گنجور

شمارهٔ ۲۰۰

رسم عشاقست خندان اشک حرمان ریختن
دیده در طوفان خون و گل به دامان ریختن
گریه را در پرده‌های خون دل پیچم که هست
کفر در کیش حیا یک قطره عریان ریختن
نی دلی دریای خون نه سینه‌ای گرداب غم
چون توانم قطره اشکی به سامان ریختن
رنگ احسان نیست بر سیمای ابر نوبهار
ورنه خون بایست بر خاک شهیدان ریختن
بوی گل انگیزد از هر قطره خونش بلبلی
صرفه نبود خون بلبل در گلستان ریختن
گاه دامن گلشن است و گه گریبان گلستان
دیده دلگیرست ازین اشک پریشان ریخن
لاف حیرت می‌زنی شرمت فصیحی زین گزاف
چشم حیران و سر و برگ گلستان ریختن

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

رسم عشاقست خندان اشک حرمان ریختن
دیده در طوفان خون و گل به دامان ریختن
هوش مصنوعی: عاشقان به خاطر عشق خود به طور متفاوتی احساساتی را تجربه می‌کنند؛ آن‌ها در حالی که اشک‌ها را به خاطر جدایی و غم می‌ریزند، می‌خندند و با وجود درد و رنج، زیبایی‌ها را نیز در دل خود نگه می‌دارند.
گریه را در پرده‌های خون دل پیچم که هست
کفر در کیش حیا یک قطره عریان ریختن
هوش مصنوعی: من غم و اندوه خود را در پرده‌هایی از خون دل می‌پیچم، زیرا در ادبیات شرم و حیا، ریختن حتی یک قطره اشک به صورت عریان، کفر و ناپسند است.
نی دلی دریای خون نه سینه‌ای گرداب غم
چون توانم قطره اشکی به سامان ریختن
هوش مصنوعی: دل من همچون دریایی پر از خون است و سینه‌ام پر از غم و ناراحتی. چگونه می‌توانم یک قطره اشک را به آرامش برسانم؟
رنگ احسان نیست بر سیمای ابر نوبهار
ورنه خون بایست بر خاک شهیدان ریختن
هوش مصنوعی: اگر احسان و خوبی بر چهره‌ی ابرهای بهاری نمایان بود، پس باید خون شهیدان بر خاک ریخته می‌شد.
بوی گل انگیزد از هر قطره خونش بلبلی
صرفه نبود خون بلبل در گلستان ریختن
هوش مصنوعی: عطر گل از هر قطره خون بلبل به مشام می‌رسد، ولی این صرفه ندارد که بلبل، خونش را در باغ گل بریزد.
گاه دامن گلشن است و گه گریبان گلستان
دیده دلگیرست ازین اشک پریشان ریخن
هوش مصنوعی: در بعضی اوقات، زیبایی و دل‌خوشی در گلستان وجود دارد و در برخی دیگر، دل انسان از روی افسردگی و غم گرفته است. اشک‌هایی که به خاطر این ناراحتی ریخته می‌شود، نشان‌دهنده‌ی این احساسات متضاد است.
لاف حیرت می‌زنی شرمت فصیحی زین گزاف
چشم حیران و سر و برگ گلستان ریختن
هوش مصنوعی: تو به گونه‌ای صحبت می‌کنی که دیگران را حیرت‌زده می‌کنی، اما شایسته است که از این همه ادعا خجالت بکشی. در حالی که فقط نگاه و زیبا کردن جلوه‌های ظاهری مثل گلستان را به عهده داری.