گنجور

شمارهٔ ۲۱۳

تاراج رنگ و بوی گل مدعا نمای
خرمن کن این گیاه و به برق فنا نمای
یک کاروان هنوز نرفته‌ست سوی دوست
اینک ره حرم تو به ما نقش پا نمای
این مختصر نظاره ما درخور تو نیست
ما را تمام دیده کن و رو به ما نمای
چون نخل شعله ریشه در اخگر فرومبر
چون برق بر هوا شو و نشو و نما نمای
جانت فصیحی از تب بیگانگی گداخت
خود را ببر بر آن نگه آشنا نمای

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

تاراج رنگ و بوی گل مدعا نمای
خرمن کن این گیاه و به برق فنا نمای
هوش مصنوعی: بگذار رنگ و عطر گل از بین برود و این گیاه را به دارایی خود مبدل کن و به خاطر زائل شدنش بگذار محو شود.
یک کاروان هنوز نرفته‌ست سوی دوست
اینک ره حرم تو به ما نقش پا نمای
هوش مصنوعی: یک کاروان هنوز به سمت دوست نرفته است، اما اکنون نشانه‌هایی از راه حرم تو در برابر ما نمایان شده است.
این مختصر نظاره ما درخور تو نیست
ما را تمام دیده کن و رو به ما نمای
هوش مصنوعی: ما این نگاه کوتاه به تو را برای تو شایسته نمی‌دانیم، بهتر است که تمام وجودت را به ما نشان دهی و به ما بنگری.
چون نخل شعله ریشه در اخگر فرومبر
چون برق بر هوا شو و نشو و نما نمای
هوش مصنوعی: مانند درخت نخل که ریشه‌اش در آتش نهفته است، باید در سختی‌ها و چالش‌ها استقامت داشته باشی و بر عزم و اراده‌ات بیفزایی و در این فضا رشد کنی و پیشرفت نمایی.
جانت فصیحی از تب بیگانگی گداخت
خود را ببر بر آن نگه آشنا نمای
هوش مصنوعی: روح تو، در اثر درد و تنهایی سخت آسیب‌دیده است، پس خود را به چهره‌ای آشنا و دوست‌ داشتنی برسان.