گنجور

غزل شمارهٔ ۷

میتوان برداشت دل از خویش و شد از جان جدا
لیک مشکل میتوان شد از بر یاران جدا
صحبت یاران خوشست و الفت یاران خوشست
این دو با هم یارباید این جدائی آن جدا
یار کلفت دیگرست و یار الفت دیگرست
صحبت آنان جدا و صحبت اینان جدا
صحبت آنان قرین خواندن تبت ید است
صحبت اینان نشد از معنی قرآن جدا
صحبت آنان بلای جان هر فهمیدهٔ
صحبت اینان دوای درد از درمان جدا
یار باید یار را در راه حق رهبر شود
نه که سازد یار را از دین و از ایمان جدا
یار باید یار باشد در فراق و در وصال
نه بود در وصل یار و یار و در هجران جدا
یار باید یار را غمخوار باشد در بلا
زو جدا هرگز نگردد گر شود از جان جدا
در غم و اندوه باشد یار با یاران شریک
در نشاط و کامرانی نبود از ایشان جدا
چون بگرید یار باید یار هم گریان شود
نی که این گرید جدا گاه آن شود گریان جدا
هر چه بپسندد بخود بپسندد آنرا بهر یار
هر چه از خود دور خواهد خواهد از یاران جدا
دشمنان یار را دشمن بود از جان و دل
دوستش را دوست دار باشد از عدوان جدا
مال اگر داری برو در راه یاران صرف کن
ورنه خدمت کن مباش از نیکی و احسان جدا
بگذر از راحت جفا و محنت اخوان بکش
ورنه تنها مانی و بی یار و سرگردان جدا
فیض میداند که در الفت چها بنهاده اند
او چه داند کو بود از سنت و قرآن جدا

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: کتابخانه تصوف

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

میتوان برداشت دل از خویش و شد از جان جدا
لیک مشکل میتوان شد از بر یاران جدا
هوش مصنوعی: می‌توان دل را از خود جدا کرد و از جان فاصله گرفت، اما این کار دشوار است که از دوستی‌ها فاصله بگیریم.
صحبت یاران خوشست و الفت یاران خوشست
این دو با هم یارباید این جدائی آن جدا
هوش مصنوعی: صحبت و دوستی با یاران دل‌انگیز است و دوستی میان آن‌ها نیز شیرین و دلنشین است. اما این دوستی باید با هم باشد، چرا که جدایی از آن‌ها سخت و ناگوار است.
یار کلفت دیگرست و یار الفت دیگرست
صحبت آنان جدا و صحبت اینان جدا
هوش مصنوعی: دو نوع دوست داریم: یکی که فقط برای خدمت به ماست و دیگری که به ما وابسته و نزدیک‌تر است. صحبت کردن با این دو دسته کاملاً متفاوت است و هر کدام دنیای خود را دارند.
صحبت آنان قرین خواندن تبت ید است
صحبت اینان نشد از معنی قرآن جدا
هوش مصنوعی: گفت‌وگو و سخنان آن‌ها همانند خواندن سوره تبت است و صحبت کردن با این افراد هیچ‌گاه از معنای قرآن جدا نیست.
صحبت آنان بلای جان هر فهمیدهٔ
صحبت اینان دوای درد از درمان جدا
هوش مصنوعی: گفت و گو و حرف‌های آنها برای هر کسی که درک درست و عمیقی از موضوعات دارد، مشکل‌ساز و آزاردهنده است؛ اما حرف‌های این افراد به نوعی می‌تواند برای درمان دردها و مشکلات جدا باشد.
یار باید یار را در راه حق رهبر شود
نه که سازد یار را از دین و از ایمان جدا
هوش مصنوعی: دوست باید در مسیر درست و حقیقت، راهنمای دیگری باشد و نه اینکه او را از دین و ایمان خود دور کند.
یار باید یار باشد در فراق و در وصال
نه بود در وصل یار و یار و در هجران جدا
هوش مصنوعی: دوست واقعی باید در هر شرایطی، چه در لحظات نزدیکی و چه در زمان جدایی، همراه و پایدار باشد. نباید در زمان وصال تنها به فکر خود باشد و در زمان دوری، به طور جدایی عمل کند.
یار باید یار را غمخوار باشد در بلا
زو جدا هرگز نگردد گر شود از جان جدا
هوش مصنوعی: یار باید در سختی‌ها پشتیبان هم باشد و هرگز از او جدا نگردد، حتی اگر جانش را از دست بدهد.
در غم و اندوه باشد یار با یاران شریک
در نشاط و کامرانی نبود از ایشان جدا
هوش مصنوعی: در غم و اندوه، یار باید در کنار دوستانش باشد و در شادی و خوشبختی نیز نباید از آن‌ها جدا باشد.
چون بگرید یار باید یار هم گریان شود
نی که این گرید جدا گاه آن شود گریان جدا
هوش مصنوعی: هنگامی که محبوب گریان می‌شود، محبوب هم باید گریه کند. زیرا اگر یکی بگرید و دیگری بی‌تفاوت باشد، این دو از یکدیگر جدا خواهند شد.
هر چه بپسندد بخود بپسندد آنرا بهر یار
هر چه از خود دور خواهد خواهد از یاران جدا
هوش مصنوعی: هر چیزی که برای خودت خوب و پسندیده باشد، برای کسانی که دوستت دارند نیز خوب است. و هر چیزی که بخواهی از خودت دور کنی، به معنای جدا شدن از دوستانت خواهد بود.
دشمنان یار را دشمن بود از جان و دل
دوستش را دوست دار باشد از عدوان جدا
هوش مصنوعی: دشمنان به طور جدی با یار بدی می‌کنند، اما دوستان واقعی با تمام وجود از او حمایت می‌کنند و او را از آسیب و ستم دور نگه می‌دارند.
مال اگر داری برو در راه یاران صرف کن
ورنه خدمت کن مباش از نیکی و احسان جدا
هوش مصنوعی: اگر مال و ثروتی داری، آن را صرف کمک به دوستانت کن، اما اگر ثروتی نداری، از نیکی و کمک به دیگران دوری نکن.
بگذر از راحت جفا و محنت اخوان بکش
ورنه تنها مانی و بی یار و سرگردان جدا
هوش مصنوعی: از راحتی و زحمت دیگران بگذر و سختی‌ها را به جان بخر، وگرنه تنها خواهی ماند و بدون یار و بلاتکلیف.
فیض میداند که در الفت چها بنهاده اند
او چه داند کو بود از سنت و قرآن جدا
هوش مصنوعی: فیض می‌داند که در دوستی و محبت چه چیزهایی وجود دارد، اما او چه می‌داند که این مسایل در سنت و قرآن چگونه مطرح شده‌اند و از آن‌ها جدا هستند.

حاشیه ها

1388/08/07 17:11
mareshtani

mesraje dowom beide dwazwom(dostashra dost bashad as aduwanash jeda)
---
پاسخ: مصرع به نظر مشکلدار می‌رسد ولی پیشنهاد شما مشکل را حل نمی‌کند.

1388/08/08 22:11
mareshtani

peshnehade man mausuni dar alfaz meawarad bedune inke mana taghir konad
---
پاسخ: پیشنهاد شما این است: «دوستش را دوست باشد از عدووانش جدا»، این جمله هموزن شعر است اما اشکالات دیگری دارد اول آن که با ردیف و قافیهٔ شعر همخوانی ندارد و دیگر آن که عدو در آن به صورت عدووان جمع بسته شده که معمول زبان فارسی نیست و باید به شکل عدوان با تلفظ odvan به قاعدهٔ جمع مکسر عربی جمع بسته شود.

1388/08/09 20:11
mareshtani

shoma dorost farmuded manra bebakhshed

1397/11/03 13:02
پسند

به تظر می رسد مصرع اینگونه باشد: دوستش را دوست دارد باشد از عُدوان جدا

1399/02/08 08:05
منصور

"از عدوّ آن جدا" درست نمیشه؟

1399/06/21 23:09
Polestar

بیت هفتم به نظرم واوش زایده
نه بود در وصل یار یار