شمارهٔ ۳ - هجویه
ای آصف صبا به سلیمان غور گوی
نقل مجالس کرم افسانه شماست
هرگز ندیده سفرهاتان نان و طرفه آنک
مهمانسرای حاتم طی خانه شماست
جز هیچ هیچ نیست درین انجمن مگر
دروازه عدم در کاشانه شماست
امساکوش رعیت بخلست این زمان
همت که خانهزاد سیهخانه شماست
استغفرالله این سخنان هزل و مضحکهست
رزاق جود همت مردانه شماست
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ای آصف صبا به سلیمان غور گوی
نقل مجالس کرم افسانه شماست
هوش مصنوعی: ای آصف، ای باد، به سلیمان بگو که داستانهای نرم و دلنشین شما در مجلسهای بخشندگی مشهور است.
هرگز ندیده سفرهاتان نان و طرفه آنک
مهمانسرای حاتم طی خانه شماست
هوش مصنوعی: هرگز ندیدهام که سفرهتان خالی باشد و به طور شگفتانگیزی، مهماننوازی شما همانند مهمانسرای حاتم طائی است.
جز هیچ هیچ نیست درین انجمن مگر
دروازه عدم در کاشانه شماست
هوش مصنوعی: در این جمع چیزی جز هیچ وجود ندارد، فقط دروازهای به سمت عدم در خانه شما قرار دارد.
امساکوش رعیت بخلست این زمان
همت که خانهزاد سیهخانه شماست
هوش مصنوعی: در این زمان، قانونی که مانع از بخشش و دسترسی به نعمتها شده، به مردم آسیب میزند؛ زیرا شما که در این وضعیت زندگی میکنید، باید بدانید که فردی که از خانوادهای محروم و تاریک به دنیا آمده، در واقع در وضعیت دشواری قرار دارد.
استغفرالله این سخنان هزل و مضحکهست
رزاق جود همت مردانه شماست
هوش مصنوعی: از گفتن این حرفهای بیخود و مسخره استغفار میکنم، چون بخشش و روزیدادن به لطف و تلاش مردانه شما بستگی دارد.