گنجور

شمارهٔ ۵

چو آفتاب کند تاب شرم ماه ترا
به موج فتنه درآرد خط سیاه ترا
به چشم زخم بگریند کشتگان که مباد
ز دیده اشک برد لذت نگاه ترا
چه گلشنی تو که مشاطگان کشور حسن
به نو‌بهار بروبند خوابگاه ترا
تو مست جور و من از رشک غرق خون که مباد
به نام خویش نویسد ملک گناه ترا
ز باغ شعله فصیحی گل مراد بچین
که نوبهار فکند از نظر گیاه ترا

اطلاعات

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

چو آفتاب کند تاب شرم ماه ترا
به موج فتنه درآرد خط سیاه ترا
هوش مصنوعی: وقتی که خورشید با تابش خود باعث شرمندگی ماه می‌شود، خط سیاه تو نیز در میان امواج فتنه و آشفتگی نمایان می‌شود.
به چشم زخم بگریند کشتگان که مباد
ز دیده اشک برد لذت نگاه ترا
هوش مصنوعی: کشتگان به خاطر درد چشم زخم گریه می‌کنند، تا مبادا اشک از چشمان کسی بریزد و لذت دیدن تو را از دست بدهد.
چه گلشنی تو که مشاطگان کشور حسن
به نو‌بهار بروبند خوابگاه ترا
هوش مصنوعی: تو چقدر زیبا و دلنشینی که آرایشگران زیبایی در بهار، به شوق و عشق خوابگاه تو را می‌آرایند.
تو مست جور و من از رشک غرق خون که مباد
به نام خویش نویسد ملک گناه ترا
هوش مصنوعی: در اینجا، شاعر از حسادت و غم عمیق خود سخن می‌گوید. او به معشوقش اشاره دارد که در حال لذت بردن از زیبایی خود است، در حالی که او به خاطر این زیبایی و نازهای معشوق، دچار درد و رنج می‌شود. او نگران است که مبادا نام معشوق به عنوان گناه کار در دفتر آفرینش ثبت شود. به طور کلی، این بیان نشان‌دهنده‌ی تضاد بین لذت و درد در عشق است.
ز باغ شعله فصیحی گل مراد بچین
که نوبهار فکند از نظر گیاه ترا
هوش مصنوعی: از باغ شعله‌های زیبای کلام، گل آرزوهایت را بچین؛ زیرا بهار نو بر زندگی‌ات تأثیر خواهد گذاشت.