گنجور

شمارهٔ ۳۴۹

خوبان که شوخی مژه از تیر برده‌اند
طرح نگاه از دم شمشیر برده‌اند
صد ره شکست رنگ و نیامد به رو، ز بیم
این قوم رنگ از گل تعبیر برده‌اند
صبح از جبین طالع ما تیرگی نبرد
خاصیّت اثر ز دَمِ پیر برده‌اند
هر شب فغان به داد دلم زود می‌رسید
امشب ز من به ناله خبر دیر برده‌اند
چشم حیا مدار که این شوخ دیدگان
شرم از نگاه شاهد تصویر برده‌اند
آهن دلی، چه باکت از آسیب خستگان
طرح دلت ز جوهر شمشیر برده‌اند
آبادی سرای تعلق طمع مدار
زین کارخانه رونق تعمیر برده‌اند
زهّاد در نصیحت سوداییان عشق
مغز دماغ حلقة زنجیر برده‌اند
فیّاض شاد باد روان ملک که گفت
«سردی ز استخوان تباشیر برده‌اند»

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

خوبان که شوخی مژه از تیر برده‌اند
طرح نگاه از دم شمشیر برده‌اند
هوش مصنوعی: زیبایی‌ها با ناز و شوخی چشمان‌شان، تأثیرات عمیق‌تری دارند و دقت نگاه‌شان به اندازه‌ای قوی است که می‌تواند همچون شمشیر عمل کند.
صد ره شکست رنگ و نیامد به رو، ز بیم
این قوم رنگ از گل تعبیر برده‌اند
هوش مصنوعی: بسیاری بارها به شکست و ناامیدی دچار شده‌اند، اما به خاطر ترس از این مردم، رنگ و بوی خود را از دست داده‌اند و به طور کلی معنا و جلوه‌گری خود را از دست داده‌اند.
صبح از جبین طالع ما تیرگی نبرد
خاصیّت اثر ز دَمِ پیر برده‌اند
هوش مصنوعی: صبح از پیشانی سرنوشت ما هیچ تیرگی‌ای نمی‌برد، چون اثر وزش نفس پیر را گرفته‌اند.
هر شب فغان به داد دلم زود می‌رسید
امشب ز من به ناله خبر دیر برده‌اند
هوش مصنوعی: هر شب، صدای ناله و شکایت دلم به سرعت به دیگران می‌رسید، ولی امشب خبر ناامیدی و غم من خیلی دیر به دیگران رسیده است.
چشم حیا مدار که این شوخ دیدگان
شرم از نگاه شاهد تصویر برده‌اند
هوش مصنوعی: چشمان خود را از حیا دور کن، زیرا این چشم‌های بازیگوش شرم را از نگاه محبوب به تصویر کشیده‌اند.
آهن دلی، چه باکت از آسیب خستگان
طرح دلت ز جوهر شمشیر برده‌اند
هوش مصنوعی: دل تو مانند آهن است و از آسیب های افرادی که خسته شده‌اند، نگران نیستی؛ چون طرح و احساساتت را از جوهر شمشیر به دست آورده‌اند.
آبادی سرای تعلق طمع مدار
زین کارخانه رونق تعمیر برده‌اند
هوش مصنوعی: به دنیای وابستگی و خواسته‌ها دل نبند، زیرا از این کارگاه زندگی، زیبایی و آبادانی را از تو گرفته‌اند.
زهّاد در نصیحت سوداییان عشق
مغز دماغ حلقة زنجیر برده‌اند
هوش مصنوعی: زاهدان در نصیحت افرادی که عاشق هستند، از عشق و شور و شوق آنها آگاهند و به آنها می‌گویند که این حالت مانند زنجیری است که آنها را به خود بسته است.
فیّاض شاد باد روان ملک که گفت
«سردی ز استخوان تباشیر برده‌اند»
هوش مصنوعی: خوشا به حال آن روحی که برای پادشاهی زنده است و می‌گوید: «سرما از استخوان‌ها ریشه‌کن شده است».