گنجور

شمارهٔ ۱۶

تو حق‏شناس نئی ای عدو خطا اینجاست
چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست
سری به دنیی و عقبی فرو نمی‏آمد
چرا که دوستی اهل بیت در سر ماست
در اندرون من خسته دل خیال امام
خموش کرد مرا و به خویش در غوغاست
دلم ز پرده برون شد کنون امیدی هست
اگر ز ناله و فریاد کار ما بنو است
به هر طرف من سرگشته چند پویم، چند
ره دیار امام زمان کجاست، کجاست
نبود میل جهانم ولیک در نظرم
امید آمدن او چنین خوشش آراست‏
چو شعله زاتش شوقت مدام سوزد فیض
که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست

اطلاعات

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
منبع اولیه: سید صادق هاشمی

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

تو حق‏شناس نئی ای عدو خطا اینجاست
چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست
هوش مصنوعی: تو شکرگزار نیستی ای دشمن، اشتباه اینجاست. وقتی سخنان اهل دل را می‌شنوی، نگو که اشتباه است.
سری به دنیی و عقبی فرو نمی‏آمد
چرا که دوستی اهل بیت در سر ماست
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که انسان به خاطر دوستی و محبت اهل بیت، نه به دنیای مادی و نه به امور آخرت فکر نمی‌کند و تمام توجه‌اش معطوف به این عشق و محبت است.
در اندرون من خسته دل خیال امام
خموش کرد مرا و به خویش در غوغاست
هوش مصنوعی: درون قلب من، که دلی خسته و ناامید دارد، تصویر امام به سکوت درآمد و من را در دنیای شلوغ و پر سر و صدا تنها گذاشت.
دلم ز پرده برون شد کنون امیدی هست
اگر ز ناله و فریاد کار ما بنو است
هوش مصنوعی: دل من اکنون از حجاب و پرده‌ها بیرون آمده است و امیدوارم که اگر از ناله و فریاد مدد بگیرم، شاید بتوانم به مقصود خود برسم.
به هر طرف من سرگشته چند پویم، چند
ره دیار امام زمان کجاست، کجاست
هوش مصنوعی: من به هر سو می‌روم و به دنبال نشانه‌هایی هستم، اما نمی‌دانم که راه رسیدن به دیار امام زمان کجاست.
نبود میل جهانم ولیک در نظرم
امید آمدن او چنین خوشش آراست‏
هوش مصنوعی: دنیا برای من جذابیتی ندارد، اما آوردن او در ذهنم به گونه‌ای بوده که احساس خوشایندی به من بخشیده است.
چو شعله زاتش شوقت مدام سوزد فیض
که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست
هوش مصنوعی: مثل شعله‌ای که همیشه از عشق می‌سوزد، نعمت و لطفی که در دل ما وجود دارد، همواره زنده است و هرگز خاموش نمی‌شود.