اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: کتابخانه تصوف
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
میتوان برداشت دل از خویش و شد از جان جدا
لیک مشکل میتوان شد از بر یاران جدا
هوش مصنوعی: میتوان دل را از خود جدا کرد و از جان فاصله گرفت، اما این کار دشوار است که از دوستیها فاصله بگیریم.
صحبت یاران خوشست و الفت یاران خوشست
این دو با هم یارباید این جدائی آن جدا
هوش مصنوعی: صحبت و دوستی با یاران دلانگیز است و دوستی میان آنها نیز شیرین و دلنشین است. اما این دوستی باید با هم باشد، چرا که جدایی از آنها سخت و ناگوار است.
یار کلفت دیگرست و یار الفت دیگرست
صحبت آنان جدا و صحبت اینان جدا
هوش مصنوعی: دو نوع دوست داریم: یکی که فقط برای خدمت به ماست و دیگری که به ما وابسته و نزدیکتر است. صحبت کردن با این دو دسته کاملاً متفاوت است و هر کدام دنیای خود را دارند.
صحبت آنان قرین خواندن تبت ید است
صحبت اینان نشد از معنی قرآن جدا
هوش مصنوعی: گفتوگو و سخنان آنها همانند خواندن سوره تبت است و صحبت کردن با این افراد هیچگاه از معنای قرآن جدا نیست.
صحبت آنان بلای جان هر فهمیدهٔ
صحبت اینان دوای درد از درمان جدا
هوش مصنوعی: گفت و گو و حرفهای آنها برای هر کسی که درک درست و عمیقی از موضوعات دارد، مشکلساز و آزاردهنده است؛ اما حرفهای این افراد به نوعی میتواند برای درمان دردها و مشکلات جدا باشد.
یار باید یار را در راه حق رهبر شود
نه که سازد یار را از دین و از ایمان جدا
هوش مصنوعی: دوست باید در مسیر درست و حقیقت، راهنمای دیگری باشد و نه اینکه او را از دین و ایمان خود دور کند.
یار باید یار باشد در فراق و در وصال
نه بود در وصل یار و یار و در هجران جدا
هوش مصنوعی: دوست واقعی باید در هر شرایطی، چه در لحظات نزدیکی و چه در زمان جدایی، همراه و پایدار باشد. نباید در زمان وصال تنها به فکر خود باشد و در زمان دوری، به طور جدایی عمل کند.
یار باید یار را غمخوار باشد در بلا
زو جدا هرگز نگردد گر شود از جان جدا
هوش مصنوعی: یار باید در سختیها پشتیبان هم باشد و هرگز از او جدا نگردد، حتی اگر جانش را از دست بدهد.
در غم و اندوه باشد یار با یاران شریک
در نشاط و کامرانی نبود از ایشان جدا
هوش مصنوعی: در غم و اندوه، یار باید در کنار دوستانش باشد و در شادی و خوشبختی نیز نباید از آنها جدا باشد.
چون بگرید یار باید یار هم گریان شود
نی که این گرید جدا گاه آن شود گریان جدا
هوش مصنوعی: هنگامی که محبوب گریان میشود، محبوب هم باید گریه کند. زیرا اگر یکی بگرید و دیگری بیتفاوت باشد، این دو از یکدیگر جدا خواهند شد.
هر چه بپسندد بخود بپسندد آنرا بهر یار
هر چه از خود دور خواهد خواهد از یاران جدا
هوش مصنوعی: هر چیزی که برای خودت خوب و پسندیده باشد، برای کسانی که دوستت دارند نیز خوب است. و هر چیزی که بخواهی از خودت دور کنی، به معنای جدا شدن از دوستانت خواهد بود.
دشمنان یار را دشمن بود از جان و دل
دوستش را دوست دار باشد از عدوان جدا
هوش مصنوعی: دشمنان به طور جدی با یار بدی میکنند، اما دوستان واقعی با تمام وجود از او حمایت میکنند و او را از آسیب و ستم دور نگه میدارند.
مال اگر داری برو در راه یاران صرف کن
ورنه خدمت کن مباش از نیکی و احسان جدا
هوش مصنوعی: اگر مال و ثروتی داری، آن را صرف کمک به دوستانت کن، اما اگر ثروتی نداری، از نیکی و کمک به دیگران دوری نکن.
بگذر از راحت جفا و محنت اخوان بکش
ورنه تنها مانی و بی یار و سرگردان جدا
هوش مصنوعی: از راحتی و زحمت دیگران بگذر و سختیها را به جان بخر، وگرنه تنها خواهی ماند و بدون یار و بلاتکلیف.
فیض میداند که در الفت چها بنهاده اند
او چه داند کو بود از سنت و قرآن جدا
هوش مصنوعی: فیض میداند که در دوستی و محبت چه چیزهایی وجود دارد، اما او چه میداند که این مسایل در سنت و قرآن چگونه مطرح شدهاند و از آنها جدا هستند.
حاشیه ها
1388/08/07 17:11
mareshtani
mesraje dowom beide dwazwom(dostashra dost bashad as aduwanash jeda)
---
پاسخ: مصرع به نظر مشکلدار میرسد ولی پیشنهاد شما مشکل را حل نمیکند.
1388/08/08 22:11
mareshtani
peshnehade man mausuni dar alfaz meawarad bedune inke mana taghir konad
---
پاسخ: پیشنهاد شما این است: «دوستش را دوست باشد از عدووانش جدا»، این جمله هموزن شعر است اما اشکالات دیگری دارد اول آن که با ردیف و قافیهٔ شعر همخوانی ندارد و دیگر آن که عدو در آن به صورت عدووان جمع بسته شده که معمول زبان فارسی نیست و باید به شکل عدوان با تلفظ odvan به قاعدهٔ جمع مکسر عربی جمع بسته شود.
1388/08/09 20:11
mareshtani
shoma dorost farmuded manra bebakhshed
به تظر می رسد مصرع اینگونه باشد: دوستش را دوست دارد باشد از عُدوان جدا
"از عدوّ آن جدا" درست نمیشه؟
بیت هفتم به نظرم واوش زایده
نه بود در وصل یار یار