شمارهٔ ۹ - فراقیه
ای حکیمی کز استقامت طبع
آسمان را بری خمی از پشت
طول عالم به دست همت تو
یک بدستست کم به چار انگشت
حدس تو چون عنان بجنباند
عقل پیشش رود به پشتاپشت
نبود با نسیم خلق خوشت
سنگلاخ فراق نیز درشت
بنده را در فراق حضرت تو
تلخی زهر زندگانی کشت
شمارهٔ ۸ - اخوانیه: ترا ای نور چشم دشمن و دوستشمارهٔ ۱۰ - در تقاضای هیزم: ای آنکه دست تربیت آفریدگار
اطلاعات
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ای حکیمی کز استقامت طبع
آسمان را بری خمی از پشت
هوش مصنوعی: ای حکیم، تو که به استقامت و پایداری خود، آسمان را از پشت، به راحتی خم کردهای.
طول عالم به دست همت تو
یک بدستست کم به چار انگشت
هوش مصنوعی: با اراده و تلاش تو، طول و گستردگی دنیا تنها به اندازهی چهار انگشت است.
حدس تو چون عنان بجنباند
عقل پیشش رود به پشتاپشت
هوش مصنوعی: وقتی حدس و گمان تو به حرکت درآید، عقل نیز به دنبال آن خواهد رفت و پشت سرش خواهد آمد.
نبود با نسیم خلق خوشت
سنگلاخ فراق نیز درشت
هوش مصنوعی: با وزش نسیم، هیچکس با تو نیست و به همین دلیل، فاصله و جدایی هم بسیار سخت و دشوار شده است.
بنده را در فراق حضرت تو
تلخی زهر زندگانی کشت
هوش مصنوعی: در جدایی تو، تلخی زندگی برایم همچون زهر کشنده شده است.