این فیض مگو این سخنان جز به خواص
هوش مصنوعی: قدر و ارزش این جمعیت معصوم و نزدیک به خدا را افراد عادی درک نمی‌کنند. پس از این نعمت بزرگ، این‌گونه سخنان را فقط افراد خاص می‌فهمند و نه همه.