شمارهٔ ۲۰۷
درد ما ننگ مداوا برنتابد بیش ازین
ناز اعجاز مسیحا برنتابد بیش ازین
یک جهان لذت چکد از هر سر مژگان من
چون کنم چشم تماشا برنتابد بیش ازین
پای در دامان صحرا پیچ همچون گردباد
دامن جان زحمت پا برنتابد بیش ازین
زین سپس گو لاله چون گل داغ غم بر سینه دزد
ناله فرضست و صحرا برنتابد بیش ازین
بلبلا هر موی تو نالانست باری خود منال
گوش گل فریاد و غوغا برنتابد بیش ازین
بگسلد گر زلف او از بار جانها دور نیست
رشته جان تاب سودا برنتابد بیش ازین
نامه طاعت شهیدان ترا آهی بس است
کفه میزان فردا برنتابد بیش ازین
در چمن آیید اما جانب گل منگرید
زخم غیرت بلبل ما برنتابد بیش ازین
بوی پیراهن فصیحی میرسد از خود مرو
غیرت عشق زلیخا برنتابد بیش ازین
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
درد ما ننگ مداوا برنتابد بیش ازین
ناز اعجاز مسیحا برنتابد بیش ازین
هوش مصنوعی: درد و رنج ما درمانی ندارد و نمیتواند بیشتر از این تحمل کند. زیبایی و لطافت اعجاز مسیحا نیز دیگر برای ما کافی نیست.
یک جهان لذت چکد از هر سر مژگان من
چون کنم چشم تماشا برنتابد بیش ازین
هوش مصنوعی: چشمهای من هر وقت باز میشوند، دنیایی از لذت را به وجود میآورند. اما اگر چشمم را به تماشای زیباییها بگشایم، دیگر نمیتوانم بیش از این تحمل کنم.
پای در دامان صحرا پیچ همچون گردباد
دامن جان زحمت پا برنتابد بیش ازین
هوش مصنوعی: پایم را در دامن صحرا میگذارم و مانند گردباد دامن جانم را برمیافرازم و بیشتر از این، تحمل زحمت ندارم.
زین سپس گو لاله چون گل داغ غم بر سینه دزد
ناله فرضست و صحرا برنتابد بیش ازین
هوش مصنوعی: از این پس باید گل لاله را چون گلی غمگین بدانیم که سینهاش داغ درد را حس میکند. این درد و ناله بیشتر از این در دل صحرا نمیتواند تاب بیاورد.
بلبلا هر موی تو نالانست باری خود منال
گوش گل فریاد و غوغا برنتابد بیش ازین
هوش مصنوعی: هر موی تو چون بلبل ناله میکند، پس دیگر من ناله نکن. گوش گل نمیتواند بیشتر از این صدای ناله و فریاد را تحمل کند.
بگسلد گر زلف او از بار جانها دور نیست
رشته جان تاب سودا برنتابد بیش ازین
هوش مصنوعی: اگر زلف او از ما جدا شود، دور از جانها نخواهد بود، زیرا رشته جان نمیتواند بیش از این بار سنگین عشق را تحمل کند.
نامه طاعت شهیدان ترا آهی بس است
کفه میزان فردا برنتابد بیش ازین
هوش مصنوعی: نامهای که از اطاعت و فرمانبری شهیدان در دست داری، برای تو کافی است؛ چرا که روز قیامت، کفه ترازوی اعمالت بیش از این بار نخواهد داشت.
در چمن آیید اما جانب گل منگرید
زخم غیرت بلبل ما برنتابد بیش ازین
هوش مصنوعی: به باغ بیایید، اما به گل من توجه نکنید؛ زیرا دلخوری و غیرت بلبل ما دیگر این زخم را تحمل نخواهد کرد.
بوی پیراهن فصیحی میرسد از خود مرو
غیرت عشق زلیخا برنتابد بیش ازین
هوش مصنوعی: بوی پیراهن فصیحی به مشام میرسد و این نشاندهنده زیبایی و لطافت عشق است. غیرت عشق زلیخا دیگر نمیتواند بیشتر از این تحمیل شود.

فصیحی هروی