شمارهٔ ۱۹۰
شب که ما تو سن بیهوده روی پی کردیم
صد بیابان سرشک از مژهای طی کردیم
عشق میخواست قدح در خور خمیازه خویش
ز اشک حسرت مژهواری به فسون میکردیم
در ره ناله ما کوس هوس داشت کمین
ما نهان از نفس این زمزمه با نی کردیم
در زه خود سفر دور تو تا آینه است
تو چه دانی که چهسان بادیهها طی کردیم
شکر ناکرده وفاهاش فصیحی تا چند
یاد افسانه طرازی جم و کی کردیم
اطلاعات
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
شب که ما تو سن بیهوده روی پی کردیم
صد بیابان سرشک از مژهای طی کردیم
هوش مصنوعی: در شب، وقتی که ما در تلاش برای زیبایی و عشق بودیم، قطرات اشک مانند صد راستای بیابان از چشمان ما سرازیر شد.
عشق میخواست قدح در خور خمیازه خویش
ز اشک حسرت مژهواری به فسون میکردیم
هوش مصنوعی: عشق میخواست که در هنگام خمیازهام، جامی پر از شراب بنوشم و با اشکهای حسرت، چشمانم را به جادو و سحر وا کنم.
در ره ناله ما کوس هوس داشت کمین
ما نهان از نفس این زمزمه با نی کردیم
هوش مصنوعی: در مسیر نالههای ما، آرزوی ما در کمین است و پنهان از نفس خود، این زمزمه را با نی سر میدهیم.
در زه خود سفر دور تو تا آینه است
تو چه دانی که چهسان بادیهها طی کردیم
هوش مصنوعی: در سفر به سوی تو، چنان راهی را پیش رو داریم که انگار در آینه خود را میبینیم. تو نمیدانی که ما چه مسیری را با سختی و مشقت طی کردهایم.
شکر ناکرده وفاهاش فصیحی تا چند
یاد افسانه طرازی جم و کی کردیم
هوش مصنوعی: تا کی باید به یاد داستانهای قدیم از وفای شیرین و زیبا صحبت کنیم، بدون اینکه آن را شکر گزاریم؟

فصیحی هروی