غزل شمارهٔ ۱۰
از عمر بسی نماند ما را
در سر هوسی نماند ما را
رفتیم ز دل غبار اغیار
جز دوست کسی نماند ما را
رفتیم به آشیانهٔ خویش
رنج قفسی نماند ما را
از بس که نفس زدیم بیجا
جای نفسی نماند ما را
یاران بِشُدَند رفتهرفته
دمساز کسی نماند ما را
گرمی بردند و روشنائی
ز ایشان قبسی نماند ما را
گلهایْ رفتند زین گلستان
جز خاروخسی نماند ما را
دلواپسیِ دگر نداریم
در دهر کسی نماند ما را
کو خضرِ رهی در این بیابان
بانک جرسی نماند ما را
جز ناله که مونس دل ماست
فریادرسی نماند ما را
بستیم چو فیض لب ز گفتار
چون همنفسی نماند ما را
اطلاعات
وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: کتابخانه تصوف
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
از عمر بسی نماند ما را
در سر هوسی نماند ما را
هوش مصنوعی: از زندگی ما زمان زیادی باقی نمانده و هیچ آرزویی در دل ما نیست.
رفتیم ز دل غبار اغیار
جز دوست کسی نماند ما را
هوش مصنوعی: از دل ما گرد و غبار دیگران رفت و جز دوست هیچکس برای ما باقی نماند.
رفتیم به آشیانهٔ خویش
رنج قفسی نماند ما را
هوش مصنوعی: به خانهٔ خود برگشتیم و دیگر هیچ دردی از زندان بر ما باقی نمانده است.
از بس که نفس زدیم بیجا
جای نفسی نماند ما را
هوش مصنوعی: با آنقدر نفس کشیدن بیهدف، دیگر جایی برای نفس کشیدن صحیح و مفید برای ما باقی نمانده است.
یاران بِشُدَند رفتهرفته
دمساز کسی نماند ما را
هوش مصنوعی: دوستان کمکم از ما دور شدند و حالا دیگر هیچکس نیست که با ما همراهی کند.
گرمی بردند و روشنائی
ز ایشان قبسی نماند ما را
هوش مصنوعی: آنها گرما و روشنی را از خود گرفتند و چیزی از آنها برای ما باقی نماند.
گلهایْ رفتند زین گلستان
جز خاروخسی نماند ما را
هوش مصنوعی: در این گلستان، دیگر هیچگونه گلی وجود ندارد و فقط خار و خس باقی مانده است.
دلواپسیِ دگر نداریم
در دهر کسی نماند ما را
هوش مصنوعی: ما دیگر دلنگرانی برای کسی نداریم، چون در این دنیا کسی برای ما نمانده است.
کو خضرِ رهی در این بیابان
بانک جرسی نماند ما را
هوش مصنوعی: در این بیابان که ما هستیم، دیگر نشانی از خضر نیست و صدای چنگ و ساز هم به گوش نمیرسد.
جز ناله که مونس دل ماست
فریادرسی نماند ما را
هوش مصنوعی: جز صدای نالهام که تنها همراه دل ماست، کسی نیست که به داد ما برسد.
بستیم چو فیض لب ز گفتار
چون همنفسی نماند ما را
هوش مصنوعی: وقتی که از خوشی و لذت صحبت کردن با همنفسی که بهدردبخور باشد، محروم شدیم، دیگر جایی برای گفتوگو باقی نمانده است.
حاشیه ها
1389/05/20 18:08
سیدحبارعزیزی
بیت سوم قافیه -بیت 8 دگر صحیح است
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.
1389/08/26 18:10
مهدی -ش
در بیت اخر لغت (بستیم )به اشتباه (بسیتم) تایپ شده است لطفا اصلاح شود
بستیم چو فیض لب زگفتار
چون همنفسی نماند ما را
ممنون از سایت بسییار خوبتون موفق و پیروز باشید
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.