گنجور

شمارهٔ ۲۰۱

قوت جگرت ز جوش بستان
روزی لب از خروش بستان
سرتاسرت ار چو گل زبانست
بفروش و لب خموش بستان
داد دل رهروان به آهی
زین گمره خرقه‌پوش بستان
گر عزم طواف کعبه داری
توفیق ز می‌فروش بستان
صد جان بر یک شرر گرو کن
وز شعله شعله جوش بستان
چون نیست وفا به غیر نامی
خود را بفروش و گوش بستان
گر بارکش غمی فصیحی
صد سر ده و نیم دوش بستان

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

قوت جگرت ز جوش بستان
روزی لب از خروش بستان
هوش مصنوعی: قدرت و توان تو از شور و شوقی است که در دل داری، روزی به تو لبخند خواهد زد و سرنوشتت تغییر خواهد کرد.
سرتاسرت ار چو گل زبانست
بفروش و لب خموش بستان
هوش مصنوعی: اگر تمام وجودت مانند گل زیباست، سخن خود را فروš بده و لب‌هایت را بسته نگه‌دار.
داد دل رهروان به آهی
زین گمره خرقه‌پوش بستان
هوش مصنوعی: دل رهروان در این گمراهی به خاطر آه و ناله‌ای که از خرقه‌پوشان می‌شنوند، به درد آمده است.
گر عزم طواف کعبه داری
توفیق ز می‌فروش بستان
هوش مصنوعی: اگر قصد داری کعبه را طواف کنی، از فروشنده‌ شراب توفیق و خوشی را به دست بیاور.
صد جان بر یک شرر گرو کن
وز شعله شعله جوش بستان
هوش مصنوعی: به جان‌های بسیار ارزش خود را در برابر یک جرقه قرار بده و از شعله‌های آتشین، شور و شعف را به دست بیاور.
چون نیست وفا به غیر نامی
خود را بفروش و گوش بستان
هوش مصنوعی: اگر وفا و صداقتی در دیگران نیست، خود را به نامی بفروش و بی‌توجه به دیگران، فقط به خودت گوش کن.
گر بارکش غمی فصیحی
صد سر ده و نیم دوش بستان
هوش مصنوعی: اگر بار سنگینی از غم را به دوش بکشی، باید صد سر داشته باشی و نیمه شب را با غم خود سپری کنی.