شمارهٔ ۹۳
خداوندا مرا برهان ز دنیا و شر و شورش
به فضل خود نجاتم ده ز کنج آن دل کورش
بده توفیق حکم و حکمت و اخلاص در طاعت
لقای صاحب الامر و تمتع بردن از نورش
امید وصل او دارد مرا در بند این نشأه
وگرنه زین جهان بیزارم و مکر و شر و شورش
همین خواهم که در پایش سر از دشمن بیندازم
خداوندا بده دستی که مرد افکن بود زورش
به نور مهدی هادی دل و جانم منور کن
که بس تاریک میبینم جهان بیپرتو نورش
اگر شوق وصال او نباشد در خیال من
ز تلخِ سفره دنیا بشویم دست از شورش
امامی سیدی مولای سوی فیض خود بنگر
سلیمان با همه حشمت نظرها بود با مورش
اطلاعات
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
منبع اولیه: سید صادق هاشمی
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
خداوندا مرا برهان ز دنیا و شر و شورش
به فضل خود نجاتم ده ز کنج آن دل کورش
هوش مصنوعی: ای خداوند، مرا از زندگی دنیوی و از ناپاکیها و آشفتگیهای آن رهایی بخش و به رحمت و فضل خود نجاتم بده، از آن دل ناامید و کور که در آن گرفتار شدهام.
بده توفیق حکم و حکمت و اخلاص در طاعت
لقای صاحب الامر و تمتع بردن از نورش
هوش مصنوعی: از خدا میخواهم که مرا در انجام دادن کارها با حکم و حکمت و اخلاص یاری کند تا در دیدار با ولیامر و بهرهمندی از نور وجود او موفق شوم.
امید وصل او دارد مرا در بند این نشأه
وگرنه زین جهان بیزارم و مکر و شر و شورش
هوش مصنوعی: من به خاطر امید به وصال او در این دنیا گرفتار شدهام و اگر نه، از این جهان پر از نیرنگ، شر و هرج و مرج بیزارم.
همین خواهم که در پایش سر از دشمن بیندازم
خداوندا بده دستی که مرد افکن بود زورش
هوش مصنوعی: من فقط میخواهم که در برابر او، سر دشمنانم را به زمین بیفکنم. امیدوارم خدایا، نیرویی به من بدهی که بتوانم دشمنان را شکست دهم.
به نور مهدی هادی دل و جانم منور کن
که بس تاریک میبینم جهان بیپرتو نورش
هوش مصنوعی: به نور امام مهدی، دل و جانم را روشن کن، زیرا من در جهانی که بدون نور او است، بسیار تاریکی را احساس میکنم.
اگر شوق وصال او نباشد در خیال من
ز تلخِ سفره دنیا بشویم دست از شورش
هوش مصنوعی: اگر در خیالم شوق رسیدن به او نباشد، به خاطر تلخیهای دنیا، از دلبستگی و شورش کنار میکشم.
امامی سیدی مولای سوی فیض خود بنگر
سلیمان با همه حشمت نظرها بود با مورش
هوش مصنوعی: نگاهی به امام خود بینداز که مثل سلیمان با تمام شکوه و جلالش، حتی به مور هم توجه میکرد. این نشاندهنده عنایت و فیض اوست.
حاشیه ها
1402/09/25 18:11
طاهری
غزلی بسیار زیبا و تاثیرگذار...
موضوعی که ذهن مرا درگیر کرد بیت اول این غزل بود، یادآوری کرد که هر انسانی در هر درجه و مقامی در خلوت خود خواستههایش را از خدا طلب میکند. دومین نکته قابل توجه برای بنده حول غزل این بود که همیشه گمان میکردم شعرایی که به مقام پذیرش توحید دستیافتند، همه چیز را در مفهوم «عشق» خلاصه کنند، حتی اگر عشقشان(چه زمینی چه آسمانی) در فراق باشد اما این شعر حالی دیگر داشت، هر چند مخاطب صحبت امام زمان بودند لیکن کلمات بطوری زیبا چیده شدهاند و مفهوم آسمانی را القا میکنند که میتوان به عنوان یک نمونه شعری عاشقانه از آن نام برد بی آنکه فراق و هجرانی در این عشق باشد، عشقی پیوسته در امید وصال...