گنجور

شمارهٔ ۴

ای آصف جم قدر که حسن گهر تو
مشاطه دوشیزه هر معدن و کانست
چون آینه دیده تو یکرویی و یکدل
کلک تو ندانم ز چه معنی دوزبانست
نی‌نی چو تو‌یی ضامن ارزاق بد و نیک
این واهب روزی دو زبان از پی آنست
گر خود نه چنین‌ست چرا بر ورق نظم
خوناب معانی ز رگ لفظ روانست
سنگی که به من تحفه فرستاد به جایت
گویی که مرا تیزگر تیغ زبانست
این سنگ فسان نیست مرا درخور زیراک
مجنون ترا تیزی شمشیر زبانست
تیغ اجل خصم ترا تیز سزا نیست
کان را دل سخت ملک‌الموت فسانست
این خشک رگ از زشتی چون ساعد مرگ‌ست
اما چو ز دست تو رگ و ریشه جانست
بی باد دم تیغ تمامش به هوا رفت
این سنگ سبک روح مگر ریگ روانست
از نرمی جوهر چو زر دست فشارست
هم نزد تو نیکوست که میراث کسانست
گردد ز لبم باز سوی سینه دعایت
کاین گوهر شب تاب چراغ دل کانست
تا هست به میزان خرد جهل سبک سنگ
دانم که ترا کفه اقبال گرانست

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ای آصف جم قدر که حسن گهر تو
مشاطه دوشیزه هر معدن و کانست
هوش مصنوعی: ای آصف جم، قدر و ارزش تو به اندازه‌ای است که زیبایی و حسن گوهرت مانند آرایشگری است که هر معدن و کان را می‌آراید و زیبا می‌کند.
چون آینه دیده تو یکرویی و یکدل
کلک تو ندانم ز چه معنی دوزبانست
هوش مصنوعی: چون آینه، تو فقط یک چهره و یک دل داری، اما نمی‌دانم چرا قلم تو دو زبانه است.
نی‌نی چو تو‌یی ضامن ارزاق بد و نیک
این واهب روزی دو زبان از پی آنست
هوش مصنوعی: تو که مانند نی هستی و ضامن روزی‌های خوب و بد، این بخشنده روزی به دنبال آن است که دو زبان را به سوی خود جلب کند.
گر خود نه چنین‌ست چرا بر ورق نظم
خوناب معانی ز رگ لفظ روانست
هوش مصنوعی: اگر خود واقعاً این‌طور نیستی، پس چرا معناهای عمیق و احساسی از کلمات بر روی کاغذ جاری است؟
سنگی که به من تحفه فرستاد به جایت
گویی که مرا تیزگر تیغ زبانست
هوش مصنوعی: به سنگی که برای من هدیه فرستادی، مثل این است که زبان تند و برنده‌ام را به جای تو می‌کنی.
این سنگ فسان نیست مرا درخور زیراک
مجنون ترا تیزی شمشیر زبانست
هوش مصنوعی: این سنگ برای من ارزش ندارد، چون تو به مانند دیوانه‌ای هستی که زبانت چون شمشیری تند است.
تیغ اجل خصم ترا تیز سزا نیست
کان را دل سخت ملک‌الموت فسانست
هوش مصنوعی: تیغ مرگ دشمن تو نباید تیز باشد، زیرا دل قساوت‌زده‌ی ملک‌الموت را نرمش می‌بخشد.
این خشک رگ از زشتی چون ساعد مرگ‌ست
اما چو ز دست تو رگ و ریشه جانست
هوش مصنوعی: رگ خشک و زشت مثل دست مرده است، اما وقتی که تو در کنارم هستی، رگ و ریشه‌ام زندگی‌بخش است.
بی باد دم تیغ تمامش به هوا رفت
این سنگ سبک روح مگر ریگ روانست
هوش مصنوعی: بدون وزش باد، تیغ در هوا به‌راحتی بالا رفت. این سنگ سبک و روح‌الطاف‌گیر، انگار که ریگ روان باشد.
از نرمی جوهر چو زر دست فشارست
هم نزد تو نیکوست که میراث کسانست
هوش مصنوعی: از لطافت و زیبایی جوهر طلا به راحتی می‌توان گنجینه‌ای را به دست آورد؛ بنابراین، این نکته برای تو هم سودمند است، زیرا این ویژگی به ارث بسیاری از بزرگان و افراد با فضیلت تعلق دارد.
گردد ز لبم باز سوی سینه دعایت
کاین گوهر شب تاب چراغ دل کانست
هوش مصنوعی: دعای تو دوباره به قلب من برمی‌گردد، زیرا این نور درخشان که مانند گوهر است، روشنی‌دهنده دل من است.
تا هست به میزان خرد جهل سبک سنگ
دانم که ترا کفه اقبال گرانست
هوش مصنوعی: تا وقتی که خرد و دانایی به اندازه کافی وجود دارد، نمی‌توانم جهل و نادانی را به سادگی نادیده بگیرم، زیرا می‌دانم که تو در موقعیت و وضعیت بهتری قرار داری.