گنجور

شمارهٔ ۷

آن قطره‌ام که بحر به دور افکند مرا
ظلمت ز ننگ بر در نور افکند مرا
من خانه‌زاد دیده دردم چو طفل اشک
گرداب غم به موج سرور افکند مرا
بر عشق مهربان شده ترسم که عاقبت
در قحط سال وعده طور افکند مرا
ایزد جزای مستی من چون دهد مگر
لب‌تشنه در سراب شعور افکند مرا
رحمت بهانه‌جوست مبادا نسیم لطف
در صیدگاه طره حور افکند مرا

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

آن قطره‌ام که بحر به دور افکند مرا
ظلمت ز ننگ بر در نور افکند مرا
هوش مصنوعی: من همان قطره‌ای هستم که دریا مرا در خود غرق کرده است. تاریکی ننگ و عیب، مرا از نور و روشنی دور کرده است.
من خانه‌زاد دیده دردم چو طفل اشک
گرداب غم به موج سرور افکند مرا
هوش مصنوعی: من در زندگی، با درد و رنجی مشابه کودکانی که در میان مشکلات هستند، مواجه شده‌ام و این غم و اندوه مانند گردابی مرا به چالش کشیده است، اما در عین حال لحظاتی از شادی و سرور هم به من روی آورده‌اند.
بر عشق مهربان شده ترسم که عاقبت
در قحط سال وعده طور افکند مرا
هوش مصنوعی: می‌ترسم که به عشق دل ببندم و در نهایت، در روزهایی که چیزهایی کمبود دارد، به سرنوشتی ناخوشایند دچار شوم.
ایزد جزای مستی من چون دهد مگر
لب‌تشنه در سراب شعور افکند مرا
هوش مصنوعی: خداوند چطور می‌تواند پاداش مستی من را بدهد، جز این که مرا به دنبال چیزهای بی‌فایده و توهمی بفرستد، مانند کسی که در جستجوی آب، به سراب می‌افتد؟
رحمت بهانه‌جوست مبادا نسیم لطف
در صیدگاه طره حور افکند مرا
هوش مصنوعی: رحمت همیشه بهانه‌ای برای خود دارد و امیدوارم نسیم خوشی که می‌تواند به من برسد، مرا در دام زیبایی‌های دنیا گرفتار نکند.