شمارهٔ ۵۱
گر کشم بر رخ دریا مژة پرخون را
غوطهها در عرق شرم دهم جیحون را
عجب از جاذبة عشق که از یکرنگی
طوق لیلی نکند سلسلة مجنون را
رتبة کوهکن این بس که کشیدست بدوش
در وفا یک دو قدم غاشیة گلگون را
بلد راه جنون نقش پی مجنون است
خضر از ره نبرد گمشدة هامون را
خونبها یافت کسی کاب دم تیغ تو خورد
این هوس تشنه به خون کرده دل پر خون را
همچو پروانه به گرد سر خود گرداند
شعلة آه دل سوختهام گردون را
ظاهرم آینه صورت باطن شده است
شاهد حال درون ساختهام بیرون را
طرفه نعمالبدلی یافته خم جا دارد
که فراموش کند صحبت افلاطون را
این همه نکتة سر بسته که در نامة تست
هم تو فیّاض مگر فهم کنی مضمون را
شمارهٔ ۵۰: نمیدانم چه آیین است کافر کجکلاهان راشمارهٔ ۵۲: نمیپوشد چو خورشید آن پری از هیچ کس رو را
اطلاعات
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
گر کشم بر رخ دریا مژة پرخون را
غوطهها در عرق شرم دهم جیحون را
هوش مصنوعی: اگر من مژهای از خون را بر چهره دریا بکشم، جیحون را در عرق شرم غوطهور میکنم.
عجب از جاذبة عشق که از یکرنگی
طوق لیلی نکند سلسلة مجنون را
هوش مصنوعی: عشق واقعاً شگفتانگیز است، زیرا حتی یکدلی و صداقت لیلی نمیتواند زنجیرهایی که مجنون را به خود کشیده، از بین ببرد.
رتبة کوهکن این بس که کشیدست بدوش
در وفا یک دو قدم غاشیة گلگون را
هوش مصنوعی: این بیت به ما میگوید که ارزش و مقام کارگری که در کشت و کار کوهستانی مشغول است، به خاطر زحمتی است که برای وفاداری و عشق خود به انجام کار یا هدفش میکشد. او با هر قدمی که برمیدارد، به زیبایی و شکوهی میرسد که همانند رنگی گلگون به نظر میرسد. یعنی تلاش و کوشش او نه تنها به نتیجهای خوب منجر میشود، بلکه زیبایی و جذابیت نیز به همراه دارد.
بلد راه جنون نقش پی مجنون است
خضر از ره نبرد گمشدة هامون را
هوش مصنوعی: آن که به دنبال راه جنون است، همان نقشی است که مجنون بر زمین میکشد. خضر نیز از راهی که بر او رفته، نمیتواند گمشده هامون را بیابد.
خونبها یافت کسی کاب دم تیغ تو خورد
این هوس تشنه به خون کرده دل پر خون را
هوش مصنوعی: کسی به خاطر جراحتی که از تیغ تو خورده، طلب دیه کرده است. این اشتیاقی که به خون دارد، دلش را پر از غم و اندوه کرده است.
همچو پروانه به گرد سر خود گرداند
شعلة آه دل سوختهام گردون را
هوش مصنوعی: مانند پروانهای که دور شمع میچرخد، آتش دل سوختهام را به گرد چرخش آسمان میافکنم.
ظاهرم آینه صورت باطن شده است
شاهد حال درون ساختهام بیرون را
هوش مصنوعی: ظاهر من مانند آینهایست که باطن و درونم را نشان میدهد. من حال و احوال درونیام را به گونهای در بیرون به نمایش گذاشتهام.
طرفه نعمالبدلی یافته خم جا دارد
که فراموش کند صحبت افلاطون را
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که فردی چنان چیز ارزشمندی به دست آورده است که به آسانی میتواند یاد صحبتهای فلسفی و عمیق افلاطون را فراموش کند. به عبارتی دیگر، وقتی که کسی به نعمتی بزرگ دست مییابد، ممکن است مسائل و مباحث قبلی را از خاطر ببرد.
این همه نکتة سر بسته که در نامة تست
هم تو فیّاض مگر فهم کنی مضمون را
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به این است که در نامهای که نوشته شده، نکات زیادی وجود دارد که به صورت پنهان بیان شدهاند. اگر تو فردی با بصیرت و دانش باشی، میتوانی معنای عمیق و اصلی آن نکات را درک کنی.