گنجور

شمارهٔ ۱۹۱

یاد آن روزی که در میخانه ساغر می‌زدیم
چون تهی می‌گشت دست از جام بر سر می‌زدیم
خواه کنج بیضه خواهی آشیان خواهی قفس
هر کجا بودیم از کنج طلب پر می‌زدیم
مقصد ما سیر گلخن بود ورنه کی چو خس
دست را بیهوده در دلهای صرصر می‌زدیم
سینه می‌سودیم چون موج از عطش در هر سراب
سیلی همت ولی بر روی کوثر می‌زدیم
همره رضوان به سیر خلد می‌رفتیم و لیک
سنگ ناکامی همان بر شاخ بی‌بر می‌زدیم
چون چراغ بیوه زن بودیم اما از غرور
صد شبیخون هر نفس بر موج صرصر می‌زدیم
دست ما شغل گریبان داشت زآن در بسته ماند
باز می‌کردند اگر ما حلقه بر در می‌زدیم
در شهادتگاه غم ما و فصیحی عمرها
زخم می‌خوردیم و فال زخم دیگر می‌زدیم

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

یاد آن روزی که در میخانه ساغر می‌زدیم
چون تهی می‌گشت دست از جام بر سر می‌زدیم
هوش مصنوعی: به خاطر می‌آورم که در میخانه، وقتی مشغول نوشیدن بودیم، هر بار که لیوان‌های ما خالی می‌شد، دوباره جام را برمی‌داشتیم و می‌نوشیدیم.
خواه کنج بیضه خواهی آشیان خواهی قفس
هر کجا بودیم از کنج طلب پر می‌زدیم
هوش مصنوعی: هر جا که بودیم، چه در گوشه‌ای از دنیا یا در یک آشیانه یا حتی در قفس، همیشه به دنبال آزادی و خواسته‌های خود بودیم و پرواز می‌کردیم.
مقصد ما سیر گلخن بود ورنه کی چو خس
دست را بیهوده در دلهای صرصر می‌زدیم
هوش مصنوعی: ما هدف‌مان این بود که در میان گل‌های زیبا قدم بزنیم وگرنه چه دلیلی داشت که مثل خس، بی‌هدف و بیهوده در دل طوفانی بزنیم؟
سینه می‌سودیم چون موج از عطش در هر سراب
سیلی همت ولی بر روی کوثر می‌زدیم
هوش مصنوعی: ما همچون امواج دریا از شدت تشنگی در هر سراب، بی‌تاب و مشتاق به جلو می‌رفتیم، اما با عزم و اراده‌ای راسخ به سوی سرچشمه زلال کوثر می‌کوشیدیم.
همره رضوان به سیر خلد می‌رفتیم و لیک
سنگ ناکامی همان بر شاخ بی‌بر می‌زدیم
هوش مصنوعی: ما همراه با فرشتگان به سوی بهشت می‌رفتیم، اما سنگ ناکامی بر سر راه ما می‌افتاد و مانع پیشرفت‌مان می‌شد.
چون چراغ بیوه زن بودیم اما از غرور
صد شبیخون هر نفس بر موج صرصر می‌زدیم
هوش مصنوعی: ما مانند چراغ یک زن بیوه بودیم، ولی به خاطر غرورمان صد مرتبه بر طوفان ترس و ناامیدی هجوم می‌بردیم.
دست ما شغل گریبان داشت زآن در بسته ماند
باز می‌کردند اگر ما حلقه بر در می‌زدیم
هوش مصنوعی: اگر ما سعی می‌کردیم و به در می‌کوبیدیم، شاید در بسته برای ما باز می‌شد و ما به خواسته خود می‌رسیدیم. ما باید تلاش بیشتری می‌کردیم و به دنبال فرصتی می‌رفتیم که دست‌مان در برقراری ارتباط مؤثرتر باشد.
در شهادتگاه غم ما و فصیحی عمرها
زخم می‌خوردیم و فال زخم دیگر می‌زدیم
هوش مصنوعی: در مکانی که بر اثر اندوه و درد، عمرهایمان آسیب می‌دید، همچنان به زخم‌های جدیدی دچار می‌شدیم و به نوعی به تلخی گذشته‌مان نیز فکر می‌کردیم.