شمارهٔ ۲۱۰
هر خار کان ز گلشن هجران برآمده
در پای دل شکسته و از جان برآمده
بهر نثار تیغ جفایت مرا چو شمع
هر دم سر دگر ز گریبان برآمده
از بس به ذوق ناوک جور تو خوردهایم
گلبانگ نوش ز پیکان برآمده
تو در دلی و دیده پی جستجوی تو
چون طفل اشک بر سر مژگان برآمده
در حیرتند خلق فصیحی ز نعش ما
کاین کشتی شکسته ز طوفان برآمده
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
هر خار کان ز گلشن هجران برآمده
در پای دل شکسته و از جان برآمده
هوش مصنوعی: هر خاری که از باغ عشق و جدایی به وجود آمده، در دل شکسته من نشسته و از جانم خارج شده است.
بهر نثار تیغ جفایت مرا چو شمع
هر دم سر دگر ز گریبان برآمده
هوش مصنوعی: به خاطر ظلم و بیمهری تو، من مثل شمع هر لحظه سرم از شدت درد و ناراحتی به طور ناخودآگاه بلند میشود.
از بس به ذوق ناوک جور تو خوردهایم
گلبانگ نوش ز پیکان برآمده
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و لذت از عشق تو، آنقدر شادی و سرور را تجربه کردهایم که صدای دلنشین نوش از تیر عشق، به گوشمان رسیده است.
تو در دلی و دیده پی جستجوی تو
چون طفل اشک بر سر مژگان برآمده
هوش مصنوعی: تو در دل و چشمان من حضور داری و به دنبالت میگردم، مانند کودکی که اشک بر پلکهایش نشسته است.
در حیرتند خلق فصیحی ز نعش ما
کاین کشتی شکسته ز طوفان برآمده
هوش مصنوعی: مردم به خاطرِ وضعیت ما که به مانند یک کشتی شکسته از طوفان نجات یافته، در حیرت و شگفتی هستند.

فصیحی هروی