شمارهٔ ۱۹۹
ما روزی حیات بجز خون نمیدهیم
دردسری به صد می گلگون نمیدهیم
ما توأمیم با گل رعنا درین چمن
کز خون پُریم و رنگ به بیرون نمیدهیم
خاکستر دویی چو محبت به باد داد
آیینه را ز رشک به مجنون نمیدهیم
دریاکشان تشنه لبیم و ز جوی دل
خون میخوریم و زحمت جیحون نمیدهیم
از خون مرگ شربت ما داد عشق دوست
دردسر علاج فلاطون نمیدهیم
زین کاروان درد که در دل گشود بار
باج حیات غیر شبیخون نمیدهیم
دل خوش نمیکنیم فصیحی ز آسمان
می خویش را ز ساغر وارون نمیدهیم
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ما روزی حیات بجز خون نمیدهیم
دردسری به صد می گلگون نمیدهیم
هوش مصنوعی: ما در زندگی تنها با خون و تلاش خود پیشرفت میکنیم و هیچ مشکلی را نمیپذیریم، حتی اگر به بهای صد گل زیبا تمام شود.
ما توأمیم با گل رعنا درین چمن
کز خون پُریم و رنگ به بیرون نمیدهیم
هوش مصنوعی: ما در این باغ با گل زیبایی حضور داریم، هرچند که از درد و رنج و خونریزی پر هستیم، اما این احساس را نشان نمیدهیم و رنگی از ما بیرون نمیآید.
خاکستر دویی چو محبت به باد داد
آیینه را ز رشک به مجنون نمیدهیم
هوش مصنوعی: محبت همچون خاکستر دوستی را به باد داد، ما برای جلوگیری از حسادت مجنون، آیینه را به او نمیدهیم.
دریاکشان تشنه لبیم و ز جوی دل
خون میخوریم و زحمت جیحون نمیدهیم
هوش مصنوعی: ما مانند افرادی هستیم که در جستجوی دریا هستیم و با وجودی که تشنهایم، از دل خود زخم میخوریم و حتی زحمت رسیدن به آب را نمیکشیم.
از خون مرگ شربت ما داد عشق دوست
دردسر علاج فلاطون نمیدهیم
هوش مصنوعی: عشق دوست برای ما مانند نوشیدنیای است که از سختیهای زندگی برمیخیزد، و ما به هیچ وجه برای درمان دردهای خود به راهکارهای فلسفی و فکری مانند نظرات فلاطون روی نمیآوریم.
زین کاروان درد که در دل گشود بار
باج حیات غیر شبیخون نمیدهیم
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که از بار سنگین و مشکلاتی که در زندگی داریم، هیچگاه برای به دست آوردن زندگی بهتر به کسی آسیب نمیزنیم. ما به جای اینکه به دیگران حمله کنیم یا کارهای ناپسند انجام دهیم، سعی میکنیم با درد و رنج خود کنار بیاییم.
دل خوش نمیکنیم فصیحی ز آسمان
می خویش را ز ساغر وارون نمیدهیم
هوش مصنوعی: ما دل خود را با زیباییهای آسمان خوش نمیکنیم و از شراب ناخالص نمینوشیم.

فصیحی هروی